باید شیوه مصرف را عوض کرد. باید الگوی صحیح مصرف ساخت و در افواه انداخت. الگویی که به روز باشد و مطابق با شرایط اقتصادی و جمعیتی کشور. فرض کنید یک زمانی گوشت ارزان بود، هر شب آبگوشت بار میگذاشتند؛ الان اما اوضاع فرق کرده. دلیل نمیشود که چون سابق اجداد ما هرشب آبگوشت میل میکردند، الآن هم ما هرشب آبگوشت میل کنیم.
مصراع:
«فرزند زمان خویشتن باش»
آبگوشت نشد، عَلَم نما آش
بسته پیشنهادی:
به جهت کمک به اصلاح الگوی مصرف و به تبع آن، کمک به کاهش گرانی؛ ما نیز با این که مصرفکننده میباشیم، چند راهکاری ارائه میدهیم. خوشبختانه در خصوص ارائه راهکار و رهنمود، مصرفکننده نیستیم. عنایت بفرمایید:1ـ تکه تکه کردن مرغ:
سابق معمول بود که عزیز مصرف کننده میرفت مرغ فروشی، هفشده تا مرغ میگرفت میآورد صاف میگذاشت داخل فریز بتدریج هی چلو مرغ درست میکرد میزد به بدن. آخه این شد تنوع غذایی؟....خب الان زمانه فرق کرده، الگوی مصرف هم فرق کرده، معدهها هم فرق کرده. همه چی فرق کرده. طرف همین چند روز پیش آگهی داده بود که:«یک مرغ دارم روزی دوتا تخم میگذارد. معاوضه با خانه یا زمین.» ...بله، الانه باید با توجه به وسع مالی و همچنین وسع معده خالی، تکههایی از مرغ را ابتیاع کرد. مگر در زمینه مرغ بهاصطلاح کنتاکی یا سوخاری، قبلا این کار نشده است؟ زنگ میزنید یک یا دو تکه مرغ سفارش میدهید، خلاص. شاعر میفرماید: تیکه تیکه کردی مرغ منو.... و الی آخر!
2ـ نظیرهسازی:
شیوههای مصرفی در خصوص برخی اقلام و اجناس را اگر دقت کنیم شاید بشود در مورد سایر کالاها هم به کار برد. در این زمینه، مردم ما خودشان از قدیم بهصورت خودجوش عمل میکردند و بعضا گاه یک طرحهایی ابداعی و ابتکاری از خودشان در میآوردند که هر بینندهای از مشاهده آن کف میکرده. الان مثلا در همین زمینه تغییر الگوی مصرف مرغ، در بین مردم شیوهای دارد که دهان به دهان نقل میشود که جالب توجه است. مثل چای کیسهای «لیپتون» (یا نپتون) یک نخی به ران مرغ ـ یا هر عضو دیگری از نامبرده ـ میبندیم و عین چای لیپتون که داخل استکان آب جوش فرو میکنیم و بالا میآوریم، آن را داخل ظرف برنج فرومیکنیم و بیرون میآوریم و سپس آن را رد میکنیم تا دیگران هم این کار را انجام دهند. حالا حساب کنید تا چه حد مصرف مرغ پایین خواهد آمد. احسنت به این مردم!رضا رفیع
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم