واقعا چه بر سر دریاچه ارومیه آمده است. اصلا ایراد کار از کجا بود که چنین وضعی پیش آمد تا این دریاچه در آستانه مرگ قرار گیرد؟
در حال حاضر چند مورد در خشک شدن دریاچه ارومیه دخیل است. اولین و مهمترین علت آن نظام ازهمگسیخته مدیریتی حاکم بر دریاچه ارومیه است. این نظام چیدمان توسعه در منطقه، بدون لحاظ توانمندیهای بومشناختی طراحی و اجرا شده است. دوم اینکه پتانسیل استحصال آب حوضه آبخیز دریاچه ارومیه در بهترین حالت حدود 7 میلیارد مترمکعب در سال است، در صورتی که نیازهای آبی این حوضه به مرور بیش از این مقدار افزایش پیدا کرده است. مثلا وسعت اراضی کشاورزی در طول سه دهه گذشته بیش از 2 برابر افزایشیافته و هماکنون به مرحلهای رسیده ایم که همه اراضی کشاورزی حداقل 680 هزار هکتار است که نیاز آبی حدود 8/6 میلیارد مترمکعب احتیاج دارد، در حالی که وزارت نیرو در تازهترین برآوردها و گزارشهایش اعلام کرده است استحصال از آب حوضه دریاچه ارومیه از حدود 7 میلیارد مترمکعب به 6 میلیارد مترمکعب کاهش پیدا کرده است، بنابراین حتی میزان آب حوضه آبخیز دریاچه ارومیه جوابگوی بخش کشاورزی نیست چه برسد به اینکه نیاز بخشهای دیگری به نام صنعت، شرب و محیط زیست را تامین کند. سوم اینکه چنین اتفاقی باعث حفر وحشتناک 30 تا 40 هزار چاه غیرمجاز در منطقه شد و برای اینکه بخشی از نیازهای کشاورزی این منطقه تامین شود چارهای جز احداث 40 سد متعدد که 12 سد آن جزو سدهای بزرگ مخزنی به شمار میروند، روی اغلب رودخانههای منتهی بر حوضه آبخیز دریاچه ارومیه وجود نداشت. متاسفانه بزرگراه شهید کلانتری هم با وجود رد علمی ارزیاب این طرح با رعایت نشدن ملاحظات زیست محیطی احداث شد و بحران شدیدتری را به وجود آورد تا ما شاهد شتاب بیشتر میزان رسوبگذاری و تبدیل آب به نمک و تشکیل کریستالها باشیم. به همین دلیل فعالان محیطزیست در نظر دارند برای اصلاح وضعیت موجود حوضه آبخیز دریاچه ارومیه این میان گذر را برچینند.
مگر ما متولی خاصی برای نظارت این تخلفات و اجرای چنین طرحهایی نداریم که باعث رخ دادن چنین پیشامدی شد؟
در حال حاضر ما اصلی به نام مدیریت به هم پیوسته منابع آب داریم که طبق آن وزارت نیرو به عنوان متولی اصلی باید با همکاری سازمان حفاظت محیط زیست، وزارت جهاد کشاورزی و وزارت صنایع و معادن و سایر ارگانهای ذیصلاح یک جانمایه و نقشه درست و جامعی برای این حوضه آبخیز تعیین میکردند تا علاوه بر استفاده از منابع حوضه آبخیز، حیات این دریاچه هم در درازمدت تضمین میشد. متاسفانه به دلیل اینکه وزات نیرو دچار روزمرگیهای خود شد، نتوانست بخوبی وظایف خود را عمل کند و ما به این بحران بسیار جدی برسیم. غمانگیزتر این است که به جای تلاش برای حل مشکل و برطرف کردن این بحران، هر نهادی سعی میکند به نحوی گزارش کار خود را به گونهای نشان دهد که نهاد آنها هیچگونه سهم و تقصیری در این ماجرا نداشته است و مشکل را بر گردن آسمان، خشکسالی و تغییر اقلیم میاندازد و ابراز میکنند دیگر نمیتوان کاری برای این موضوع کرد.
خشکسالی سهمی در ایجاد این بحران نداشته است؟
درویش: تا وقتی خودمان را گول بزنیم که مهمترین علت خشک شدن دریاچه ارومیه خشکسالی و تغییر اقلیم است و تا زمانی که هر ارگانی خود را در به وجود آمدن این مشکل بیتقصیر بداند، کاری از پیش نبردهایم
خشکسالی هم در ایجاد این بحران سهم دارد، اما هرگز خشکسالی به تنهایی نمیتواند این اتفاقی را که برای دریاچه ارومیه افتاده است، رقم بزند. طبق مطالعات علمی که سازمان زمینشناسی کشور به انجام رسانده است، دریاچه ارومیه در طول 12 هزار سال گذشته با اینکه بارها خشکسالی شدید را تجربه کرده است، هرگز با چنین وضعیتی روبهرو نبود، بنابراین معلوم است گزینههای دیگری به نام جمعیت، فشار انسانی و بویژه وابستگیهای معیشتی مردمان اطراف حوضه آبخیز باعث پدید آمدن این بحران شده است.
بعضی کارشناسان اظهار کردهاند این دریاچه تا سه سال دیگر برای همیشه خشک میشود. آیا این گفته صحت دارد و ما در آینده نزدیک شاهد مرگ حتمی این دریاچه خواهیم بود؟
با احتساب وسعت طبیعی دریاچه ارومیه که حدود نیم میلیون هکتار یا 500 هزار هکتار است باید حداقل آب تراز اکولوژیکی آن 24 میلیارد مترمکعب باشد، در صورتی که هماکنون حدود 8 تا 10 میلیارد مترمکعب آب در این دریاچه وجود دارد. بنابراین برای رسیدن به شرایط اکولوژیکی در کوتاهمدت ما با کمبود 14 تا 16 میلیارد مترمکعب آب مواجه هستیم.
با توجه به اینکه هر چه عمق و وسعت دریاچه ارومیه کم میشود، آسیبپذیری آن نیز افزایش مییابد، هیچ بعید نیست حجم آن به دو تا سه میلیارد مترمکعب هم برسد. این حجم به دلیل زهکشی اراضی مجاور سکونتگاههای شهری، صنعتی و کشاورزی باقی خواهد ماند و وضعیتی مانند دریاچه قم پیدا خواهد کرد، اما هیچگاه به طور مطلق خشک نخواهد شد.
اخیرا برخی نهادهای ذیربط برای رهایی از این بحران، انتقال آب از حوضههای اطراف مثل سرشاخه ارس را پیشنهاد کردهاند. آیا اصلا انجام چنین کاری منطقی به نظر میرسد؟
به نظر من انتقال 200 میلیون مترمکعب آب از سرشاخه ارس به حوضه آبخیز دریاچه ارومیه منطقی به نظر نمیرسد، اول این که چنین طرحی حداقل چهار تا شش سال زمان میبرد و دوم اینکه میزان 200 میلیون مترمکعب در مقابل کمبود 14 تا 15 میلیارد مترمکعب آب رقم قابل ملاحظهای نیست. سوم اینکه ما بعد از 5 سال حداقل باید 20 تا 30 سال دیگر هم منتظر باشیم که آن آب بتواند مشکل دریاچه ارومیه را حل کند. آن زمان دیگر نه از دریاچه نشانی میماند و از نه ساکنان آن.
بارورکردن ابرها هم یکی دیگر از طرحهای پیشنهادی است. این طرح چطور؟ آیا میتواند نیاز آبی این دریاچه تشنه را برطرف کند؟
خیر. این طرح هم منطقی نیست چون در حال حاضر هیچ کشوری به طور معناداری نتوانسته است میانگین سالانه ریزشهای آسمانی کشورش را افزایش دهد. علاوه بر این بارور کردن ابرها به دلیل انتشار یدور نقره مخاطرات زیستمحیطی خطرناکی به همراه دارد که باعث آلودگی محیطزیست خواهد شد. به همین دلیل انجام چنین طرحی هم نشدنی است.
شما چه راهکاری برای رهایی از این بحران پیشنهاد میکنید؟
ما تا وقتی خودمان را گول بزنیم که مهمترین علت خشک شدن دریاچه ارومیه خشکسالی و تغییر اقلیم است و تا زمانی که هر ارگانی خود را در به وجود آمدن این مشکل بیتقصیر بداند، کاری از پیش نبردهایم، بنابراین مهمترین کار در وهله اول این است که یک برنامه مدونی طراحی و کمیتهای متشکل از نهادهای ذیربط تشکیل شود تا به طور فنی، علمی و بیطرفانه تعیین کند که مهمترین دلیل به وجود آمدن بحران این دریاچه مربوط به چیست. در این صورت است که میتوانیم از عواقب احتمالی این بحران پیشگیری کنیم. به نظر من در حال حاضر گسترش اراضی کشاورزی به صورت افقی و افزایش معنادار شمارش جمعیت که تناسبی با توانمندیهای بومشناختی حوضه دریاچه ارومیه ندارد، مهمترین علت پدید آمدن این بحران به حساب میآیند که اثر آن با خشکسالی و تغییر اقلیم چند برابر افزایش یافته است، بنابراین به نظر میرسد برای رهایی از این بحران باید به سمت گزینههایی برویم که منجر به کاهش وابستگی معیشتی باشد، مثلا ما باید به سمت پرداخت وامهای بلاعوض با سودهای کم به کشاورزان و توقف کامل هر نوع کشت سنتی با روشهای آبیاری غرقابی حداقل به مدت پنج سال در منطقه باشیم تا مجال داده شود در اینمدت پنج تا شش میلیارد مترمکعب آب اختصاصی زمینهای کشاورزی بار دیگر وارد این حوضه آبخیز شود.
فرزانه صدقی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم