در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
در حقیقت کشتی به تنهایی نیمی از مدالهای ورزش ایران را در سیامین دوره این بازیها بدست آورد، همان گونه که تاکنون نیز بیش از دو سوم مدالهای المپیکی ورزش ایران از سوی قهرمانان کشتی بدست آمده است البته تنها فرق ایندوره از بازیها این بود که این بار کشتی فرنگی سردمدار مدالآوری شد تا با سه طلای ارزشمند خود، زمینهساز ارتقای رنکینگ ورزش ایران در جدول مدالی و صعود به رتبه هفدهم بازیها شود.
کشتی آزاد در شرایطی که استحقاق حداقل دو مدال طلا از این بازیها را داشت، اسیر بدشانسی و آسیبدیدگی کشتیگیرانش شد، چه در غیر این صورت باید رضا یزدانی و احسان لشگری بر سکوی قهرمانی قرار میگرفتند.
به هر حال همیشه المپیکها صحنه اتفاقهای عجیب و غریب و غیرپیشبینی نشدهای بوده است که کشتی آزاد هم در لندن 2012 از آن مبرا نبود.
هر چند خیلیها در پایان این بازیها تلاش کردند با حمله به رسول خادم، به مدیریت او خدشه وارد سازند، اما یقینا اهل فن و آگاهان این رشته کاملا آگاه هستند که تیم کشتی آزاد با وجود بازماندن از کسب مدال طلا، بد نیز نتیجه نگرفته است.
در حقیقت از شانسهای کسب مدال ایران تنها مهدی تقوی، دچار شکستی غیرمترقبه شد، چه دیگران فراتر از انتظار کشتی گرفته و صاحب مدال شدند که از جمله آنها باید به احسان لشگری و کمیل قاسمی اشاره کنیم.
با رسول خادم مدیر فنی تیمهای ملی و سرمربی تیم ملی کشتی آزاد راجع به مسائل مختلف این رشته به گفتوگو نشستهایم که در پی میآید.
نه تنها در کشتی، بلکه در کل ورزش اگر حرکتهای درست و اصولی به اجرا گذاشته شود و بزرگ فکر کنیم دستاوردهایمان از رقابتهای جهانی و المپیک میتواند دوچندان باشد، نمونهاش همین حمید سوریان که باید چهار سال پیش در پکن 2008 طلا میگرفت. متاسفانه اشتباهات مدیریتی این اجازه را نداده که کشتی ایران از تمام سرمایهها وظرفیتهای موجود خود استفاده کند. با این حال حضور دوباره رسول خادم در کشتی را باوجود تمام خلأها میتوان هدفمند ارزیابی کرد. اینطور نیست؟
درست میگویید و این مساله مهمی است که باید پذیرفت ورزش در کشور ما برنامهمحور نیست. یعنی بیش از آنکه متکی به یک نظام و سیستم مشخص باشد، متکی به تواناییها و خلاقیتهای فردی است که در قالب ورزشکار یا مربی کارکردهای ویژهای را از خود بروز میدهند. حالا ممکن است این خلاقیتهای فردی در یک زمانی و تاحدی جواب بدهد و در یک زمانی نه و خودش تحت تاثیر فضای حاشیه و ناهماهنگیهای موجود در ورزش، ناکارآمد بشود. این اتفاق موضوع مهمی است که در بیشتر المپیکها شاهدش بودهایم. یعنی در اغلب المپیکها اگر ورزشکاران را نیز به حال خود رها میکردیم میشد نتیجه بهتری گرفت تا اینکه فشارهای روحی و روانی منتج از فضای مدیریتی ایجاد شده برای یک رشته ورزشی و ورزشکاران آن را در کنار قهرمانان قرار میدادیم.
این بحث مهمی است و هنوز هم وجود دارد، یعنی یکی از مباحث مهمی که ورزشکاران در المپیکها با آن مواجه هستند به دلیل اینکه بازتاب بازیهای المپیک در افکار عمومی بسیار بالاست و این بازیها بزرگترین میدانی است که ما روابط و مناسبات اجتماعی را در کلانترین سطح آن میتوانیم بین ملل جهان شاهد باشیم، باعث میشود رفتارهای مدیریتی که برنامهمحور نبوده و طبیعتا در مقام پاسخگویی قرار میگیرد فشارهای روانی غیرمتعارف، حاشیهای و غیرمنطقی را در جهت حصول به نتیجه متوجه ورزشکاران میکند. در صورتی نیز که موفقیت حاصل نشود در آن فضا خیلی از واقعیتها در هر دوره گم شده و در عمل برای یک شروع دوباره هم تابع یک نظام برنامهای و هدفمند نبودهایم.
در راه حضور در بازیهای المپیک لندن فرصتی فراهم شد تا شاید با توجه به شناختی که نسبت به این آسیبها وجود داشت، کار فنی در کشتی با حداقل تنشها و حاشیههای ممکن روبهرو شود؛ کاری که البته بسیار سخت و دشوار نیز بود، چون فشارهای حاشیهای تا نزدیکی خطزرد تشکهای کشتی ما را دنبال میکند و تحمل این فشارها هم کار سادهای نیست.
متاسفانه باوجود آنکه مردم بسیار علاقهمند هستند و مشتاقانه موفقیتهای ورزشکارانشان را دنبال میکنند در خود جامعه ورزش و کشتی افرادی وجود دارند که علاقهای به کسب نتیجه و موفقیت ورزشکاران ندارند. دلایل شخصی، صنفی و قشری نیز پشت اینحاشیهسازیها و ضربه زدن است و اینها برای پیشبرد اهداف خود نیز ابزارهای رسانهای، مدیریتی و مالی لازم را در اختیار دارند.
این مساله به این برمیگردد که نگاه ما در کشتی نگاه علمی نبوده و بیشتر متاثر از نگاه قشری است که در آن هرجناح سعی کرده کشتی را به طرف خود بکشد که بزرگترین آسیب هم همین است.
همین طور است، زمانی نیز که به المپیکها میرسیم این مساله به دلیل آنکه ذینفعان حضور در المپیک زیاد هستند، فشارهای حاشیهای چند برابر گذشته میشود. برای همین معتقدم جمع و جور کردن تیم ملی با همه فشارهایی که کار فنی دارد و برنامهریزی فنی برای حضور در المپیک بسیار سنگین است. غیر از این فضای فنی، ما انرژی زیادی را گذاشتیم برای آنکه تیم را از حواشی دور کرده و اجازه ندهیم حاشیهها روی کیفیت کار کشتی گیران تاثیر بگذارد. البته دیگر پس از این همه سال این مسائل جای تعجب ندارد و ما طی این مدت با شیوههای گوناگون مواجه شدیم که میخواستند تیم را دچار تنش کنند و اجازه ندهند که در محیط و فضایی خوب و با آرامش، برنامههای آمادهسازی تیم ملی به اجرا گذاشته شود.
بطور طبیعی هر مربی برای آنکه آرامش تیمش بههم نریزد، باید خیلی از مسائل را به جان خریده و به گونهای رفتار کند که ترکشها و لطمات این حرکتهای ایذایی به تیم ضربه نزند.
متاسفانه بیشتر این حاشیهسازیها، بیش از آنکه منافع کشتی را مد نظر داشته باشد، تابع منافع شخصی است، چه در غیر این صورت کسی که دلش برای کشتی بسوزد، هیچوقت به خودش اجازه نمیدهد برای این رشته حاشیهسازی کرده و چوب لای چرخش بگذارد.
