دکتر محسن پرویز / نویسنده و عضو هیات علمی دانشگاه

چند پرسش فرهنگی

وقتی در سال‌های میانی دولت نهم، مقام معظم رهبری با تاکید فراوان بر اهتمام به مسائل فرهنگی، خواهان تحول اساسی در امور مربوط به بخش فرهنگ بودند، توقع آن بود که اقدامات اساسی و پایه‌ای در این حوزه رشد و گسترش یابد. بازتاب فرمایشات ایشان در لایه‌های میانی دولت منجر به تحرک بیشتر و ارائه طرح و برنامه‌هایی شد که عموما یا به دلیل ضعف ساختاری در مرکز و استان‌ها یا نبود نیروی انسانی کارآمد و بودجه کافی به سرانجام نرسید.
کد خبر: ۴۹۸۵۷۶

اولین واکنش عملی به رهنمودهای رهبری (در سطوح عالی) از سوی رئیس‌جمهور منتخب در دولت دهم آشکار شد و در تمشیت امور کلان حوزه فرهنگ توسط شخص رئیس‌جمهور محترم، از طریق اداره جلسات کمیسیون فرهنگی در سفرهای استانی توسط ایشان نمود پیدا کرد.

همچنین مقرر شد چند صد میلیارد تومان مازادی که به این حوزه تخصیص یافته بود و در سفرهای استانی توزیع می‌شد، زیرنظر کمیسیون فرهنگی هزینه شود (گفته شد که از 500 میلیارد تومان، تنها 150 میلیارد تومان هزینه شده که همین رقم هم تقریبا معادل 40 درصد بودجه تخصیصی به فعالیت‌ها در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بود.)

این امر در دو سالی که قرار بود همچنان فرهنگ به عنوان موضوع اصلی در دولت پیگیری شود، ادامه یافت و سپس ریاست کمیسیون فرهنگی به وزیر محترم فرهنگ و ارشاد اسلامی رسید! اگرچه این گونه پرداختن به مسائل فرهنگی مورد انتقاد برخی صاحب‌نظران قرار می‌گرفت، اما آنها که آشنایی بیشتری با نحوه اداره امور داشتند، نوع تقسیم کار در آن دوران را نشانه اهتمام ویژه و جدی رئیس‌جمهوری محترم به اجرای اوامر رهبری معظم می‌دانستند.

این روزها که دولت دهم در پایان راه خود قرار دارد و سال آخر فعالیت را پشت‌سر می‌گذارد، خوب است رسانه‌ها به ارزیابی بیرونی عملکرد دولت دهم (یا حتی دولت‌های نهم و دهم) در عرصه‌های مختلف فرهنگی بپردازند. متاسفانه در بخش فرهنگ، رویکرد انتقادی رسانه‌ها نسبت به فعالیت‌های فرهنگی دولت نهم، به رویکرد «انعکاس فاقد تحلیل و بدون بررسی صحت و سقم اخبار ارائه شده از سوی روابط عمومی دستگاه‌های اجرایی» تبدیل شده تا جایی که در مواردی به نظر می‌رسد برخی اخبار منعکس شده نوعی «رپرتاژ آگهی» است!

«بررسی عینی و مبتنی بر شواهد و واقعیت‌ها» اگر برای ماه‌های باقیمانده از دولت دهم فایده‌ای نداشته باشد، دست‌کم می‌تواند راهنمایی برای دولت‌های بعدی باشد و چراغی در این مسیر دشوار و پرپیچ و خم روشن کند. پرسش‌های فراوانی در حوزه‌های سیاستگذاری، برنامه‌ریزی و اجرای فعالیت‌های فرهنگی وجود دارد که می‌توان در بررسی عملکرد دولت‌های گذشته به هر یک پرداخت.

در پایان نوشتار به نمونه‌هایی از آنها اشاره می‌شود:

سیاستگذاری و برنامه‌ریزی برعهده کیست؟

نقش عوامل اجرایی در سیاستگذاری و برنامه‌ریزی چقدر است و چه میزان باید باشد؟

رابطه مجریان و سیاستگذاران چگونه تعریف می‌شود؟

وظیفه نظارت بر حسن اجرای ضوابط و قوانین بر عهده کیست؟

مشکلات اصلی حوزه فرهنگ کدام است؟ آیا مساله اصلی «بودجه» است؛ آن‌گونه که برخی مجریان می‌گویند؟

نقش نیروی انسانی چقدر و چگونه است؟ اساسا چه کسی نیروی کارآمد فرهنگی محسوب می‌شود؟

آیا همه تحصیلکردگان رشته‌‌های علوم انسانی نیروی فرهنگی هستند یا دست‌کم مدرک مرتبط با حوزه فرهنگ دارند؟

تمرکزگرایی خوب است یا تمرکزگریزی یا الگوی دیگر؟ تمرکز در پایتخت یا در شهرستان‌ها؟ تمرکز در یک وزارتخانه یا در مراکز متعدد؟

جایگاه بخش‌های خصوصی و دولتی در اداره امور فرهنگی و میزان توانایی هر یک چقدر است و چقدر باید باشد؟

نقش ساختارها و نمودارهای تشکیلاتی در سازماندهی یا بی‌سامانی این حوزه چقدر است؟ (مثلا تبدیل یک معاونت به‌سازمان چقدر راهگشاست؟)

نحوه تعامل با جهان خارج از ایران (منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای) چگونه باید باشد؟

مرزبندی بین نیروهای فرهنگی چگونه است و چگونه باید باشد؟

مدیران و فعالان این حوزه (مثلا هنرمندان) چقدر پاسخگوی اعمال، رفتار و گفتار خود هستند و باید باشند؟

نقش تشکل‌های صنفی یا فرهنگی چقدر است و چقدر باید باشد؟

و... این قصه سر دراز دارد.

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها