در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گزارش روز سه شنبه جام جم آنلاین به نقل ایستواردوژور، کی دلانی 55 ساله در محل کارش دچار سانحه ای شد. وی ناگهان پایش لغزید ، به سختی زمین خورد و سرش به کف زمین اصابت کرد.
زن چند روزی را در بیمارستان سپری کرد و به خانه بازگشت اما 20 سال از دوره زندگی اش را به کلی فراموش کرد به طوری که پسر کوچکترش را اصلا نمی شناسد.
کی تصور می کرد 34 ساله است و آخرین خاطره ای که در ذهنش باقی مانده گذاشتن پسر و دختر بزرگترش در هنگام کودکی شان داخل تخت خواب است.
کی به روزنامه تلگراف می گوید: احساس شرم می کنم. پسر کوچکم برایم یک بیگانه است. این حادثه زندگی مرا دگرگون کرد. با اینکه یک سال از این جریان می گذرد و به رغم اینکه هر روز ساعت ها عکس های خانوادگی آن دوره را نگاه می کنم اما کمترین خاطره ای را به یاد نمی آورم.
این زن ساکن شهر نیوتون کمبریشایر می افزاید: نسبت به کنی پسر 27 ساله و سندی دختر 23 ساله ام احساسی مادر و فرزندی دارم با اینکه بزرگ شدن آنها را به خاطر نمی آورم اما نسبت به جیمز 20 ساله چنین احساسی را ندارم. مترجم: بهرام افتخاری.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: