آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
وقتی که آفتاب میتابه بخندم
برم به مهمونی شاپرکها
قصه بگم برای کفشدوزکها
غنچه اسیر خاکه
منتظر آفتابه
وقتی که تشنه باشه
تو آرزوی آبه
میخوام یه ماهی باشم
تو آب آبی باشم
پیرهن سرخ پولکی بپوشم
از آب پاک چشمهها بنوشم
بالههامو وا بکنم
ببندم شناکنم
شادی کنم بخندم
ماهی فقط تو آبه
تو حوض و رود و دریاست
شاید که از صبح تا شب
تو فکر دشت و صحراست
میخوام یه بره باشم
میون گلّه باشم
بره دلش میریزه
چون که خوراک گرگه
برای گرگ بدجنس
یه لقمه بزرگه
آخرین تمرینهای تیم ملی فوتبال در سایه حمایت فوقالعاده مردم مکزیک
حسین کعبی: وقتی فیگو را در جام جهانی زدم....