در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در این میان به نظر میرسد که کالاهای هنری به طور کلی در سبد خانوادهها نوعی تجملگرایی محسوب میشود. با وجود این میتوان گفت که هنوز مردم زیادی بابت خرید کتاب یا رفتن به سینما و تئاتر پول میدهند و خرج میکنند، اما کافی است گذری به گالری نقاشیها و خوشنویسیها و موزهها بیندازیم. دل هر انسان هنردوستی به درد میآید وقتی میبیند ماحصل سالها زحمات هنرمندان در بهترین شکل به دیوارهای موزهها و گالریها آویخته شده است، اما کسی نیست که از این آثار حتی دیدن کند.
همین چند روز پیش برای دیدن یکی از موزههای تهران که گنجینه میلیاردی آثارش را به نمایش گذاشته بود، به آن موزه رفته بودم که با صحنه تلخی مواجه شدم.
موزهدار برای بازدید من از آثار آن موزه، چراغها را روشن کرد. یعنی پیش از من هیچ کسی مخاطب این آثار در آن روز نبود و لابد موزهدار پیش خود حساب کرده وقتی این آثار ارزشمند مخاطبی ندارد، برای چه برق اضافی مصرف کند.
در آسیبشناسی این موضوع هم مسئولان و هم مردم را میتوان مقصر دانست؛ مردمی که به هنر به چشم ضرورت در زندگی خود نگاه نمیکنند و حاضر نیستند پولی را که بابت فستفود میپردازند، پای کالاها و اماکن هنری هم خرج کنند و مسئولانی که نگاه کوتاهمدت دارند.
مسئولانی که ساعات بازدید از موزهها و گالریها را دقیقا در ساعات اداری قرار میدهند طبیعی است هیچ خانوادهای از ساعت 9 صبح تا 3 بعدازظهر تابستان گرم تهران حاضر نیست برود و این آثار را تماشا کند. نتیجهاش میشود همین گلایههایی که از هنرمندان میشنویم.
سجاد روشنی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: