براساس آمارهای جهانی وضعیت کودکان در دنیا، 80 میلیون کودک 10 تا 14 ساله در سال 1991 چنان به کار کشیده شده بودند که رشد جسمی و روحی شان کاملا مختل شده بود. بنا بر همین آمار در آسیا 11 درصد نیروی کار را کودکان تشکیل می دهند.
در آفریقا این رقم به 20 درصد می رسد و در امریکای لاتین به 26 درصد؛ به عنوان مثال تنها در برزیل این رقم 7میلیون نفر از جمعیت کشور را دربرگرفته است . از 246میلیون کودک در حال کار دنیا، 127میلیون در آسیا، 47میلیون در آفریقا، 4/17 میلیون در امریکای لاتین و 2میلیون در اروپای شرقی سکونت دارند. وضعیت این کودکان در ایران چگونه است؛
آنها درس نمی خوانند، بازی نمی کنند، در معرض خلاف و سوئاستفاده باندهای تبهکار قرار دارند؛ در نتیجه بدون داشتن هیچ حاشیه امنیتی تنها به علت فقر، با خیابان و زندگی دست و پنجه نرم می کنند.
براساس اطلاعات مندرج در یک تحقیق غیررسمی ، در ایران 95درصد کودکان کار خیابانی ، شبها نزد خانواده خود به سر می برند. تحلیل نهفته آن است که اینها بر اثر استیصال و فقر، نیمکت مدرسه را رها کرده ، به امید یافتن لقمه ای نان راهی خیابان شده اند.
بد نیست بدانید از بیش از 700هزار کودک ایرانی در حال کار، 380هزار کودک ، کار ثابت دارند و 370هزار نیز کارگر فصلی هستند. دکتر ناصر قاسم زاد، روان شناس در تحلیلی ، کار برای این کودکان را به دلیل رسیدن آنها به شرایط جسمی لازم منع کند.
وی این گونه استدلال می کند: ما می خواهیم در مرحله ای که بچه به نوازش نیاز دارد، او را درگیر روابط پیچ در پیچ که گاهی ، هم از نظر قواعد کاری و هم از نظر روحی تاثیرات مخربی بر بچه دارد نکنیم. در این وضعیت (کار کودکان) ما هیچ سلاحی به فرد نداده ایم و در عین حال به او گفته ایم خطر تو را تهدید می کند، پس باید مواظب باشی.
این در حالی است که او توانایی ندارد و باید استرس های محیط کار را مثل یک فرد رشد یافته تحمل کند. این فرد ظرفیت روانی لازم را برای برخورد با مشکلات ندارد. در نتیجه آسیبهایی او را تهدید می کند.
این آسیبها کدامند؛ دکتر قاسم زاد توضیح می دهد: اولین آسیبی که متوجه آنهاست از دست دادن سلامت روان و ابتلا به مشکلات روحی و رفتاری است. ما در سنی که بچه باید تجربه های مثبت و خوب داشته باشد، او را درگیر یکسری روابط خشک کاری می کنیم که در این روابط فقط به دنبال رسیدن به بازده بالای اقتصادی هستیم ، در حالی که به تعبیر این کارشناس بچه ها استنباط درستی از محیط کار ندارند و بیشتر بر اثر اجبار تن به کار می دهند.
صحبتهای وی از خلاء نگاه توسعه ای به کودک در جامعه ما حکایت می کند. در پرتو چنین نگاهی ، کودک به عنوان نماد زیبای زندگی ، حق بهره مندی از تمامی حقوق اطراف خویش را به دست می آورد. در پرتو قانون ، از خشونت در امان می ماند، از محیط خانواده به قصد کار بیرون از خانه ، خارج نمی شود، بدرستی مورد آموزش و پرورش قرار می گیرد تا به عنوان نیروی فعال آینده جامعه از نشاط لازم برای حضور در قلب اجتماع برخوردار بشود.