به نظر من ، ما ظرفیتهای خوبی در کشتی داریم. درحقیقت این رشته ظرفیتهای خاص خود را داراست و معتقدم اگر کشتی میتوانست حداقل یک برنامه چهارساله داشته باشد، با توجه به سطح کیفی کشتی دنیا که نسبت به دو دهه گذشته پایین آمده است، ما این قابلیت را داشتیم که جایگاه اتحاد جماهیر شوروی سابق را در کشتی دنیا پیدا کنیم؛ هم در آزاد و هم در فرنگی. با این حال تحت تاثیر این حاشیهسازیها شما با وضعیتی مواجه میشوید که برنامهریزی فنی آخرین کارتان میشود و بزرگترین مسائل مدیریتی و فضای رسانهای نیز تابعی از این جریانسازیها میشود؛ مسائلی که تعهداتی متضاد با منافع ملی ورزش دارد و این بحث بسیار مهم و جدی است.
در هفت ماه گذشته بعضی از رسانهها غیر از انتقادهای غیر واقع و دامن زدن به حاشیهها کار دیگری نکردهاند و این مساله به تضییع حقوق کشتیگیران انجامیده است. وقتی پیگیر میشوید چرا باید این طور باشد، پاسخ میشنوید ما نسبت به بعضی اشخاص تعهد داریم، آیا جز این است که آدم در این شرایط احساس میکند منافع ملی کشتی و ورزش مورد توجه نیست.
باتوجه به تجارب قبلی معتقدم تنها چیزی که در المپیکها گم میشود منافع ملی است و بر عکس آن سودجوییها و منفعتطلبیها بشدت رشد میکند. حالا اگر کسی توان این را داشته باشد که با این فضا مواجه شود، باید فشارهای زیادی را به جان بخرد؛ درغیر این صورت زیر بار اینحواشی متلاشی خواهد شد.
شما المپیکهای 30 سال گذشته را مورد توجه قرار داده و ببینید که چه تیمهای خوبی داشتهایم که بعضا نتیجه لازم را نگرفتهاند. مثلا تیم سال 1996 آتلانتا تیم خوب و قدری بود، همین طور تیم 2000 و 2004 و حتی پیش از همه آنها تیم سال 92 بارسلونا. همه آن تیمها از تیم فعلیمان نیز بهتر بودند و جالب آنکه همه نیز یک کادر فنی مشترک داشتند، آن هم کادری پخته و فنی، اما همه این تیمها نیز از حواشی متلاشی شده و به لحاظ فنی بههم ریختهاند.
سال 2000 یک طلا گرفتیم در حالی که حداقل میتوانستیم دو طلا بگیریم، سال 96 هم همینطور، سال 2004 علیرضا حیدری باید قهرمان المپیک میشد، واقعا حیف.
میخواهم بگویم چرا این فضا ایجاد میشود؟ واقعیت مطلب این است که سودجویی و منفعتطلبیهایی که اصلا منافع کشتی و ورزش را مدنظر قرار ندادند بشدت در زمان المپیک به اوج خود میرسد تا بر خلاف رویکردی که ما باید در جهت کسب افتخار و عرض اندام در دنیای امروز و فضای سیاسی جهان داشته باشیم، به حداقلها بسنده کنیم. در این فضا اگر یک قهرمان ما بتواند خود را از زیر بار فشارهای روحی و روانی رهانیده و خودش را حفظ و مدیریت کند، در المپیک موفق میشود و اگر نتواند که زحماتش بر باد میرود.
صابون این عده از پیش به تن شما خورده است و خوب بهخاطر دارید که چند سال پیش نیز این عده سنگ جلوی پای شما انداختند. متاسفانه جنجالها و سطحینگری که بعضا در ورزش ما وجود داشته است، این اجازه را نداده که اهل فن و عاشقان ورزش در فضایی خوب کارشان را انجام دهند و البته یک دلیل آن نیز میتواند در مدیریت کشتی جستجو شود. اکنون نیز شما در دورهای وارد شدهاید که دوره گذار فدراسیون کشتی است، یعنی وقتی مدیریت متمرکز عمل نکرده و بخواهد دل همه را بدست آورد، نتیجهاش این میشود که عدهای ناخواسته سنگ جلو پای هم میگذارند. چون در کشتی همه مدعی هستند و کمتر پیش آمده که یکدیگر را قبول داشته باشند، این موضوع آدمها را در مقابل هم قرار داده و چنین فضایی به نوعی مانعی در راه توسعه کشتی میشود.
همینطور است.
واقعا رسول خادم میتوانست در کشتی جهان یک استثنای کمنظیر باشد. دلایلی که شما را پس زد تا بعد از طلای المپیک 96 19کشتی را کنار بگذارید و بعد از دو سال دوری سال 98 19برگردید و در سنگین وزن نقره جهان بگیرید، همه در این جهت بوده که خواستهای فریاد اعتراض خود نسبت به جو موجود را به گوش مسئولان و مردم برسانید. آیا امروز هم میتوان حضور دوبارهتان را یک نوع اعتراض دانست؟
خیلی از مسائل را خوشبختانه شما بهتر از من میدانید. خودم هم نمیدانم چرا، ولی هنوز هم احساس نمیکنم زمان بیان خیلی از مسائل رسیده باشد. در حقیقت گفتن خیلی از مسائل ارزش آنها را کاهش داده و جایگاهشان را خدشهدار میکند، اما این واقعیت بزرگ وجود دارد.
خادم: اگر کشتی میتوانست حداقل یک برنامه چهارساله داشته باشد، با توجه به سطح کیفی کشتی دنیا که نسبت به دو دهه گذشته پایین آمده است، ما این قابلیت را داشتیم که جایگاه شوروی سابق را در کشتی دنیا پیدا کنیم
زمانی که من سال2003 مجبور به رفتن شدم، سهم سودجوییها در اطراف کشتی و ورزش بسیار کمتر از امروز بود. خیلی وقتها در ذهن مردم این بوده که من کشتی را رها کرده و به حوزههای دیگر رفتهام، اما واقعیت مطلب این بود که نمیخواستند ما در کشتی باشیم و اصلا مجالی برای حضور امثال من در کشتی وجود نداشت.
شاید اگر امروز هم این مجال به لطف خدا فراهم نمیشد هیچوقت دیگر هم فراهم نمیشد. الان هم احساس میکنم حضورم منافع خیلی از اشخاص و گروههای ذی نفع مادی و اعتباری را تنگ و محدود کرده و اصولا یکی از دلایل استمرار حاشیهها نیز همین است. به هر حال من بدون شناخت نسبی به این فضای حاشیهای به میدان نیامدهام. البته قبلا در کشتی جریانهای حاشیهای، شناخته شده و از جنس خود کشتی و ورزش بودند، اما متاسفانه امروز برنامهریزیهایی که برای ایجاد حاشیه و آسیب رساندن به کشتی صورت میگیرد، از جنس حاشیهسازیهای سیاسی است.
ضمن اینکه عوامل حاشیه ابزارهای گستردهتری نسبت به قبل در اختیار دارند و حمایت مالی و اقتصادی لازم را نیز برای این حاشیهسازیها در نظر گرفتهاند. این است که میگویم کار کردن نسبت به قبل دشوارتر شده، این واقعیتی است که من در شش، هفت ماه گذشته آن را کاملا لمس کرده و دیدم جنس حاشیهسازیها از جنس ورزشی نیست.
از همه دردآورتر اینکه افرادی که از خانواده کشتی در این جریان هستند، تعدادشان کم نیست. قبلا میگفتند در سونا و استخرها بعضی هماهنگیها صورت میگیرد، اما امروز رستورانها و کافیشاپهایی را میبینیم که مرتب نشستها و گردهماییهایی را برگزار کرده و آدمهایی را میآورند و میبرند تا پروسه جنجالسازیشان را در کشتی پیش ببرند.
آنها برای این کار هزینه هم میکنند، به عنوان آدمی که اندک تجربیات مدیریتی نیز دارد از این حیث متاسفم که این اقدامات از سوی کسانی صورت میگیرد که خودشان میتوانند از پایههای اصلی کشتی کشور باشند، این خیلی آزاردهنده است. من سال 2003 که رفتم گفتم چسبیدههای کشتی نمیگذارند کاری که باید در کشتی انجام شود، صورت بگیرد.
چسبیدههای کشتی الزاما خارج از خانواده کشتی نیستند، چسبیدههای کشتی کسانی هستند که امکان دارد عضو خانواده کشتی هم باشند، اما امروز بهعوض آنکه سود و منفعتی به کشتی ایران برسانند تنها بهدنبال منافع شخصی و گروهی خود هستند. این هم یک نوع تغذیه یکطرفه و غیر منطقی از کشتی به حساب میآید که به هر حال اجازه نمیدهد کشتی در شرایط طبیعی نفس بکشد.
من فکر میکنم تعداد اینها محدود است، چند نفری هستند که قولهایی به آنان داده شده است.
شاید محدود باشند اما به هر حال از هیچ تلاشی برای برهمزدن آرامش کشتی دریغ نمیورزند. به هر حال قضیه رستوران سهند که پشت پرده نماند.
نمیخواهید قضیه را باز کنید؟
گفتم احساس میکنم وقت گفتن خیلی از حرفها نیست. تنها بگویم همه این فعل و انفعالها نیز به من منتقل میشود و اینگونه نیست که ندانم پشت سرم چه اتفاقی میافتد. تنها افسوس میخورم که چرا باید این گونه باشد که عدهای برای بعضی منافع و کمرنگ کردن موفقیت دولت فعلی به دنبال قربانی کردن سرمایههای کشتی هستند و الا من که چسبیده به کشتی و ورزش نیستم البته گلهای هم از کسی ندارم، تنها خواستم بگویم که ما در چنین فضایی کار کردیم. خیلی به کادر فنی فشار آوردند. به محمد بنا فشار زیادی وارد کردند و دستهایی در کار بود که بنا را از تیم ملی فرنگی جدا کنند، او خیلی تحمل کرد، من هم وظیفهام را نسبت به محمد بنا انجام دادم و از او حمایت کردم و جلوی این جریانها هم تا به امروز ایستادهام.
به هر حال هیچ چیز سختتر از این نیست که آدم بداند عدهای نمیخواهند کشتی ایران موفق شود.
این حاشیهسازیها اکنون نیز اوج گرفته و عدهای میخواهند با قرار دادن کشتی فرنگی جلوی کشتی آزاد، عملا کشتی را دچار دودستگی کنند. چرا کشتی آزاد در المپیک لندن نتوانست با وجود عملکرد بهتر، در نتیجهگیری موفق عمل کند؟
عملکرد کشتی ایران در المپیک لندن را از دو زاویه میتوان بررسی کرد؛ یکی نتایج و یکی عملکرد، در کشتی فرنگی نتایج و عملکرد نزدیک بود ولی در کشتی آزاد در نتایج با عملکرد فاصله داشتیم.
این یک حقیقت است که المپیک نتیجهمحور است و تمام کشورهای دنیا تلاش میکنند به این نتایج دست پیدا کنند، ولی برای رسیدن به این نتایج عوامل مختلفی مؤثر هستند. ما در کشتی فرنگی نتایج خوبی گرفتیم، چون کشتیگیرانی داشتیم که کشتیشان تضمین شده بود. یعنی در شرایط مختلف زیاد تفاوت نمیکنند و اگر یکباره بهافت بدنی دچار شوند با اتکا به شعور فنی و ارادهشان، گلیم خود را سالم از آب بیرون میکشند.
اما به هر حال حضور شما انتظارات تازهای را پیرامون تیمملی کشتی آزاد به وجود آورده بود.
قبول دارم و برای همین نیز تا آنجا که توانستیم با بچهها کار کردیم تا کیفیت کارشان ارتقا یابد. جدا از مصدومیت رضا یزدانی که اگر با آن برخورد نمیکرد، به مدال طلای وزن 96 کیلو میرسید، ما از احسان لشگری و کمیل قاسمی، کشتیهای خوب و قابل قبولی دیدیم؛ دو کشتیگیری که با وجود کسب مدال برنز، شایستگی خود را برای قهرمانی المپیک نیز نشان دادند. شاید اگر شانس با آنها یار بود، الان دو مدال طلا نیز بر سینه آنان بود و بحثهای اینچنینی نداشتیم. ما چه به لحاظ فنی و چه آمادگیهای روحی و جسمی در عرض هفت ماه، کار زیادی با کشتیگیران انجام دادیم و شما نیز دیدید که هیچکدام از بچههای ما مقابل حریفان کم نیاوردند.
هرچند اهل فن آگاهند که کسب 3مدال نقره و برنز نیز کار کوچکی نیست، اما به هر صورت کار شما با کشتی فرنگی و محمد بنا مقایسه میشود.
به هر حال بعد از چند سال کار بیوقفه زحماتی که همکار عزیز من محمد بنا و همکارانشان در کشتی فرنگی کشیده بودند به ثمر نشست. خوشبختانه بنا از رده جوانان، این کشتیگیران را جمع و شناسایی کرده و روی آنها کار کرده است و خودش در بزرگسالان نیز با آنها بوده است. در یک سیستم گلخانهای این کشتیگیران پرورش پیدا کردهاند و با آنها به رقابتهای مختلف از جمله آسیایی و جهانی رفته است و تجربهاندوزی کردهاند و این فرآیند باعث شده این کشتیگیران به بلوغ فنی و مبارزه قابل قبولی رسیده و در المپیک لندن این افتخار بزرگ را رقم بزنند.
بههرحال باید شفافسازی صورت دهید،همین حمید سوریان میتواند یک الگو در این زمینه باشد. اولا خود شما میدانید کشتیگیری میتواند قهرمان المپیک شود که روح مبارزه را در خودش ایجاد کرده باشد، بداند که نباید به حواشی توجه کند، باید استراتژیاش مبارزه باشد و گوش به فرمان کادر فنی باشد. اگر ورزشکاری به این درجه و مراتب رسید میتواند در المپیک موفق شود. اما اگر کشتیگیری ماهها قبل از المپیک به دنبال حواشی باشد و بگوید چهچیزی در قبال مدال المپیک به من میدهند، خود اینها عامل بازدارندهای در راه حصول به موفقیت است.
خادم: تا زمانی که احساس کنم مجالی برای کار کردن در کشتی هست، خواهم بود. میدانم ذینفعان کم نیستند که مایل به شنیدن جابجایی کادر فنی آزاد و فرنگی هستند، اما تازمانی که زمینهای برای کار کردن باشد میمانم
قبول دارم و روی همه این مسائل کار کرده بودیم، اما خب یک جاهایی خود کشتیگیران باید خود را جمع کنند و نمیشود همه جا با آنها بود. آنچه به من مربوط میشود این است که از هیچ کاری برای بهبود کیفیت کارشان دریغ نکردم و حتی ساعتها به صورت اختصاصی برای کشتیگیران وقت گذاشته و تکتک حریفانشان را آنالیز کردیم، اما افسوس که در المپیک شانس با ما یار نبود تا کشتیهایی که میتوانستیم برنده باشیم، براحتی از دست بدهیم.
و حالا که المپیک تمام شده، برنامه شما برای ادامه کار چیست؟
سعی کردم برنامهریزی کشتی را فراتر از المپیک ببینم. تاسال 2013 تمام برنامهریزیها در رابطه با نوجوانان، جوانان و بزرگسالان در هر دو رشته آزاد و فرنگی صورت گرفته و این برنامهها به فدراسیون نیز داده شده است.
در این برنامه مسابقههای قهرمان کشوری مبنای انتخابی تیم ملی خواهد بود و الزامی بوجود خواهد آمد که کشتیگیران از طریق مسابقههای انتخابی به تیم ملی برسند. نباید فضا آنقدر محدود باشد که به مسائلی که به دفعات با آن مواجه بودهایم، برخورد کنیم. دغدغه امروز من این است که اگر این مساله دو سال اجرا نشود، باز اتفاقهای همیشگی در کشتی خواهد افتاد.
زمزمههایی شنیده میشود که محمد بنا و تیم فنیاش نمیخواهند به کار خویش ادامه دهند، رسول خادم چه، آیا میماند و مبارزه میکند تا برنامههایش به نتیجه برسد یا رسول هم خواهد رفت؟
تا زمانی که احساس کنم مجالی برای کار کردن در کشتی هست خواهم بود. میدانم ذینفعان کم نیستند که مایل به شنیدن جابجایی کادر فنی آزاد و فرنگی هستند، اما تا زمانی که زمینهای برای کار کردن باشد میمانم. وقتی نیز که نخواهند خواهم رفت.
راستی چرا کمتر در محافل آفتابی میشوید، در حالی که اگر خیلیها جای شما بودند، در همه عرصهها حاضر بودند؟
من از انجام بعضی کارها معذورم و نمیتوانم شو اجرا کنم. من از رفتن به برنامههای تشریفاتی اذیت میشوم. راستش یکی از دلایلی که زود از دوره قهرمانی خداحافظی کردم این بود که تاب این را نداشتم. ببینم از قبل مرارت و تلاشی که قهرمانان کشتی در راه افتخار میکشند چه برنامههای نمایشی شکل گرفته و از آنها بهرهبرداری خاص میشود. من نمیگویم اشتباه ندارم اما با سیستم باجدهی و تملقگویی مشکل دارم.
اما به هرحال با توجه به عوض شدن شرایط،رسول هم یک جاهایی باید در سیاستهای خود بازنگری کند.
فکر میکنید در این چند ماه چه کار کردهایم. حتی دست ما به نسبت سال 2002 خالی بود ، آن اوایل که آمده بودم میدیدم اصلا کشتیگیران صحبتهای مرا نمیفهمند، ادبیات ما انگار اصلا با هم نمیخورد. من میگفتم شما که با حریفانتان دست میدهید باید به طرف جلو حرکت کنید و سیستم هجومی و دفاعیتان را توام دنبال کرده و به اجرا بگذارید و در قالب یک برنامه فنی به ضرورت تغییر تاکتیک بدهید. اما من نگاه میکردم یک و نیم دقیقه برنامهشان این بود که کشتی را نگه دارند تا با گرفتن یک امتیاز کشتی را ببرند یا کار به کلینچ کشیده شود. من میگفتم این اصلا چه معنا دارد، پس شما اگر یک امتیاز نمیگرفتید باید خیلی راحت بپذیرید که شیر یا خط تعیینکننده فرد پیروز باشد.
اصلا ما ایرانیها زیرگیر هستیم، یعنی باید یک مقدار گارد را پایین بیاوریم تا بتوانیم تو بدن حریف رفته و زیرگیریهای خود را انجام دهیم. اصلا بزرگترین دغدغه کشتیگیران این بود که با تمرین کردن از نفس کم میآورند، من گفتم اصلا باید ببرید و در این شرایط بدانید چگونه باید مبارزه کرده و کشتی را اداره کنید. ما باید در بریدن و اوج فشار کشتیگرفتن و اداره آن را یاد بگیریم. امروز به جایی رسیدیم که در ضربان قلب 220 از روی تردمیل پایین میآیند و شروع میکنند به گرفتن زیر.
بههرحال نتیجهای که در لندن رقم خورد نشان داد کشتی آزاد برای رسیدن به جایگاه حقیقی خود همچنان نیاز به کار بیشتری دارد.
با شما موافقم. به هر حال من هم از روز اولی که آمدم پذیرفتم که باید حوصله به خرج دهم، برای همین نیز تفکرم را تغییر دادم. همانطور که گفتید نباید انتظار تغییر اساسی به این زودیها را داشت، چون ساختارها معیوب است و شکلگیری آنها نیز ریشههای تاریخی دارد. به عبارتی این ساختار به سادگی دگرگون نمیشود.
به هر حال و در شرایطی که عدهای میخواهند هرطورشده نتیجه کشتی آزاد را ضعیف جلوه دهند، رسول چه رویکرد تازهای را مورد توجه قرار خواهد داد تا کشتی به مرتبهای برسد که در هر وزن، سه چهار کشتیگیر خوب داشته باشد؟
ما باید بتوانیم برنامهریزی فنی را در کشتی آزاد و فرنگی به گونهای دنبال کنیم که خروجی ما در بزرگسالان درهروزن چهار کشتیگیر همتراز و خوب باشد. ما باید بتوانیم بعد از چهار سال با تیم دوم خود قهرمان جهان شویم و با تیم سوممان براحتی قهرمان آسیا شویم. این یک چشمانداز است، ممکن است برای رسیدن به آن چهار تا شش سال طول بکشد اما من اعتقاد دارم ظرفیتها به گونهای است که ما در چهار سال نیز میتوانیم با تلفیق تیم اول و دوم خود نیز برترین تیم دنیا باشیم.
این ظرفیتها در کشتی هست، فقط لازمهاش حمایتهای مدیریتی است و اینکه با کشتی اینقدر ابزاری برخورد نکنیم که وقتی المپیک تمام میشود و میخواهیم حق کشتیگیر و فلان مربی سازنده را بدهیم گمان ببریم که از ارث پدری میخواهیم این حقوق و پاداشها را پرداخت کنیم، نه از حق و حقوقی که اینها از بیتالمال میتوانند داشته باشند و به دلیل زحمتی که میکشند و نقشی که در منافع ملی و ایجاد در غرور و افتخار ملی ایفا میکنند.
الان با این فضا و این نگرشها این اتفاق نخواهد افتاد. نگاه من به کشتی این است و هر زمان مجالی برای حضورم در کشتی باشد به دنبال چنین هدفی هستم. برنامهای هم که برای شش ماهه دوم سال ارائه کرده و برنامهای هم که برای سال 2013 تدوین کردهایم همین رویکرد را دنبال میکند.
و به طور طبیعی رسول خادم هیچگاه اجازه نخواهد داد محمد بنا از کشتی فرنگی جدا شود؟
محمد بنا یک نفر نیست که بگوییم یک شبه به وجود آمده، بنا به تنهایی خودش یک تیم است. آن چیزی که باعث رسیدن محمد بنا به این جایگاه شده تنها قابلیتهای فنیاش نبوده، چرا که قابلیت فنی در قیاس با توان مدیریتی، روانشناسی، تغذیه و... آخرین قابلیت اوست. همه اینها باید با مدیریتی خوب جمع شود و قهرمانان در تمرینات و مسابقهها مدیریت حاشیه شوند.
محمد بنا و امثال او سرمایههای کشتی هستند و همه آنها باید جذب شده و گوشهای از کار را بگیرند. واقعا متاسفم که غلامرضا محمدی را از ما گرفتند و او را در حاشیه قرار دادند. البته به غلام محمدی تنها نیز آسیب نزدند، بلکه به من و تیمم ضربه زدند، الان جای محمدی در ترکیب تیم ملی خالی است. مسئولیتی را که برای محمدی تعیین کرده بودم، خودم در المپیک کشیدم.
ما باید این سرمایههای کشتی را که ظرفیت هماهنگشدن دارند جذب کنیم، نه سرمایههایی که به دنبال تنش و حاشیه هستند. همه نیز باید تابع یک برنامه فنی باشند تا چشمانداز این کار ایجاد تیمی باشد که در هر وزن از چهارکشتیگیر قابل اتکا برخوردار باشد. واقعا کشتی این قابلیت را دارد. من فارغ از این نکته که خودم باشم یا نباشم، این حرف را میزنم.
حجتالهاکبرآبادی - گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: