پرونده رامین زمانی به جریان افتاد که زن جوانی به پلیس مراجعه کرد و گفت که قربانی یک اخاذی کثیف شده است. او گفت: مردی به نام رامین به سراغم آمد و گفت که عاشقم شده، او ظاهری موجه داشت، من هم حرفش را باور کردم و قبول کردم با او رابطه داشته باشم. رفتارش طوری بود که اصلا شک نکردم. حتی ازمن خواستگاری کرد و گفت که حاضر است برای رسیدن به من هر هزینهای را بپردازد. رابطه ماجدیتر شد و من منتظر بودم که رامین این موضوع را با پدرومادرم در میان بگذارد. این دختر از روزی که با رامین رابطه برقرار کرد، گفت: با هم به خانهای رفتیم که فکر میکردم خانه رامین است. او در آن خانه با من رابطه برقرار کرد. از آنجایی که فکر میکردم شوهرم خواهد شد، اعتراضی نکردم. تا اینکه چند روز بعد از من پنج میلیون تومان پول خواست. رفتارش عوض شده بود، وقتی گفتم این مبلغ پول ندارم که بدهم عصبانی شد و گفت، اگر پول را جور نکنم، فیلمی که از من تهیه کرده پخش میکند. برای حفظ آبرویم مجبور شدم این پول را بپردازم، اما این کارهایش پایانی نداشت و مرتب از من اخاذی میکرد.
رامین من را به آن خانه کشانده و بعد از اینکه با من رابطه برقرار کرده بود مرتب از من اخاذی میکرد. این تنها شکایتی نبود که از رامین به ماموران گزارش شد. بعد از این زن شکایات مشابه دیگری هم مطرح شد و پلیس فهمید رامین بعد از برقراری رابطه با زنان از آنها اخاذی کرده و به این شیوه کسب درآمد میکرد. با کمک شاکیان رامین شناسایی و در یک اقدام غافلگیر کننده پلیس بازداشت شد.
بعد از بازداشت بود که مشخص شد رامین خودش قربانی خیانت شده و حالا دست به انتقامگیری زده است. او در مورد انگیزهاش به ماموران گفت: چند سال پیش بود که متوجه شدم همسرم به من خیانت میکند. او از عشق و احساس من سوءاستفاده کرده بود و بعد به مرد دیگری دلبسته بود و در تمام این مدت از من سوءاستفاده میکرد. وقتی از این کابوس بیرون آمدم تصمیم گرفتم از همه زنها انتقام بگیرم و آنها را آزار بدهم. دیگر نمیتوانستم به زنی دل ببندم. به همین خاطر هم به بهانه خواستگاری به سراغ زنان میرفتم و بعد از برقراری رابطه از آنها اخاذی میکردم. رامین مرد جوانی که میتوانست مانند جوانان همسال خود زندگی خوبی داشته باشد و عشق بورزد چرا به یک مرد انتقامجو تبدیل شد. چه مجازاتی در انتظار اوست و چرا دختران جوان براحتی به چنین افرادی اعتماد میکنند.
اعمال مجرمانه دلیل فردی دارد
مریم رامشت - روان شناس اجتماعی:این مرد یک رفتار مجرمانه انجام داده است و شکی در آن نیست؛ اما ریشه و دلایل فردی و اجتماعی دارد. افراد دیگری هم هستند که درزندگیشان همسرانشان به آنها خیانت میکنند؛ اما افرادی که به لحاظ روانی سالم هستند آن را دلیل قانعکنندهای برای انتقامگیری قرار نمیدهند و هرگز نمیتوانند بخاطر این کار دست به اعمال مجرمانه بزنند، اگر آنها نتوانند همسر خود را ببخشند بنابراین راه منطقی یعنی جدایی را انتخاب میکنند. در مورد این متهم باید بگویم در واقع این فرد سعی دارد برای رفتار مجرمانه خودش دلیل اجتماعی بیاورد و جرمش را توجیه کند. در حالی که اعمال مجرمانه دلیل فردی دارد و نه اجتماعی.
تحقیقات نشان میدهد عوارض خیانت همسر میتواند بدبینی و سوءظن و احتیاط بیش از حد باشد و فرد را دچار رفتارهای وسواس گونه بکند و نه اخاذی از دیگران. فردی که به او خیانت شده دچار وسواس فکری میشود؛ اما مرتکب جرم نمیشود.البته باید تاکید کنم چنین عوارضی در خیانت کاملا طبیعی است و فردی که دچار چنین آسیبی شده باید تحت نظر روانشناسان قرار بگیرد.
اما در مورد این مجرم باید بگویم فردی که چنین کاری میکند به لحاظ شخصیتی مشکل دارد و از دوران کودکی آسیب دیده است و احتمالا پدر و مادر او رابطه خوبی با هم نداشتهاند و این فرد را در دوران کودکی مورد سوءاستفاده رفتاری و عاطفی قرار دادهاند.
این عمل قبل از ازدواج او اتفاق افتادهاست و حس انتقامگیرانه و پرخاشگرایانه در آن فرد ریشه داشته است. شاید بتوان گفت رفتار همسرش و خیانتی که کرده باعث تحریک و تقویت رفتار انتقامگیرانه این مرد شده؛ اما تاکید میکنم عامل اصلی نبوده است.
وقتی فردی دچار حادثه و مشکل میشود صورت مساله را پاک نمیکند. یک فرد عاقل و منطقی ساختار زندگی و چارچوب انتخاب را تغییر میدهد و عواملی را که باعث به وجود آمدن خیانت از سوی همسر شده شناسایی و برطرف میکند. متهم مورد بحث عاقبتاندیشی لازم و توانایی تصمیمگیری درست را ندارد و آنچه که در زندگیاش نقش اصلی را ایفا میکند هیجاناتش است و همین باعث به وجود آمدن رفتارهای پرخطر است. افرادی که مرتکب بزه جنسی میشوند دچار اختلالات شخصی و رفتارهای پرخاشگرایانه و حس انتقام جویی قوی هستند. این فرد اگر مرد باشد دچار یک نوع زن ستیزی افراطی است و اگر نتواند که همانندسازی لازم را قبل از ازدواج با زن موجود در زندگیاش مثل مادر ایجاد بکند یک حس خشم و انتقام نسبت به زن در او به وجود میآید و دچار مشکلات شخصیتی و بحران هویت میشود. او با ارتکاب چنین جرمی شرایط را برای خودش عادی میکند و بعداز مدتی دیگر عذاب وجدان و حس ناراحتی نسبت به کاری که میکند، ندارد.
جنبه عمومی جرم
سارا نجیمی- مشاور:جرمی که مرد جوان مرتکب شده از موارد اخاذی البته در اصطلاح عامیانه است. در قانون فردی که مرتکب اخاذی میشود به حبس محکوم میشود. البته علاوه بر حبس که جنبه عمومی جرم است این فرد باید مبلغی را که از شاکی اخاذی کرده، هم به او برگرداند و به صندوق دولت هم جریمه بپردازد.
باید تاکید کنم شاکی در مورد اخاذی باید ادعای خود را ثابت کند و مدارکی به دادگاه ارائه دهد که ثابت شود او تحت فشار متهم مجبور شده به او پول بپردازد. این مدارک میتواند شامل پرینت حساب بانکی، یک شاهد و سایر مدارک محکمه پسند باشد.
در صورت اثبات جرم متهم باید عین مبلغ مورد ادعای شاکی را که به اثبات رسیده است به او بازگرداند.قاضی با توجه به تعدد جرمی که متهم مرتکب شده و سابقهدار بودن یا نبودن متهم میتواند حداقل و یا حداکثر جرم را برای او در نظر بگیرد.
اگر تعداد شاکی زیاد باشد معمولا قضات حداکثر جرم را برای متهم در نظر میگیرند. البته در پرونده مورد بحث متهم علاوه براخاذی رابطه نامشروع هم داشته است. بنابراین با توجه به اینکه اجباری در برقراری این رابطه نبوده و هر دو طرف راضی بودند 100 ضربه شلاق نیز برای مجازات متهم درنظر گرفته میشود.
نباید خیلی زود اعتماد کرد
عاطفه کشاورزی ـ روانشناس : زمانی که یک جرم اتفاق میافتد بجز فرد مجرم که به وجود آورنده جرم است، محیط و قربانی هم نقش بسیار مهمی در به وجود آمدن آن جرم دارند.
در این پرونده نیز نباید از نقش دختران جوان در به وجود آمدن جرم چشمپوشی کرد. آنها با اعتماد بیجا به مردی جوان که هیچ سابقهای از او نداشتند و بدون اینکه در مورد صحت گفتههای او تحقیق کنند به او اعتماد کرده و با این اعتماد بیجا باعث شدهاند تا شرایط ارتکاب جرم هرچه بیشتر فراهم شود. این یک اصل کلی است که باید در مورد هر حرکت و یا گفتهای دقت کرد و آن را مورد بررسی قرار داد. این اصل وقتی در مورد مساله مهمی چون ازدواج مطرح میشود باید بیشتر از سایر موارد در مورد آن دقت کرد؛ چرا که شکست در آن باعث به وجود آمدن اتفاقات تلخی در زندگی میشود.
بنابراین زمانی که فردی به دختری جوان پیشنهاد ازدواج میدهد این دختر باید بدون اینکه کمترین عجلهای بکند در مورد گفتههای مردی که به او پیشنهاد داده تحقیق کند و بگذارد او در موقعیتهای مختلف شخصیت واقعی خود را نشان دهد. نباید خیلی زود اعتماد کند و با او وارد خانهای شود که نمیداند متعلق به کیست و چرا به آن خانه میرود.
البته خانوادهها هم نقش مهمی در این خصوص دارند. آنها باید شرایط را در خانه طوری فراهم کنند که دختر جوانشان احساس امنیت کند و اگر چنین مسالهای برایش پیش آمد با آرامش خاطر و بدون اینکه ترسی از واکنش خانواده داشته باشد موضوع را با آنها در میان بگذارد تا راهنماییهای لازم از طرف پدر و مادر به این دختر داده شود.
پس روابط سالم در خانه و احساس امنیت دختر برای بیان اتفاقاتی که برایش رخ میدهد و بالا بردن آگاهی دختران در سطح جامعه در مورد خطراتی که ممکن است آنها را تهدید کند از مهمترین عوامل پیشگیری از وقوع چنین جرمی است.
سارا لقایی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم