در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
البته لزوم آگاهی و تسلط کارگردان بر این مرحله از ساخت فیلم و نظارت او بر حسن انجام این وظیفه توسط طراح تولید، امری واضح و مبرهن است که به تاکید و توضیح اضافه نیازی ندارد.
در گذشته مسئولیت آنچه امروز طراح تولید عهدهدار آن است بر دوش کارگردان هنری یا همان طراح صحنه بود که از عوامل کلیدی و خلاق در دوران سینمای صامت به شمار میرفت؛ بخصوص در سالهای نخستین ظهور سینما که تاثیر تئاتر و صحنه تئاتری در فیلمها بسیار مشهودتر از سالهای بعد بود. با پیچیدهتر شدن فرآیند فیلمسازی و اهمیت یافتن سبک و شیوه فیلمبرداری، شرح وظایف کارگردان هنری به حیطه فیلمبرداری و کار با دوربین گسترش پیدا کرد و اینجا بود که طراحی تئاتری به طراحی سینمایی بدل شد.
با رواج یافتن نظام استودیویی و به دنبال آن نیاز به ساخت دکورهای گرانقیمت و پرهزینه، کارگردان هنری بناچار نظارت بر بخش عمده فرآیند تولید را به عهده گرفت و از آنجا که زبان بیانیاش برخلاف کارگردان و فیلمبردار عبارت بود از نقشهها و طرحهای مفهومی، به نوعی پل ارتباطی میان کارگردان و دیگر عوامل به شمار میآمد. گفتنی است در نظام استودیویی، کارگردان هنری که بعدها به طراح تولید تغییر نام و مسئولیت داد، عهدهدار بخشی از کار میزانسن فیلمها نیز بود.
استیون دی. کاتز در کتاب «نما به نما» آغاز تبدیل کارگردان هنری به طراح تولید را مربوط میداند به سال 1939 و فیلم «بر باد رفته» که در این سال ویلیام کامرون منزیس برای پست جدید طراحی تولید (Production Designer) جایزه اسکار را دریافت کرد، حال آنکه منزیس خود ده سال پیشتر از آن در اولین مراسم اسکار برنده جایزه بهترین کارگردان هنری شده بود.
در یک اشاره اجمالی میتوان وظایف طراحی تولید را در این موارد خلاصه کرد: طراحی سبک کلی دکورها، وسایل صحنه و لباسها، تصویرگری فیلم و تصاویر مفهومی و همچنین طرحهای نهایی صحنههای مختلف فیلم، طرحهای ساختمانی و مرتبط با معماری بناها و لوکیشنها، نمایش زاویه دوربین در پلانها و نقشهنماها، طرحهای تداومی و استوریبورد و همچنین مدل مقیاسبندی شده که به منظور تجسم فضای سهبعدی مقابل دوربین به کار میرود و نه فقط ابزار بصری مناسبی برای صحنهپردازی و تعیین موقعیت دوربین است، بلکه برای طراحی وقایع پشت دوربین نیز کاربرد دارد.
و بالاخره اینکه میان وظایف طراح تولید فیلم، آمادهسازی استوریبورد با بهرهگیری از طراحان خلاق، یکی از مهمترین عناصر تاثیرگذار در کیفیت هنری فیلم است. استوریبورد که بحث مکفی در مورد آن مجالی دیگر میطلبد، به اعتقاد بسیاری از کارشناسان مقوله فیلمسازی مفیدترین ابزاری است که فیلمساز برای تجسم ایدههای خود در اختیار دارد و باید این واقعیت را پذیرفت که جز در خصوص فیلمهای تجربی و مستقل، در دیگر موارد این گمان که فیلم همیشه در سر صحنه خلق میشود توهمی بیش نیست.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: