در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
فلاحیپور درباره مشکلی که حین بازی در نمایش «شاه لیر» به کارگردانی تاجبخش فناییان برایش به وجود آمده بود، میگوید: آقای فناییان برای اولین بار این نمایش را که از کارهای شکسپیر است در ایران کارگردانی کردند و در این نمایش من نقش دلقک لیرشاه را بازی میکردم. همان طور که میدانید کارهای کلاسیک، ادبیات متفاوتی دارند، دیالوگها بسیار مشکل و طولانی است، دقت زیادی میطلبد و کار بیانی پیچیدهای دارد؛ به همین خاطر ذهن من بسیار درگیر این کار بیانی شده بود که کار یکنواخت نشود. در صحنهای از نمایش بود که ناگهان من دیالوگ بعدی را فراموش کردم و احساس کردم از لیرشاه هیچ چیز به خاطر ندارم و ذهنم مثل یک کاغذ سفید شده بود!
در این زمان تنها کاری که توانستم انجام دهم این بود که بدون دیالوگ بازی کنم؛ شروع کردم دو سه کلمه فیالبداهه از خودم گفتم که یک دفعه قسمتی از دیالوگ را به یاد آوردم، مثلا از یک دیالوگ ده خطی سه سطر آخر را به یاد آوردم و همان را تکرار کردم، بعد از آن سه خط کل دیالوگ یادم آمد و آن را از اول تکرار کردم.
این اتفاق برای حسن کاخی که نقش امیر کنت را بازی میکرد هم رخ داد، اما چون این اتفاق قبلا برای خودم افتاده بود توانستم نجاتش بدهم و در آنجا شروع کردم به دیالوگ گفتن تا ایشان دیالوگ خودشان را به خاطر آوردند. خوشبختانه در این مورد بینندگان متوجه فراموشی من نشدند چون تماشاگران در ایران معمولا با متن آثار شکسپیر به صورت جدی و حرفهای آشنا نیستند و اگر در جایی از کار جملهای جابهجا ادا شود، کسی متوجه نمیشود و فکر میکند قسمتی از کار است، اما خب اگر این مساله در انگلستان اتفاق میافتاد به خاطر تسلط زیاد مردم به متن شکسپیر قطعا متوجه میشدند. متاسفانه این هم از سختیهای کار تئاتر است که نمیتوان وسط نمایش کار را قطع کرد اما برعکس در سینما و تلویزیون این امکان وجود دارد، اگر در وسط اجرا بازیگر دیالوگی را فراموش کرد یا به هر نحو اتفاقی افتاد امکان کات و تکرار دوباره کار وجود دارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: