در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
زیاده جسارت است. امروز خیلی کوتاه و صریح میخواهم از داشته و نداشتهای به نام عزت نفس حرف بزنم و بنویسم. بهانه این یادداشت کوتاه و این تلنگر عمیق خودم هستم. شمایید و همه آنهایی که انسان متولد شدهاند و میخواهند انسان باقی بمانند و پیش وجدانشان راضی باشند که انسانیتشان جای دوری نرفته است و اگر خوب بگردند همین نزدیکیها آن را مییابند. عزت نفس چیز خوبی است. نیاز به توضیح زیادی هم ندارد. آدم با عزت نفس است که راحت نفس میکشد. آدم با عزت نفس است که شخصیتی خواهد داشت و خودش را و شخصیتش را دوست خواهد داشت.
آدم بیعزت نفس که شد، دیگر دوغ و دوشاب برایش فرقی نخواهد داشت.
بهانه برای نوشتن از عزت نفس کم نیست. دلیل برای ضرورت داشتن عزت نفس کم نیست. راه برای از دست دادن عزت نفس هم کم نیست. اگر از دستمان برمیآید، بیایید و بیاییم که با عزت نفس خودمان کنار بیاییم. اگر از دستمان برمیآید، بیایید و بیاییم مردم را عزتمند کنیم. عزت نفس با عمل آدمی جور درمیآید. تمام الفباهای دنیا را که جمع کنید و 24 ساعت شبانهروز هم که از عزت نفس حرف بزنید، عزتمند نخواهید و نخواهیم شد. عزت نفس با عمل ما جور است. مثالهای علمی عزت نفس داشتن زیاد است.
گاهی به تکه نانی میشود عزتمند شد یا نشد. گاهی با مهر و موم زدن به امیال و خواستهها یا نخریدن یا نخواستن لقمهای نان و نرفتن به راهی که میدانیم عزت نفس ما را نشانه رفته است میتوان عزت نفس را خرید.
امان از ما آدمها که حاضریم به هر دلیلی ـ بزرگ و کوچک ـ تن به هر کاری بدهیم و بگوییم که همرنگ جماعتیم، اما اشتباه است. آدم بیعزت نفس که شد، دیگر دوغ و دوشاب برایش فرقی نخواهد داشت.
صولت فروتن / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: