در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
سال 60 بود و هنوز مردم، داغدار شهدای هفتم تیر بودند که در آن سید محمد بهشتی و 72 تن از یارانش در دفتر حزب جمهوری اسلامی در اثر انفجاری وحشتناک به شهادت رسیدند و هنوز مردم پیراهنهای مشکیشان را درنیاورده بودند که داغدار رییسجمهور محبوب و نخستوزیرش شدند.
شهید محمدعلی رجایی دومین رییسجمهور کشور بعد از پیروزی انقلاب اسلامی بود که در پی عزل بنیصدر به عنوان رییسجمهور از سوی مردم برگزیده شد، اما هنوز یک ماه از شروع مسوولیتش نگذشته بود که همراه نخستوزیرش حجت الاسلام محمدجواد باهنر در محل دفتر نخست وزیری ترور شدند.
رفاقت دیرینه رجایى و باهنر که قدمتی 20 ساله داشت، حتی در لحظه مرگ هم آنان را ترک نکرد. برای همین حتی وقتی که خواستند از این دنیا هجرت کنند، باز هم با هم بودند گویی که عقد اخوتی بین خود خوانده بودند.
برای همین باهم و در کنار هم به سوی خدا رفتند. شنیدن این خبر برای پیری که در طول فقط دو سال تعداد زیادی از مردان بزرگش را از دست داده بود سخت بود، اما از آنجا که منطق او و ملتش همانند منطق مومنین، منطق قرآن بود با این جمله پذیرای این خبر تلخ شد: «انالله وانا الیه راجعون.»
برهمین اساس بود که امام خمینی بنیانگذار کبیر انقلاب تاکید کردند:« با این منطق هیچ قدرتى نمىتواند مقابله کند. با جمعیتى و ملتى که خود را از خدا مى داند و همه چیز خود را از خدا مىداند و رفتن از اینجا را به سوى محبوب خود مطلوب خود مىداند، با این ملت نمىتوانند مقابله کنند ».
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: