در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
وقتی که آفتاب میتابه بخندم
برم به مهمونی شاپرکها
قصه بگم برای کفشدوزکها
غنچه اسیر خاکه
منتظر آفتابه
وقتی که تشنه باشه
تو آرزوی آبه
میخوام یه ماهی باشم
تو آب آبی باشم
پیرهن سرخ پولکی بپوشم
از آب پاک چشمهها بنوشم
بالههامو وا بکنم
ببندم شناکنم
شادی کنم بخندم
ماهی فقط تو آبه
تو حوض و رود و دریاست
شاید که از صبح تا شب
تو فکر دشت و صحراست
میخوام یه بره باشم
میون گلّه باشم
بره دلش میریزه
چون که خوراک گرگه
برای گرگ بدجنس
یه لقمه بزرگه
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: