به نظر شما تهیهکننده در جریان تولید اثر هنری یک هنرمند به حساب میآید؟
خب، طبق تعریفی که ما در تلویزیون داریم و البته در تمام دنیا به همین منوال است، اصولا تهیهکننده در تلویزیون صاحب کیفی و کمی یک اثر است و همه مسئولیتها به او ختم میشود و به نظر من تهیهکننده در تلویزیون ایران باید هنرمند باشد. حالا اینکه چقدر هستیم یا نیستیم بسته به اثری است که خلق میکنیم.
من معتقدم تهیهکننده در وهله اول باید کارگردان و طراح باشد و باید موسیقی بداند. باید طراحی لباس، گریم، فیلمبرداری و صدابرداری بداند. به همین دلیل میتواند یک تیم را رهبری کند. اصلا هم قائل به این امر نیستم که تهیهکننده صرفا یک مدیر است. باید همه اینها را بداند. حالا شاید لازم نباشد در همه آنها تخصص داشته باشد، ولی باید حداقل در حد پایهای و مقدماتی اینها را بشناسد، چون مسئول کیفی یک اثر است.
اما تصور عمومی این است که تهیهکننده تلویزیون هم مثل تهیهکننده سینماست...
تهیهکننده تلویزیون با تهیهکننده سینما فرق میکند، چون در سینما تهیهکننده به کسی گفته میشود که سرمایهگذار کار باشد. اگر اینطور بخواهیم نگاه کنیم در تلویزیون تهیهکننده خود تلویزیون است، چون من که سرمایهگذاری نمیکنم، فقط یک اثر را میسازم. من در واقع در تلویزیون کارگردان نیستم، فیلمسازم و به همین دلیل فکر میکنم تهیهکننده باید آرتیست باشد.
آیا به نظر شما تهیهکننده میتواند در کار خودش مولف و صاحب سبک شد؟
حتما میتواند. مثلا من خیلی از آثار را کار نمیکنم. البته معنیاش این نیست که مولف باشم، اما من خیلی از ژانرها را دوست ندارم. به همین دلیل وقتی یک اثر از من پخش میشود، اثری است که من تهیهکنندهاش هستم. خیلی از دوستان میگویند ما وقتی پلان یک اثر را میبینیم میفهمیم کار اوجی است. من معتقدم همه ما به عنوان یک هنرمند باید ردپا داشته باشیم. باید هدفی را داشته باشیم و در سالهای متمادی این هدف تکامل پیدا کند.
به همین خاطر، هنرمند یک آرتیست است و یک آرتیست میتواند مولف و صاحب سبک باشد.
معمولا هنرمندان و ورزشکاران همیشه الگویی در زمینه کاری شان دارند. به عنوان یک تهیهکننده آیا الگویی برای خود دارید؟
ببینید، من جزو قدیمیترین تهیهکنندههای حال حاضر تلویزیون ایران هستم. از کسانی که در حال حاضر کار تهیهکنندگی میکنند شاید یک یا دو نفر باشند که قبل از من تهیهکنندگی کار نمایشی میکردند که میتوانم به آقای خوشرزم اشاره کنم و آقای آزادان که گهگاه میبینم تلهتئاتر میسازد. چون سال 58 که من مشغول کار شدم دو کانال بیشتر نبود و کارهای نمایش هم خیلی ساخته نمیشد. از همه آن بچههایی که آن سالها بودند و من از آنها خیلی چیزها یاد گرفتم سپاسگزارم که البته بیشترشان الان دیگر کار نمیکنند. قبل از سال 58 اصلا نمیدانستم تلویزیون کجاست. در نتیجه کسی وجود نداشت که برای من الگو باشد.
تهیهکنندههای سریالهای خارجی هم آنقدر معروف نبودند که الگوی من باشند. در شغل و حرفه ما خیلی نمیشود به الگو فکر کرد.
به نظر شما آیا تهیهکنندگی علاوه بر هنر یک علم هم هست و به تخصص نیاز دارد؟
قطعا همینطور است. (گذشته از وضعی که در مورد تهیهکنندگی در کشور ما رایج است) اساسا باید علم آن وجود داشته باشد. من وقتی به شما میگویم یک تهیهکننده باید صدابرداری بلد باشد، یعنی اینکه باید علم صدابرداری، کارگردانی و موسیقی را بداند. متاسفانه الان در کشور ما طوری شده که هر کسی که طرحی دارد و میتواند اسپانسری برای آن طرح جور کند، آن شخص تهیهکننده میشود؛ به همین سادگی. به همین دلیل معتقدم تعداد زیادی از بچههایی که کار تهیهکنندگی انجام میدهند تهیهکننده چینی هستند، یعنی مثل اجناس چینی، فاقد کیفیت هستند. چون فقط داشتن دسته چک برای تهیهکنندگی کافی نیست، بخصوص دسته چکی که چکهای آن هم اعتبار ندارد. من صنف خودمان را به یک عابربانک تشبیه میکنم. تهیهکنندههای ما به عابر بانک تبدیل شدهاند.من معــتقدم تهـیهکننده باید عـلم و تخصص داشته باشد تا بتواند برای تلویزیـون تهیهکنندگی کند. متاسفانه تعداد کسانی که در تلویزیون ما واجد این شرایط هستند شاید به ده نفر هم نرسند.
ایجاد یک فضای مناسب برای تولید و خلق یک اثر هنری در کل به عهده تهیهکننده است. شما بهعنوان تهیهکننده برای ایجاد این بستر چه کاری انجام میدهید؟
من همواره کار در دست میگیرم و شما هیچ وقت نمیبینید که من دو کار همزمان انجام بدهم. من از وقتی عوامل کار آفیش میشوند سر صحنه هستم و آخرین کسی هستم که از لوکیشن خارج میشوم. چون کار خلاقه انجام میدهیم سعی میکنم شرایطی را فراهم کنم که جلوی خلاقیت عوامل را نگیرم. من روی همه چیز اشراف دارم، از زردی زعفران روی برنج گرفته تا بازی بازیگر نقش اولم.
آقای اوجی! تهیهکنندگی کار همسرتان چه تفاوتی با کارهای دیگرتان دارد؟
این توضیح را بدهم که خانم سام اگر همسر من نبود خیلی پیش از این کارگردانی میکرد. ایشان هم تحصیلاتش را دارد، هم پشتکار. او مشاور کارگردان خیلی از کارگردانهای خوب حال حاضر بوده است. به نظر من وظیفه اصلی تهیهکننده فراهم کردن بهترین ابزار برای تولید اثر است و من همیشه برای همه کارگردانهایی که تهیهکنندگی کارهایشان را به عهده داشتم بهترین شرایط را فراهم میکردم و شاید در راز پنهان باز هم جا داشت که بهتر از این باشم. من برای بهرام بهرامیان، رامبد جوان و فلورا سام سعی کردم کوتاهی نکنم و هیچ فرقی باهم نداشتند، چون من به خاطر همسرم تهیه کننده نشدم. شغل من این است.
شما از این که راز پنهان از بین دو گزینه دیگر که برای پخش در ماه رمضان ساخته شده بود، انتخاب شد چه احساسی دارید؟
خب، خوشحالم طرحی را که کار کردم در زمانی پخش شده که مناسب بود. خیلی مهم است حرفهایی که در این سریال زده میشود در این ماه زده شود. انتخاب این سریال برای پخش مفهومش این نیست که ما بهتر از دو کار دیگر بودیم. راه طولانی را دیدم، کار ارزشمندی بود. کار آقای آهنج قطعا کار خوبی خواهد بود. فقط کار ما به سلیقه انتخابکنندهها مناسبتر دیده شدیم.
چقدر از نتیجه کارتان رضایت دارید؟
راضیام. کار خوبی شده است. راز پنهان یک شعر بلند است که در آن حرفهای زیادی زده شده و هرحرفش میتواند آویزه گوش شود. فرامرز، جایی به پدرش میگوید کاش میدانستیم بطریهای درخت گناه ما چقدر است؟ این فیلم میخواهد به یادمان بیندازد که مواظب تعداد بطریهای درخت گناهمان باشیم که زیاد نشود و اگر فقط همین حرف به بیننده منتقل شود، کافیست.
رها کیان
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم