توبه نصوح شرط بازگشت ‌اصلاح‌طلبان

مدت‌هاست بحث بازگشت جریان موسوم به اصلاح‌طلب به عرصه «قدرت» در سطح رسانه‌ها و محافل سیاسی مطرح است و حرف و حدیث‌ها و اما و اگرهای گوناگونی درباره آن عنوان شده است. این نوشتار نکاتی است در این باره.
کد خبر: ۴۹۶۷۷۲

1)‌ از ابتدای پیروزی انقلاب و تشکیل نظام اسلامی، شرح صدر و روی گشاده نظام به روی همه جریان‌هایی که اختلاف نه فقط در سلایق، بلکه در دیدگاه‌ها و رویکردها حتی در موضوعات مهم داشتند، اما پذیرفته بودند در چارچوب نظام اسلامی و قواعد حاکم بر آن و مشخصاً بر اساس قانون اساسی فعالیت کنند، به نمایش گذاشته شد.

به عبارت دیگر، نظام اسلامی از همان ابتدا بر‌اساس جذب حداکثری و دفع حداقلی عمل کرد و درصدد حذف هیچ جریان قانونمندی برنیامد.

اثبات این مدعا را از دست به‌دست شدن مناصب و مسوولیت‌های مختلف، از شوراها گرفته تا مجلس شورای اسلامی و دولت بوضوح می‌توان دید.

سابقه حضور جریان‌های سیاسی گوناگون اما قانونمند، اختصاص به مسوولیت‌هایی که در اثر انتخاب مردم جابه‌جا شده است، نداشته و در مسوولیت‌های گوناگون به اصطلاح انتصابی از قوه قضاییه گرفته تا نمایندگان رهبری در دستگاه‌ها، نهادها، ائمه جمعه، شورای عالی انقلاب فرهنگی، مجمع تشخیص مصلحت نظام و حتی خود دفتر رهبری نیز موارد متعدد آن را می‌توان به‌طور مستند یافت و ذکر کرد.

در عین حال، طی این 33 سال جریان‌های مختلفی بوده‌اند که نتوانسته یا نخواسته‌اند با نظام همراهی کنند و به‌رغم تلاش‌ها و اتمام حجت ها، راه خود را از انقلاب اسلامی جدا کرده‌اند و بعضاً به جدا شدن اکتفا نکرده، به مقابله با نظام روی آورده‌اند.

نظام اسلامی با جریان‌هایی که به تقابل رو آورده‌اند، طبق قواعد عقلانی و قانونی نه‌تنها مماشات نکرده، بلکه قاطعانه برخورد کرده است.

این مسأله نیز از دوران امام راحل‌(ره) تاکنون ادامه داشته است و نمونه‌های آن را در کنار گذاشتن دولت موقت و دیگر ملی‌گراها، عزل بنی‌صدر، برخورد با منافقین و ماجرای مرحوم آقای منتظری می‌توان مشاهده کرد.

2)‌ فتنه سال 88، پیچیده‌ترین توطئه‌ای بود که تاکنون دشمنان انقلاب اسلامی ایران با هدف براندازی نظام به اجرا گذاشته‌اند.

این فتنه هر چند دستاوردهای ارزشمندی برای نظام داشت، اما خسارت‌های سنگین و بعضاً غیرقابل جبران آن را در حوزه‌های مختلف نمی‌توان انکار کرد و نادیده انگاشت.

سهم قابل توجهی از خسارت‌های این فتنه ناشی از (حداقل) همراهی برخی خواص و طیف‌هایی از همین جریان موسوم به اصلاح‌طلب بود که منطقاً باید مسوولیت آن را بپذیرند و نسبت به آن پاسخگو باشند.

این جریان برای بازگشت به قدرت نمی‌تواند براحتی از کنار این مسئولیت بگذرد و آن رویداد مهم را در حد یک سوءتفاهم تنزل بدهد یا گستاخانه‌تر این‌که برای بازگشت شرط و شروط بگذارد و مصداق این ضرب‌المثل شوند که «فلانی را به ده راه نمی‌دادند سراغ خانه کدخدا را می‌گرفت!»

3)‌ در فرهنگ قرآنی با واژه «توبه نصوح» به معنای «توبه خالصانه» برمی‌خوریم که در دیگر متون اسلامی از جمله نهج‌البلاغه، تحقق آن مستلزم طی این شش مرحله است. (حکمت 417)

1) پشیمانی بر آنچه گذشته 2) عزم راسخ بر ترک همیشگی گناه 3) ادای حقوق مخلوقین 4) به‌جا‌آوردن واجباتی که ضایع گشته 5) از بین بردن گوشتی که از مال حرام بر تن روییده 6) چشاندن درد طاعت به تن، آن‌سان که شیرینی نافرمانی به تن چشانیده شده است. این شرایط، مربوط به تحقق توبه و استغفار در بعد فردی است که قاعدتاً در بعد اجتماعی نیز می‌تواند ترجمه شود.

لذا هر چند ممکن است عده‌ای از باب «توبه گرگ، مرگ است» اساساً قائل به امکان بازگشت این جریان نباشند، اما با اغماض می‌توان بازگشت مجدد طیف‌های مردود شده جریان موسوم به اصلاحات را مستلزم «توبه نصوح» دانست.

مهدی فضائلی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها