در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
Rot Gut که نسخه فارسی آن «اکسیر سیاه» نامگذاری شده، یک بازی مستقل ایرانی است که ظرف مدت سه ماه ساخته شده است. این بازی در دومین جشنواره بازیهای رایانهای تهران توانست جایزه بهترین بازی مستقل را از آن خود کند. تا پیش از نمایشگاه ما هیچ اطلاعی در مورد بازی نداشتیم، اما در جریان یکی از کارگاههای آموزشی بود که سازنده بازی تریلری کوتاه از اکسیر سیاه را به نمایش گذاشت. در نگاه اول چیزی که ما را به سمت اکسیر سیاه جذب کرد گرافیک و ظاهر پیکسلی آن بود که کار بهزاد رحیمی است. مدتهاست که با بازیهایی با گرافیکهای بالا و پر زرق و برق زندگی میکنیم، اما هر از گاهی دلمان برای عناوین پیکسلی هم تنگ میشود.
اکسیر سیاه خوشبختانه ادعای رقابت ندارد و ثابت میکند که بازی خوب ساختن فقط به عناوین AAA نیست. اگر ندانید یا فهرست سازندگان بازی را نگاه نکنید، به هیچ عنوان متوجه نمیشوید این بازی ایرانی است. به گفته خود سازندگان، هدف آنها این بوده بازیای بسازند که خودشان و مخاطبان از آن لذت ببرند و کاملا هم به این هدف دست یافتهاند. چگونگی انتشار بازی در بازار داخل هنوز معلوم نیست، اما توزیع آن در سطح جهان به صورت دیجیتال است و ما هم این نسخه از بازی را تجربه کردیم. اتمام بازی برای اولین بار چیزی حدود نیم ساعت زمان نیاز دارد و در دفعات بعدی میتوان این مقدار را تا 15 دقیقه نیز کاهش داد؛ اما این مسأله را نمیتوان ضعف دانست. از عنوانی که حجمش شاید به ده مگابایت هم نمیرسد، انتظار بیدلیل نداشته باشید. میتوانید این بازی را در 20 دقیقه زمان استراحت بین کارهای روزمرهتان انجام دهید و نهایت لذت را ببرید. به هرحال داستان اکسیر سیاه در مورد اکسیری سیاهرنگ است! در کاتسین ابتدایی میبینیم که فردی اکسیری میخورد و بلافاصله میمیرد! افرادی میآیند و نعش او را با ماشین میبرند؛ اما کارآگاهی تیزبین حواسش به این ماجرا بوده و تصمیم میگیرد از این اتفاقات سر دربیاورد. او متوجه میشود یک سازمان مافیایی انسانها را با استفاده از این اکسیر میکشد، سپس از جنازه همان افراد برای تهیه اکسیرهای بیشتر استفاده میکند. در نتیجه کارآگاه داستان که اسمی ندارد، به مبارزه با این باند جنایتکار میرود و دست آخر موفق میشود سرکرده آنها را که دومین و آخرین باسفایت بازی است، بکشد. ولی صبر کنید! در آخرین سکانس بازی میبینیم که این فرد هنوز نمرده و پا به فرار میگذارد تا راه برای ادامه احتمالی بازی باز باشد. داشتن داستان به خودی خود نکته بسیار مثبتی است؛ اما متاسفانه روایت داستان کمی مبهم است. بازی هفت مرحله دارد که با وجود سیاه و سفید بودن قالب هنری بازی، تنوع خوبی در آنها وجود دارد. بجز خونهای پیکسلی قرمز و سکههای طلایی بقیه رنگها گسترهای از سیاه تا سفید است. محمد نژادآذر به عنوان طراح بازی مراحل کارش را بخوبی انجام داده است. معمولا دو راه جانبی و مخفی برای رسیدن به نقطه پایان مرحله وجود دارد و چیدمان صندوقچههای طلا یا فروشگاهها که میتوانید از آنها مهمات و خون خریداری کنید، بسیار خوب است. در کل شاتگان، تامیگان و پیستل تنها سلاحهای کاراکترهاست، اما مهمات سلاح کمری بینهایت است اما شاتگان و تامیگان (که آن را از اولین باس میگیرید) فشنگهای محدودی دارند. صداگذاری و موسیقی بازی خیلی عالی است. جدا از اینکه هر مرحله تم موسیقی مخصوص به خود را دارد. به صدای جزئیات مثل افتادن پوکه روی زمین نیز دقت شده است. فضا و حال و هوای بازی تیره است، اما رگههایی از طنز فانتزی نیز در آن وجود دارد. برای کسب اطلاعات و زمان عرضه نهایی این بازی جذاب میتوانید از طریق سایت رسمی آیدین ذوالقدر پیگیری کنید یا با ایمیل Aidin@aidinzolghadr.com در تماس باشید.
مجید رحمانی
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: