گفت وگو با رییس فدراسیون بوکس

وزیر ورزش به مشاوران خبره نیاز دارد

احمد ناطق نوری، رییس فدراسیون بوکس ازجمله مدیران با سابقه ورزش کشور و در واقع قدیمی‌ترین رییس فدراسیون تلقی می‌شود. کسی که در 23 سال گذشته ریاست رشته‌ای را بر عهده داشته که همواره با چالش خشن بودن آن دست به گریبان بوده است؛ چالشی که وی در این سال‌ها هر جا نشست و برخاستی داشت چه نزد مسوولان، چه نزد اصحاب رسانه و چه در جمع مردم، همواره بر این نکته تاکید کرد که بوکس در قیاس با برخی ورزش‌ها ازجمله فوتبال به هیچ عنوان خشن نیست و این ذهنیت اشتباهی است که در سطح جامعه شکل گرفته است.
کد خبر: ۴۹۵۵۹۸

ناطق نوری برای این کار یک توجیه همیشگی هم دارد؛ در این سال‌ها که در بوکس بودم هیچ گاه یک مصدومیت دردناک و تاسف‌آور در این ورزش ندیده‌ام، اما در فوتبال شاهد انواع و اقسام مصدومیت‌ها هستیم.

البته این مدیر باتجربه یک وجه شخصیتی دیگر دارد. او ازجمله چهره‌های شناخته شده سیاسی کشورمان است که حدود سه دهه در کسوت نمایندگی مجلس به انجام وظیفه پرداخته است.

به طور طبیعی این دو مورد بهانه خوبی بود که به گفت‌وگو با او پرداخته و دیدگاه او را هم در زمینه بعد کلان ورزش و هم در مورد چالش‌ها و فرصت‌های فراروی بوکس ایران جویا شویم.

به نظر می‌رسد پس از چندین دوره حضور توام شما در راس فدراسیون بوکس و نمایندگی مجلس، حالا و با پایان حضورتان در مجلس این فرصت را دارید که به صورت تمام وقت در خدمت بوکس باشید.

همین طور است، اما وقتی نماینده مجلس هم بودم به هیچ عنوان از بوکس غافل نبودم و به هر حال امیدوارم توفیق ادامه خدمت در بوکس را بهتر و بیشتر از گذشته داشته باشم و برنامه‌هایی را که در این زمینه مدنظر داریم به بهترین شکل پیاده کنیم.

پیش از آن که به موضوع بوکس، چالش‌ها، تهدیدها و فرصت‌های آن بپردازیم جا دارد ابتدا دیدگاه شما را در بعد کلان ورزش جویا شویم، جایی که شما به عنوان عضوی از جامعه ورزش حدود سه دهه در مجلس شورای اسلامی حضور داشتید، آیا این حضور طولانی دستاوردی برای ورزش به دنبال داشت؟

به طور طبیعی در این سال‌ها فعالیت زیادی در مجلس برای حوزه‌های مختلف ورزش صورت گرفت و این امر بر کسی پوشیده نیست، اما راستش را بخواهید به نظر خودم مهم‌ترین دستاوردی که در این سال‌ها عاید ورزش کشور شد ابتدا بحث اختصاص یک درصد حاصل از فروش سیگار به ورزش بود. بحثی که به همین جا ختم نشد و در ادامه به اختصاص یک درصد کل بودجه دستگاه‌های اجرایی به ورزش منجر شد. در شرایطی که ورزش ایران در حوزه‌های مختلف از تنگنای مالی رنج می‌برد، این قانون فرصت ارزشمند و توفیق بزرگی برای ورزش بود.

البته قانون اختصاص یک درصد اعتبارات دستگاه‌های اجرایی به امر ورزش در سال نخست اجباری بود، اما در سال دوم به صورت اختیاری درآمد. با وجود این اختصاص رقم قابل توجهی از بودجه دستگاه‌های اجرایی که درخصوص ورزش در هر بعدی هزینه شود خود یک گام رو به جلو تلقی می‌شود.

به هر حال خیلی نمی‌خواهم وارد جزئیات قوانینی که در این سال‌ها برای ورزش تصویب شده بشوم، اما به هر ترتیب در این سال‌ها علاوه بر وظیفه نمایندگی در بخش‌های مختلف و تلاشی که در این زمینه صورت گرفت همواره سعی کردم به بهترین شکل ممکن از ورزش حمایت کنم و تا جایی که امکان داشت همراهی دیگر نمایندگان را در این مسیر جلب کنم.

موفقیت تاریخی ورزش ایران در بازی‌های المپیک به واقع گوشه‌ای از ظرفیت بالای جوانان ایران بود که اگر به‌درستی کشف و هدایت شود می‌تواند بیش از اینها در سطح جهان و بویژه بازی‌های المپیک نمود عینی داشته باشد. به طور طبیعی هر ایرانی از موفقیت‌های ورزش در المپیک خوشحال شد، اما برای آن که درجا نزده و دچار نزول نشویم لازم است نقاط ضعف را شناسایی و در جهت اعتلای هر چه بیشتر ورزش گام برداریم. جالب این که موفقیت لندن در شرایطی شکل گرفت که در آستانه بازی‌های المپیک، ورزش کشور بخوبی مدیریت نشد. شما به عنوان یکی از مدیران باتجربه ورزش که شرایط مختلف ورزش را در این سال‌ها تجربه کرده‌اید، فکر نمی‌کنید مجموعه مدیریت ورزش در آستانه المپیک خود حواشی زیادی برای ورزش کشور ایجاد کرد؟

در این رابطه یک واقعیت فرهنگی در جامعه ما وجود دارد که نمود آن را در همه بخش‌ها ازجمله ورزش بخوبی مشاهده می‌کنیم که آن هم روحیه بسیار بد گریز از کار جمعی است. برخلاف ژاپنی‌ها که اساسا همه زندگی‌شان را براساس کار جمعی پیش می‌برند. مثالی می‌زنم حتی وقتی در خیابان از آنها یک آدرس را بپرسید بلافاصله به شما پاسخ نمی‌دهند و حتی اگر مطمئن باشند، دو، سه نفر دیگر را صدا کرده و بعد از مشورت کردن با همدیگر، بهترین مسیر را به شما یاد می‌دهند، اما متاسفانه ما نمی‌خواهیم با همفکری و مشورت کار کنیم چون اساسا روح جمعی در ما ایرانی‌ها وجود ندارد.

به عنوان مثال در همین والیبال و بسکتبال نگاه کنید. با وجود همه زحماتی که فدراسیون بسکتبال و والیبال متحمل می‌شوند باز هم یک جاهایی به مشکل برمی‌خورند. مثل همین عدم راهیابی آنها به المپیک که بی‌شک در کنار همه مسائل فنی اگر به دقت مورد آسیب‌شناسی قرار بگیرد، ریشه گریز از کار جمعی را در آن خواهید یافت. فوتبال هم همین طور است، با وجود همه بازیکنان طراز اولی که در اختیار داریم کمتر موفقیت در این حوزه نصیب ورزش ایران شده است. به خاطر چنین فرهنگی بود که حضرت امام(ره) همواره ملت را بر وحدت کلمه و اتحاد فرامی‌خواندند. بنابراین در حوزه ورزش هم این موضوع صدق می‌کند، واقعیت این است که خشت اول ورزش از همان روز اول یعنی از زمان طاغوت کج گذاشته شد. طوری که از همان زمان اگر می‌خواستند کسی را خراب کنند، او را مدیر ورزش کشور می‌کردند. چون ورزش برخلاف ظاهر آن، مدیریت فوق‌العاده خطرناکی دارد و ریزه‌کاری‌های خاص خودش را دارد.

اگر بخواهیم همه این شرایط و مباحث را کنار بگذاریم در مقطع فعلی شرایط ورزش، چیز دیگری است. با توجه به جدیدالتاسیس بودن وزارت ورزش، حداقل دو سال زمان لازم است تا دو سازمان کاملا جدا از هم یعنی سازمان ملی جوانان و سازمان تربیت بدنی در هم ادغام شده و قوانین و آیین‌نامه مشخص و واحدی برای این وزارت نوشته شود.

خود شما ازجمله نمایندگانی بودید که طرفدار پروپاقرص تشکیل وزارت ورزش بودید. با توجه به زمانبر بودن شکل‌گیری واقعی این وزارت آیا هنوز هم معتقدید تاسیس وزارت ورزش و جوانان به سود ورزش کشور بود و این زمانبر بودن، آسیبی را متوجه ورزش کشور نخواهد کرد؟

هنوز هم بر این عقیده هستم که وزارت شدن ورزش توفیق بزرگی برای این بخش بود، اما فراموش نکنید که نظر من تاسیس وزارت ورزش بود نه وزارت ورزش و جوانان. چراکه معتقد بوده و هستم اگر فقط سازمان تربیت بدنی به وزارت تبدیل می‌شد خیلی زودتر و راحت‌تر آیین‌نامه و مباحث قانونی آن پیش می‌رفت، اما در شرایط فعلی دو حوزه متفاوت با هم ادغام شده‌اند و تلفیق آنها به این سادگی صورت نمی‌گیرد.

اینجا برمی‌گردم به سوال قبلی شما. به هر حال وقتی خود وزارت به معنی واقعی شکل نگرفته، طبیعی است که بحث مجامع فدراسیون‌ها و چگونه انتخاب کردن رییس فدراسیون، حواشی‌ای به دنبال داشته باشد، مثل همین حواشی ناشی از تغییر چند رئیس فدراسیون که خود شما به آن اشاره کردید.

مباحث قانونی جای خود، صحبت سر این است که آیا وزارت ورزش می‌تواند در جزئیات و چیدن مدیران رده‌های میانی در فدراسیون‌ها دخالت کند یا بهتر این است که امور از این دست به مجامع فدراسیون‌ها واگذار شده و خود به سیاستگذاری کلان بپردازد که در این صورت مسائل حاشیه‌ای و چالش‌برانگیز نیز به حداقل کاهش می‌یابد.

همین طور است. من هم معتقدم مجمع فدراسیون‌ها باید تصمیم‌گیر نهایی درباره مدیریت آن ورزش باشد، درست مثل مجمع شرکت‌های تعاونی که نقش اصلی را در انتخاب مدیریت آن شرکت‌ها بر عهده دارد و به واقع در مدیریت آن مشارکت دارد.

در شرایطی که مجمع فدراسیون به عنوان یک کانون تخصصی یک رشته ورزشی اشراف کاملی روی حوزه مربوطه دارد و بخوبی از زیر و بم مسائل آن مطلع است و می‌تواند بهترین تصمیم‌ها را نه فقط در حوزه انتخاب رئیس فدراسیون که در برنامه‌ریزی داشته باشد، متاسفانه در حال حاضر این مجامع فرمالیته شده‌اند و آنچه از بالا دیکته می‌شود اجرا می‌کنند، البته این اتفاق جدیدی نیست و از قبل هم وجود داشته است. تلقی شما از مجمع فدراسیون‌ها چیست؟

به نظر من در مجمع فدراسیون‌ها باید برنامه‌ها به صورت دقیق بررسی شده و نواقص آن ورزش به بهترین شکل برطرف شود. اعضای مجمع باید راهکار ارائه دهند درست مثل مجلس شورای اسلامی یا مجامع امور صنفی. مجمع که فقط جای رای دادن نیست که هر چیزی مطرح شد اکثر قریب به اتفاق دست خود را به عنوان موافق بالا برده و بدون بررسی لازم و ایفای نقش مهمی که بر عهده دارند، موردی را به تصویب برسانند.

در رابطه با مجمع فدراسیون‌ها و مدیریت فدراسیون‌ها یک موضوع دیگر مطرح است. اساسا دیدگاه شما به عنوان یکی از اعضای هیات اجرایی کمیته ملی المپیک درباره مدیریت فدراسیون‌ها چیست؟ این سوال را از آن جهت مطرح کردیم که سال‌هاست بر سر این که فدراسیون‌های ورزشی زیر مجموعه سازمان تربیت بدنی سابق و وزارت ورزش کنونی باشند یا کمیته ملی المپیک، اختلاف‌نظر وجود دارد، خود شما به کدام یک از این دو سبک مدیریت فدراسیون‌ها قائل هستید؟

ناطق‌نوری: از همان روز اول یعنی پیش از انقلاب خشت اول ورزش ایران کج گذاشته شد. طوری که هر وقت می‌خواستند کسی را خراب کنند او را مدیر ورزش کشور می‌کردند چون ورزش برخلاف ظاهر آن، مدیریت فوق‌العاده خطرناکی دارد

البته واضح و مبرهن است که خود کمیته ملی المپیک هم گرچه یک نهاد غیردولتی محسوب می‌شود، اما به هر شکل افراد مجمع این کمیته را هم روسای فدراسیون‌های ورزشی و نمایندگان برخی ارگان‌های دولتی مثل وزارت علوم، وزارت کار، آموزش و پرورش و نیروهای مسلح تشکیل می‌دهند و منبع اصلی پول این کمیته، کمک‌های مالی دولت است. در نتیجه نمی‌توان به دولت گفت هم پول کمیته را بدهید و هم کاری به کار فدراسیون‌ها نداشته باشید.

از طرفی با تشکیل وزارت ورزش، ورزش هم در نوع خود با جوانان سر و کار دارد و از این حیث هم وزارت ورزش و جوانان‌می‌تواند در امور فدراسیون‌ها نقش ایفا کند، اما اجازه بدهید بر‌گردم به اول صحبت‌هایم که وزارت ورزش هنوز جانیفتاده است و آنها به کم و کیف ورزش مسلط نشده‌ و آشنایی چندانی با مقررات بین‌المللی ورزش و ازجمله کنفدراسیون‌ها ندارند که به این زودی توقع داشته باشیم مبحث مجمع فدراسیون‌ها را به مسیر درست خود هدایت کنند.

با وجود سابقه چندین ساله در امر مدیریت ورزش، اما هیچ وقت از صبغه سیاسی خود غافل نمی‌شوید، درست مثل پاسخ دادن به این سوال ما که از آن عبور کردید، فکر می‌کنید دخالت وزارت ورزش در امور جزئی فدراسیون‌ها درست است؟

البته وقتی هم وزارت نبود همین رویه کنونی وجود داشت. ریشه همه مشکلات فعلی ورزش ایران را ناتوانی‌مان در انجام کار جمعی می‌دانم. متاسفانه هنوز یاد نگرفته‌ایم به صورت جمعی کار کنیم و یاد نگرفته‌ایم از تخصص‌ها سر جای خودش استفاده کنیم. این موضوع یک مصیبت بزرگ در تاریخ ورزش ایران بوده و متاسفانه به یک فرهنگ تبدیل شده است.

اشاره خوبی به استفاده از افراد متخصص در جایگاه تخصصی خودشان داشتید، متاسفانه شاهدیم که در وزارت ورزش آن طور که باید نگاه تخصصی حاکم نیست و حالا که بحث جوانان هم در دل ورزش جای گرفته است، اساسا هیچ کار خاصی هم برای این بخش صورت نمی‌گیرد و برخی افراد که در پست‌های مختلف قرار گرفته‌اند نه‌تنها برای ورزش مثبت نبوده‌اند بلکه باری بر دوش ورزش شده‌اند، نظر شما در این باره چیست؟

همین طور است، متاسفانه در این زمینه یک آسیب جدی همواره متوجه مدیریت کشور در همه بخش‌های دولت و از جمله ورزش بوده است. به طوری که با روی کار آمدن یک دولت جدید بدون توجه به توانایی تخصصی مدیران رده میانی، همه براحتی کنار گذاشته می‌شوند و مدیر جدید فقط به دنبال این است که ببیند چه کسانی با مدیر قبلی رابطه خوبی داشته‌اند که ریشه آنها را بزند. غافل از اینکه مدیران متخصصی داریم که فارغ از هرگونه خط و ربط سیاسی و گروهی تنها به فکر ارائه خدمت به کشور هستند. این رویه آسیب‌های جدی به ورزش هم زده است و جای تاسف عمیق دارد.

اما در این بین یک مساله چالش‌برانگیز دیگر همواره در ورزش ایران وجود داشته است، آن هم بحث مدیریت ورزش و اختلاف‌نظرهایی است که بین سازمان تربیت بدنی سابق و وزارت ورزش و جوانان فعلی با کمیته ملی المپیک همواره وجود داشته و دارد، ریشه این اختلاف‌نظر کجاست؟

ابتدا لازم می‌دانم درباره کمیته المپیک این نکته را یادآور شوم که انصافا کمیته ملی المپیک در چهار سال اخیر عملکرد خوبی داشته است، اما همه اهل فن می‌دانند که در دنیا کمیته‌های ملی المپیک به رسمیت شناخته می‌شوند و ارتباطات بین‌المللی ورزش ما از این طریق معنا پیدا می‌کند.

متاسفانه برخی در کشور ما فکر می‌کنند کمیته ملی المپیک و وزارت ورزش به نوعی رقیب هم هستند در حالی این ذهنیت اشتباهی است و این دو نهاد در کنار هم قرار دارند و نباید چنین ذهنیتی وجود داشته باشد. معتقدم این دو در کنار هم می‌توانند ورزش را بخوبی مدیریت و هدایت کنند، به نظر من محمد عباسی وزیر ورزش فرد مثبت و با حسن‌نیتی است.

خود من به او گفتم: «از چند مشاور خوب بهره ببرید چیزی که الان از آن بی‌نصیب هستید، شما با مقررات بین‌المللی آشنایی لازم را ندارید و برای این‌که به سوارکار ماهری تبدیل شوید نیاز به مشاوران خوب دارید.» اضافه بر آن که معتقدم وزارت ورزش و جوانان به لحاظ نیروی انسانی نیاز به یک خانه تکانی اساسی دارد تا با ورود متخصصان امر به حوزه ورزش، کارها به بهترین شکل به اجرا درآمده و دست‌اندازی جلوی پیشبرد امور ایجاد نشود.

خود شما به عنوان یکی از مدیران با سابقه چطور، هیچ‌گاه پیشنهاد تصدی وزارت ورزش یا ریاست سازمان تربیت بدنی به شما شده است؟

کار خیلی سختی است و من دوست ندارم چین وظیفه سختی را عهده دار شوم. ضمن آن که دنبال پست و مقام هم نیستم و در سنگرهای مختلف در این سال‌ها خدمت کرده‌ام. البته در زمان جنگ به من پیشنهاد ریاست سازمان تربیت بدنی شد که نپذیرفتم و داوودی شمسی این سمت را بر عهده گرفت.

از این موضوع که بگذریم به فدراسیون بوکس و عملکرد آن می‌رسیم، عملکردی که با کسب چهار سهمیه ورودی المپیک به نوعی قابل قبول بود.

در این بیست و سه سالی که در بوکس حضور داشته‌ام به طور طبیعی با فراز و نشیب‌های زیادی مواجه بوده‌ایم. فراز و نشیب‌هایی که نمی‌توان گفت ریشه در تنگناهای موجود نداشته است، به عنوان مثال همین چهار سهمیه‌ای که شما به آن اشاره داشتید در شرایطی کسب شد که مجموع بودجه تخصیص یافته برای فدراسیون از طرف وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک یک میلیارد و 800 میلیون تومان بوده است. بودجه‌ای که نه فقط برای المپیک بلکه برای تمامی فعالیت‌های زیربنایی و قهرمانی این ورزش در سراسر کشور تخصیص یافته است. بنابراین با این تنگنای مالی فکر می‌کنم کسب چهار سهمیه ورودی المپیک در نوع خود زیاد هم بود. ضمن این ‌که در کنار مسائل جاری فدراسیون، ورزشکاران یک سری دغدغه‌های ذهنی دیگر هم دارند و آن بحث کار و اشتغال آنهاست. امیدوارم در‌ آینده مجلس و دولت در این رابطه تمهیدی بیندیشند و این مشکل برای تمامی قهرمانان ورزشکار مرتفع شود.

اما با وجود امیدی که نسبت به کسب مدال توسط بوکسورهای‌مان می‌رفت متاسفانه آنها از کسب مدال در المپیک بازماندند.

در رابطه با بحث مدال ذکر یک نکته ضروری است. قبل از انقلاب همه امکانات در اختیار بوکس بود، در آن زمان هم، بوکس مدالی در المپیک کسب نکرد. اگر بخواهیم بررسی کنیم ما از قبل از انقلاب موفق‌تر بوده‌ایم. همین المپیک را بررسی کنید در وزن 91ـ کیلوگرم علی مظاهری با ناداوری در حالی که 6 بر 4 از حریف کوبایی خود جلو بود سه اخطار پیاپی از داور گرفت و دیسکالیفه شد.

ناطق‌نوری: از عملکرد هر چهار بوکسور المپیکی راضی هستم، بوکس ما به جایی رسیده که در سطح جهانی قرار گرفته و با رقبای جهانی مبارزه کند. هیچ کدام از بچه‌های ما در المپیک کم نیاوردند. بوی‍ژه روزبهانی عملکرد بسیار خوبی داشت

داوران خیلی نامردی کردند، در حالی که مظاهری راند اول را بخوبی پایان برده بود، در راند دوم به یکباره در یک دقیقه سه بار اخطار دادند که این اصلا درست نیست، در موقع اخطار دادن داوران باید زمان را در نظر بگیرند و از سوی دیگر قانون می‌گوید که برای اخطار سوم باید حداقل سه بار به بوکسور مورد نظر با دست اشاره کرد و به او گفت که در حال گرفتن اخطار است.

من تا به حال چنین داوری ضعیفی ندیده بودم، اما کار از کار گذشت و مظاهری این گونه حذف شد هر چند ما در این رابطه اعتراض خود را به اطلاع فدراسیون جهانی رساندیم.

احسان روزبهانی هم قربانی ناداوری شد، مبارزه روزبهانی با حریف قزاقستانی هم مثل مبارزه علی مظاهری با ناداوری همراه بود و حق احسان روزبهانی را به او ندادند. متاسفانه ما باید با قدرت‌های جهان بجنگیم اما با ناداوری براحتی حق ورزشکاران ما را ضایع می‌کنند.

با وجود این ‌که نتوانستیم مدال کسب کنیم اما از عملکرد هر چهار بوکسور ایران راضی هستم چرا که بوکس ما به جایگاه جهانی رسیده و می‌تواند با رقبای جهانی مبارزه کند. هیچ کدام از بچه‌های ما در المپیک کم نیاوردند. بوی‍ژه روزبهانی عملکرد بسیار خوبی داشت و نشان داد اگر به بوکس توجه شود می‌تواند مدال‌های درخشانی بگیرد.

حالا دیگر باید به ما امکانات بدهند، باید بوکس را در شهرستان‌ها راه بیندازیم. معتقدم اگر در زاهدان پایگاه بوکس داشته باشیم، می‌توانیم شاهد بروز و ظهور قهرمانان زیادی از این خطه باشیم. این که می‌گویم باید به بوکس توجه شود منظورم این است که باید به همه شهرستان‌ها نگاه ویژه‌ای شود تا بتوانیم در مسابقات بعدی مدال‌های درخشانی را کسب کنیم.

البته بوکس یک توفیق در بازی‌های المپیک داشت، پرچمدار کاروان ایران علی مظاهری از ملی پوشان این ورزش بود.

بله این توفیق بزرگی بود، سال‌ها زحمات بوکسورها ارزش این پاداش و این افتخار را هم داشت. از طرفی مظاهری از جمله ورزشکاران با اخلاق کشورمان است که افتخار پرچمداری کاملا حقش بود.

اما در رابطه با بحث بودجه که به آن اشاره داشتید، با وجود این‌که اختصاص بودجه به فدراسیون‌ها از سوی وزارت ورزش و کمیته ملی المپیک در شرایط کنونی ورزش ضرورت انکار نشدنی است، اما به هر حال از رئیس فدراسیونی چون شما انتظار می‌رود که منابع مالی مورد نیاز این فدراسیون را تا حد قابل قبولی جذب کند تا برنامه‌های این فدراسیون روی زمین نماند و در نهایت به آرزوی خود یعنی کسب مدال در بازی‌های المپیک دست یابید.

در رابطه با کسب مدال در المپیک سوای بحث‌هایی که مطرح کردم، واقعیت مطلب این است که مدال گرفتن در بوکس برعکس دیگر رشته‌ها بسیار سخت و دشوار است، چرا که رقابت‌های این ورزش تک حذفی است و با یک شکست عملا شانس کسب مدال از بین می‌رود، اما در رابطه با بحث بودجه واقعیت این است که در این سال‌ها سعی کردم از طریق دوستانم و با جذب بودجه مورد نیاز اجازه ندهم فعالیت بوکس کمرنگ شود.

برای همین المپیک لندن، غیر از جوایزی که وزارت ورزش برای مدال آوران در نظر گرفته بود خود من برای هر چهار بوکسور اعزامی پاداش نقدی 100، 75 و 50 میلون تومانی در نظر گرفتم و به آنها گفتم در صورت کسب مدال طلا، نقره و برنز این پاداش‌ها را به شما خواهم داد.

ضمن این‌ که برای هر پیروزی آنها هم صد دلار پاداش در نظر گرفتم. در رقابت‌های کسب سهمیه هم که در قزاقستان برگزار شد با حضور در رختکن به همه آنها اعلام کردم، در صورت کسب سهمیه به آنها پاداش ده میلیون تومانی و سفر حج عمره برای خود و والدینشان در نظر می‌گیرم، کاری که انجام شد. بنابراین مشاهده می‌کنید که از این حیث کم نگذاشته‌ام.

به لحاظ فنی چطور، فکر نمی‌کنید در این رابطه هم باید بیشتر کار کرد تا بوکسورهای ما به معنای واقعی کلمه به سطح مدال‌آوری در دنیا برسند؟

برنامه‌هایی در این رابطه هم داریم. چون نداشتن تجربه کافی یکی از دلایل مهم شکست بوکسورهای ایران مقابل حریفان بود و در حالی که بوکسورهای خارجی برای حضور در بازی‌های المپیک هر کدام شاید 30 مبارزه بین‌المللی و سنگین را تجربه کرده بودند، اما بوکسورهای ما تنها سه یا چهار مبارزه سنگین را سپری کرده بودند.

در این رابطه برنامه‌ریزی کرده‌ایم که نگاهمان را فراتر از قاره آسیا گسترش دهیم و با توسعه مناسبات بین‌المللی با کشورهای غیر آسیایی و بویژه اروپایی‌ها، زمینه افزایش تجربه بوکسورهایمان را فراهم کنیم. این کار را پیش از اعزام تیم ملی به المپیک انجام دادیم و یک اردوی تدارکاتی مشترک را با تیم ملی ایتالیا بر پا کردیم.

اردویی که در آن ایتالیایی‌ها از سطح فنی بوکس ایران ابراز تعجب کردند و نسبت به ادامه مراودات ورزشی استقبال کردند. به هر ترتیب یکی از ابزارهای رشد و ترقی هر ورزش، مناسبات بین‌المللی آن است تا در پرتو آن ورزشکاران آن رشته به بلوغ فنی و تجربی برسند.

طبیعی است که پس از بازی‌های المپیک، برنامه‌ریزی برای دوره بعد و دوره‌های آینده بازی‌های المپیک در ورزش آغاز می‌شود، بوکس چطور؟ اساسا سیاست توسعه بوکس ایران چگونه پیش می‌رود تا به اهدافی که مد نظر دارید دست پیدا کنید؟

یکی از برنامه‌هایی را که به اجرا گذاشتیم و نتیجه خوبی از آن حاصل شد، بحث استعدادیابی در نقاط مختلف کشور بود و این سیاست را با جدیت ادامه خواهیم داد. به عنوان مثال استان‌هایی را که هیچ وقت اسمی از آنها در بوکس مطرح نبود، شناسایی کردیم ازجمله استان سیستان و بلوچستان که در صورت تامین بودجه و اعتبارات لازم از دل آن قهرمانان ارزشمندی کشف می‌شوند.

این استان با اندکی توجه حالا در رده‌های اول تا سوم بوکس ایران قرار دارد. همین طور قم، هرمزگان، یزد و بوشهر که به دلیل همین نگاه توسعه‌ای ما به تدریج پا به پای استان‌های از قبل مدعی این ورزش پیش می‌آیند.

این در حالی است که بوکس قبلا در چند استان ازجمله مازندران، گیلان و خوزستان خلاصه می‌شد، اما امروز کرمانشاه و لرستان هم مدعی هستند. البته در این باره یک برنامه دیگر داریم و در تلاش هستم بوکس بانوان را هم راه‌اندازی کنیم. ما در ووشو، تکواندو و... در رقابت‌های بین‌المللی بانوان ورزشکار را شرکت می‌دهیم. برای بوکس تنها یک مشکل داریم که در مسابقات حضور داشته ‌باشند، آن هم مشکل حجاب است که در تلاش هستیم این مشکل را برطرف کرده و بانوان هم مثل تکواندوکاران و ووشوکاران وارد میادین بین‌المللی شوند.

اجرای این سیاست توسعه‌ای طبیعتا ابزارهایی می‌طلبد، با توجه به مضیقه مالی که در این سال‌ها همواره به آن اشاره داشته‌اید، فدراسیون با چه ساز و کاری پیش می‌رود که برنامه‌هایش به ثمر بنشیند؟

خب تا زمانی که بودجه کافی در اختیارمان نیست ناگزیریم با رایزنی کار را پیش ببریم. ما به استانداران اعلام کرده‌ایم که در مراکز استان‌ها یک سالن اختصاصی برای بوکس در نظر بگیرند که در این صورت ما به لحاظ سخت‌افزاری این سالن‌ها را تجهیز می‌کنیم. به این ترتیب رینگ، کیسه‌بوکس و دستکش‌های مورد نیاز را در اختیار آنها می‌گذاریم تا حداقل‌های توسعه بوکس در استان‌های مختلف فراهم شود.

جالب است بدانید با توجه به برخی مشکلات در حال حاضر ما خودمان رینگ می‌سازیم و درصددیم زمینه تولید دستکش و کلاه را هم در کشور فراهم کنیم که این کار را هم با جذب متخصصان خارجی در ایران انجام دادیم. متخصصانی که همزمان با تولید این تجهیزات، آموزش‌های لازم را به نیروهای خودمان هم بدهند. به هر ترتیب همه سعی و تلاش ما بر این است که هیچ محدودیتی سد توسعه بوکس ایران نشود.

گرچه سازمان تربیت بدنی سابق به ما وعده داده بود 50 رینگ را در اختیار ما بگذارد که هنوز این اتفاق نیفتاده است. رینگ‌هایی که بین شش تا هفت میلیون تومان هزینه دارند. اگر بتوانیم همه مراکز استانی را به رینگ مجهز کرده و 240 هزار دستکش در اختیار آنها بگذاریم، حرکت خوبی در جهت توسعه این ورزش صورت خواهد گرفت و آینده روشنی در انتظار بوکس ایران خواهد بود.

امید توفیقی - گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها