jamejamonline
صفحه نخست عمومی کد خبر: ۴۸۹۹۳۰   ۰۱ مرداد ۱۳۹۱  |  ۰۰:۰۴

در کشور ما، بسیاری از افرادی که حیوانات خانگی را در معابر می‌گردانند، به دنبال جلب توجه دیگران هستند

سگ‌ دارم ... پس هستم!

معمولا عادت دارد هر روز عصر، افسار سگ پاکوتاهش را دستش بگیرد و در خیابان ها و پاساژهای شهر قدم بزند؛ دیگر با جنس نگاه‌های ویژه مردم هم عادت کرده است، گویی خودش هم خوب می‌داند که این سگ بیشتر از آن‌که نقش یک حیوان خانگی را داشته باشد، همچون یک تکه آهن‌ربا عمل می‌کند که همه نگاه‌ها را به سمت و سوی صاحبش جذب می‌کند.

واقعیت این است که تلاش برای دست یافتن به گونه‌ای پرستیژ اجتماعی در محیط‌های شهری ازجمله مهم‌ترین انگیزه‌هایی است که برخی از افراد را به نگهداری و نمایش عمومی حیوانات خانگی ترغیب می‌کند.

گرچه تمام دلایل نگهداری از حیوانات خانگی و به معرض نمایش قرار دادن آن در اماکن عمومی به دلیل اخذ پرستیژ اجتماعی نیست و در این موضوع، عادت‌های شخصی، عوامل خانوادگی، روحی، ‌روانی و... نیز بسیار حائز اهمیت است، اما بی‌گمان یکی از دلایل کمتر اشاره شده این رفتار، تلاش برای گرفتن گونه‌ای تایید اجتماعی و به زبان خودمانی‌تر «پز دادن» در اماکن عمومی است.

پز دادن به حیوان خانگی ناشی از خلأهای عاطفی است

دکتر پروین ناظمی، کارشناس روان‌شناسی در گفت‌وگو با «جام جم» تاکید می‌کند که خلأهای عاطفی و روانی، یکی از عمده دلایلی است که موجب شده نمایش حیوانات خانگی، گاه به پرستیژ اجتماعی تبدیل شود.

وی خاطرنشان می‌کند: ببینید شما در گذشته با خانواده‌های شلوغ و ارتباطات اجتماعی گسترده بین خانواده‌ها روبه‌رو بودید، اما در حال حاضر پدر و مادرها اغلب شاغلند و تک‌فرزندی هم که باب شده است؛ حالا در چنین وضعیتی کمبودهای عاطفی و روانی پیش آمده برای این دسته از فرزندان طبیعی است که این کمبودها گاه خود را به صورت نگهداری از حیوانات خانگی و پز دادن با آن نشان می‌دهد. ناظمی تاکید می‌کند: فرض کنید من وقتی قدرت قرار گرفتن در برخوردهای واقعی جامعه را ندارم، درنهایت ممکن است به سوی فضای مجازی یا نگهداری از حیوانات خانگی روی بیاورم و حتی گاهی احتمال دارد با توسل به همین حیوانات هم به دنبال کسب پرستیژ اجتماعی باشم.

ما عضو قشر خاصی از جامعه‌ایم!

تفکر «تعلق داشتن به یک طبقه و قشر خاص» تبعات مثبت و منفی خاص خود را دارد. مثلا گاه برخی از افراد متمکن جامعه تلاش می‌کنند با نشان دادن حیوان خانگی‌شان به عابران پیاده، ‌به همه بفهمانند که عضو گروه خاصی از جامعه هستند، اما حتی برخی اوقات، فردی از شهروندان متمکن جامعه هم به حساب نمی‌آید، اما با توسل به نمایش‌هایی مصنوعی، حیوانی خانگی را در معابر می‌گرداند تا به بقیه بگوید: «من هم پولدار هستم»!

ناظمی بر این باور است که برخی خود مردم با نمایش حیوانات خانگی خود در معابر عمومی بعمد می‌خواهند به مردم این پیغام را برسانند که عضو گروه و قشر خاصی از جامعه هستند.

ناظمی می‌گوید: چنین حرکتی از نبود اعتماد به نفس این دسته از افراد برای برقراری ارتباط با سایر گروه‌های جامعه ناشی می‌شود؛ به گونه‌ای که از سگ به عنوان یک وسیله برای برقراری ارتباط و گاه پزدادن به دیگران بهره می‌برند و با این کار، کمبودهای روانی خود را جبران می‌کنند.

پزدادن با حیوان، یک ناهنجاری روانی

حیوان خانگی‌اش را با خود به حمام می‌برد، ناخن‌هایش را می‌زند، پاپیونی سفید و زیبا به گوش‌های بلند او می‌آویزد و پس از شانه کردن موهای حجیم سگش آماده می‌شود تا حیوان دوست‌داشتنی‌اش را به خیابان ببرد؛ ‌سگی که حالا دیگر به‌زعم خود می‌تواند با توسل به همین چهارپای شیک و فانتزی، به همه عابران از خردسال گرفته تا کهنسال، فخر بفروشد و مسیر نگاه‌های دیگران را تغییر دهد.

ناظمی با اشاره به پیامدهای منفی پز دادن با توسل به یک حیوان خانگی می‌گوید: این تفکر که هر فردی که حیوانی را در خانه نگه می‌دارد، از لحاظ اجتماعی هم سطح بالاتری دارد، متاسفانه کم‌کم به یک فرهنگ غلط، تفکر و یک رسم نامناسب تبدیل شده است.

وی با تاکید بر این‌که ما انسان‌ها برای ارتباط برقرار کردن با دیگران، محدوده‌هایی را در ذهن خودمان ایجاد می‌کنیم، توضیح می‌دهد: ما برای برقراری ارتباط با دیگران، محدوده‌هایی را تعیین می‌کنیم، اما وقتی در همین محدوده‌ها، فردی توانایی برقراری ارتباط با دیگران را نداشته باشد، نتیجه‌اش می‌شود این‌که مثلا من سگم را بیرون می‌برم تا همه بگویند: «ببینید این فرد سگ دارد، پس حتما پولدار یا از خانواده‌ای روشنفکر است!»

حیوان خانگی؛ نوستالژی قدیمی‌ها

اگر به دوران کودکی خودمان نگاه کنیم، خیلی از ما براحتی به خاطر می‌آوریم که برای جوجه اردک‌ها و لاک‌پشت‌های کوچولویمان دل می‌سوزاندیم، دوستشان داشتیم، اما حتی به فکرمان هم خطور نمی‌کرد که داشتن چند جوجه رنگی، کلاس و پرستیژ داشته باشد.

بسیاری از خانواده‌ها 40 ـ 30 سال قبل یعنی وقتی که آپارتمان‌نشینی‌ مثل امروز توسعه نیافته بود، در حیاط خانه‌شان، حیواناتی مثل مرغ و خروس و کبوتر و... نگهداری می‌کردند، آن زمان حیوان خانگی به معنای داشتن شأن و طبقه ویژه اقتصادی نبود.

ناظمی با اشاره به تفاوت‌های فرهنگ غرب و شرق درخصوص نگهداری از حیوانات خانگی ‌توضیح می‌دهد: بین دلایل نگهداری از حیوانات خانگی در ایران و کشورهای غربی نیز تفاوت وجود دارد. در کشورهای غربی، وجود حیوانات خانگی در منازل به عنوان یک فرهنگ مرسوم است؛ البته مردم ما هم در گذشته از سگ‌های گله، سگ‌های نگهبان و حیوانات اهلی نگهداری می‌کردند، اما دیگر این حیوانات را به اتاق خانه خود نمی‌بردند.

به اعتقاد این روان‌شناس، نگهداری از حیوانات خانگی در ایران، رفته‌رفته به یک نوع چشم و هم‌چشمی تبدیل شده، او در همین خصوص می‌گوید: فکر می‌کنم ما در مسیری حرکت می‌کنیم که قدرت ابراز وجود در زندگی‌مان و چگونگی ارتباط برقرار کردن و ایستادگی در برابر مشکلات را به گونه‌ای عقب‌نشینی تبدیل کرده‌ایم که حالا داریم این عقب‌نشینی و خلأ روانی را با نگهداری از حیوانات خانگی و پز دادن با آن پر می‌کنیم.

ناظمی با ذکر این نکته که همه افرادی که از حیوانات خانگی نگهداری می‌کنند، به دنبال پز دادن و پرستیژ اجتماعی نیستند، ادامه می‌دهد: بی‌شک، پرستیژ و شأن اجتماعی به نگهداری از یک حیوان ارتباطی ندارد؛ بلکه پرستیژ اجتماعی به شخصیت فرد، ‌رفتارها، برخوردهای اجتماعی و اندیشه‌هایی است که انسان از خود در جامعه به یادگار می‌گذارد.

امین جلالوند / گروه جامعه

ارسال نظر
* نظر:
نام:
ایمیل:

یادداشت

بیشتر
نقطه طلایی

نقطه طلایی

یک) عکس را خیلی وقت است گذاشته‌ام. جایی که همیشه جلوی چشمم باشد. پشت عکس، بابا با خودکار آبی و خط شکسته نستعلیق نوشته: «باغ اکبرآقا- نوروز۱۳۶۵ - با محمدمهدی جان».

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

از دکتر نجیب تا دکتر غنی

حملات و ترورهای مرگبار در سراسر افغانستان به امری روزمره بدل شده‌است. هر کسی هم می‌تواند هدف باشد.

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

رشته ‌کوه‌هایی به نام پدر

از یک سنی به بعد، دیگر شخص و انسان نیستند. تبدیل می‌شوند به یک مفهوم. یک مکتب، یک تفکر. بعضی وقت‌ها با یک من عسل نمی‌شود خوردشان.

گفتگو

بیشتر

پیشنهاد سردبیر

بیشتر
یک عصر متفاوت

در مرحله نیمه‌نهایی عصرجدید چه اتفاقاتی افتاد؟ به همراه جزئیاتی از چگونگی برگزاری مرحله پایانی

یک عصر متفاوت

پیشخوان

بیشتر