در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کافی است حوصله کنید و هنگام برگزاری رقابتهای لیگ، سری به شبکههای استانی بزنید. از نمونه آخرش برایتان مینویسم که جمعهشب بود. چهار بازی همزمان در تهران، قم، اهواز و بندرعباس برگزار شد، دریغ از آنکه
چند دقیقه اش هم برای تماشاگر فوتبالی لذتبخش باشد. روی نیمکت تیمها مربیانی چون منصور ابراهیمزاده، علی دایی، اکبر میثاقیان، حسین فرکی، عبدالله ویسی، محمود یاوری، ابراهیم قاسمپور و یحیی گلمحمدی نشسته بودند، اما در داخل زمین فقط 22 بازیکن به چشم میآمدند که دنبال توپ میدویدند. بدون هیچ طرح و برنامه چشمنوازی! بعد میگوییم چرا تماشاگر به ورزشگاه نمیرود؟ چرا بخش خصوصی از تیمداری در فوتبال طفرهمیرود و چرا دخل این فوتبال با خرجش نمیخواند؟
با احترام به مربیانی که نامشان در بالا ذکر شد، برای سایر تیمهای لیگ برتری هم اوضاع چندان متفاوت نیست. از استقلال و پرسپولیس پرستاره گرفته تا سپاهانی که فقط یک مقدار از بقیه بهتر بازی میکند. برآیند این لیگ بیکیفیت در تیم ملی بهتر به چشم میخورد؛ تیمی که دو سالی است با اندیشههای یکی از بهترین تکنیسینهای فوتبالی دنیا تمرین میکند، اما سطح بازی آن نه فقط پیشرفتی نداشته که به زعم بسیاری از کارشناسان پسرفتهم داشته است.
نمیدانیم، شاید پول، اینچنین فوتبال ما را از هویت انداخته، شاید هم اصول مدیریتمان از پایه خراب است اما به هر حال از آنچه بر سر این فوتبال آمده، باید نگران بود. فوتبال در این یک ماه اخیر به اندازه کافی تو سری خور رشتههای مدالآور ما در المپیک 2012 لندن شده است، اما به نظر میرسد خودش نیز خمیرمایهای برای دفاع از خودش ندارد.
اگر بپذیریم که یکی از دلخوشیهای جمع کثیری از جمعیت پیر و جوان مملکت، همین فوتبال است، بیشتر از عاقبت کار نگران میشویم. این لیگ و این تیم ملی، خیلی سخت بتواند شادی صعود به جام جهانی فوتبال را
به جمعیت فوتبالدوست کشور هدیه کند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: