در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
کم پیدا میشود کردی که از او درباره جاذبههای گردشگری کردستان سوال کنید و او در حرفهایش روستای نگل(نوگل) را از قلم بیندازد و نگوید که روستایی هم هست در 65 کیلومتری سنندج که به دیدن میارزد و نهتنها قرآنی تاریخی دارد، بلکه آب و هوایش هم رویایی و طبیعتش بکر است و از آنجا که در درهای واقع شده هوایش همیشه خنک است و بس که درخت دارد زمینش با آفتاب تند و خشکی غریبه است و مردمش همیشه منتظرند که مسافری از راه برسد تا مهربانانه جلو بروند سلامش کنند، حالش را بپرسند و دعوتش کنند تا با آنها یک استکان چای بخورد یا قرآنشان را ببیند یا افسانه پیدا شدن قرآنشان را بشنود که چطور سالها پیش چوپانی
وقتی گوسفندانش را برای چرا برده بود گلی عجیب و زیبا دید که وسوسهاش کرد آن را بچیند و....
نه، امکان ندارد هیچ کردی از جاذبههای استان کردستان بگوید و یادش برود درباره نگل و مهماننوازی مردمش حرف بزند و به همین دلیل است که میگوییم زودتر کولهبارتان را جمع کنید و بروید سنندج و از آنجا راهی نگل شوید. میپرسید ادامه افسانه نگلیها چه شد؟ میخواهید بدانید وقتی چوپان گل را چید چه اتفاقی افتاد؟
نگلیها میگویند وقتی چوپان گل را از دل خاک بیرون کشید، صندوقچهای که زیر گل بود نمایان شد. او صندوقچه را گشود و داخلش همان قرآنی را دید که امروز مهمترین جاذبه گردشگری نگل است. مردم روستا، آنجا که چوپان صندوقچه را پیدا کرده بود مسجدی بنا کردند و اسمش را گذاشتند «نوگل» که به مرور زمان تغییر کرد و آنقدر زبان به زبان گشت تا شد «مسجد نگل» و کمی دورتر هم روستای نگل امروزی شکل گرفت و از برکت قرآن هنوز هم سرپاست و هر ساله گردشگران زیادی به دیدارش میآیند. قانع شدید؟ افسانه را هم شنیدید، اما این دلیل نمیشود که به نگل نروید. هنوز دیدنیها و شنیدنیهای زیادی هست که از آن بیخبرید و باید برای کشفشان راهی نگل شوید.
علی یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: