در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
این روزها به دل نه امیدی، نه اشتیاق حرف جدیدی
تنها همین دو رشته اشکند، کز چشم گاهگاه میافتند
حضرت آقا ضمن تقدیر از پرداختن به مضامین اجتماعی، نکته بسیار مهمی را به حاضران تذکر دادند؛ ایشان فرمودند: «یاسپراکنی کار منفی است، امید را همیشه باید زنده نگه داشت؛ هر کاری میکنیم چراغ امید را خاموش نکنیم.»
از نگاه من شاید مهمترین نکتهای که در حاشیه این دیدار صمیمی باید مورد توجه اهالی قلم و هنرمندان و مدیران و سیاستگذاران فرهنگی کشور قرار گیرد، همین روشن نگاه داشتن چراغ امید است.
نکتهای که بارها از سوی حضرت آقا در موارد مختلف و خطاب به مسئولان مورد تاکید قرار گرفته است و این بار مولفان و هنرمندان که اتفاقا آثار تولیدی آنها در مقایسه با دیگر بخشهای اجتماعی، سیاسی و اقتصادی کشور در طول تاریخ ماندگارتر است، خطاب این سفارش قرار میگیرند.
این در حالی است که با یک نگاه هوشمندانه میتوان اهمیت این سفارش را به درستی درک کرد، آن هنگام که میبینیم در طرف مقابل، نویسندگان و هنرمندانی که بهاصطلاح در جریان روشنفکری قرار دارند تمام انرژی و توان خود را در نوشتن و خلق آثاری متمرکز کردهاند که به آن «ادبیات سیاه» میگوییم و بسیاری از فیلمهای ایرانی که در جشنوارههای مختلف خارجی مورد تشویق و تجلیل قرار میگیرند سیاهنمایی و یاسپراکنی مهمترین موضوع و درونمایهشان است.
بهطور قطع نوشتن و گفتن از «امید» و بیان خوبیها و زیباییهای جامعهای که در آن زندگی میکنیم در کنار نقدمثبت و خیرخواهانه میتواند سهم هنرمندان اصیل انقلاب از روزگار ما باشد که «استاد سخن» گفت:
خار تا کی؟ لالهای در باغ امّیدم نشان
زخم تا کی؟ مرهمی بر جان دردآگین من
سینا علیمحمدی / گروه فرهنگ و هنر
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: