در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
به گفته آنان در سال تولید ملی، حمایت از کار و سرمایه ایرانی بانکها باید تسهیلات بیشتری را در اختیار بخش مولد اقتصاد قرار دهند و بعلاوه این تسهیلات باید ارزان باشد.
با این حال دکتر پیمان قربانی رییس اداره بررسیهای اقتصادی بانک مرکزی که در واقع معمار بسته سیاستی بانک مرکزی محسوب میشود، با ارزیابی آثار این بسته بر بازار پولی ـ مالی کشور در پنج ماه گذشته معتقد به تغییر مفاد آن نیست.
وی میگوید این بسته تا آنجا که توانسته بانکها را وادار به پرداخت تسهیلات به بخش مولد اقتصاد کرده و خواهد کرد، اما بانکها دیگر کشش و امکان پرداخت تسهیلات بیشتر را ندارند.
چرا که توازن بین منابع و مصارف بانکها به نحو نگرانکنندهای به هم خورده است. این مقام مسئول همچنین نقش بسته سیاستی در کنترل بازار طلا و ارز را بسیار موفق ارزیابی کرده و نتیجه میگیرد اگر این بسته نبود، معلوم نبود بر سر قیمتهای ارز و طلا چه میآمد و مردم چه ضررهای هنگفتی از این بابت متحمل میشدند.
وی میگوید: اگر این بسته توانسته کمی بازار پولی را آرام کرده باشد، بزرگترین خدمت را به اقتصاد کشور کرده است.
اکنون بیش از پنج ماه از اجرای بسته سیاستی بانک مرکزی میگذرد و در حالی که برخی فعالان اقتصادی خواستار تغییر در محتوای آن هستند، بانک مرکزی همچنان بر ثابت ماندن آن اصرار دارد. کارنامه این بسته را چگونه ارزیابی میکنید؟
اصرار بانک مرکزی بر ثابت ماندن مفاد بسته به علت کارنامه قابلقبولی است که از آن بر جای مانده است. در واقع، بسته سیاستی کمک موثری هم به بانکها کرد تا منابع سپردهای خود را دوباره به دست بیاورند و هم به بازارهای مالی آرامش داد. هر قدر هم که پیش میرویم میبینیم اثرات مثبت بسته بیشتر در حال نمایانشدن است. همانگونه که میدانید در پی تحولات اقتصاد و جهش قیمتها در برخی بازارهای مالی که از آذر 90 شدت گرفت، بانک مرکزی مجموعه جدید سیاستهای خود را با تصویب شورای پول و اعتبار در پنجم بهمنماه ابلاغ کرد و چون اثرگذاری آن به زمان نیاز داشت تاریخی برای اعتبار آن تصویب نکرد؛ بنابراین تا اطلاعثانوی و زمانی که احساس کند بسته کارایی خود را از دست داده است، این ضوابط به قوت خود باقی است.
با این حال، نگاهی به شاخصها و کارنامه بسته در مدت گذشته نشان از اثرگذاری مثبت آن دارد و وقتی یک مجموعه سیاستی اثرات مثبت خود را نشان داده، قاعدتا نباید آن را بر هم زد. برای این امر من مقایسهای میان چند شاخص قبل و بعد از اجرای این بسته انجام میدهم تا ببینید اثرات اجرایی آن چگونه بوده است.
در پایان دی 90 یعنی پنج روز قبل از ابلاغ بسته سیاستی رشد سپردههای دیداری 21.5 درصد و رشد شبهپول 17.7 درصد بوده است. در همین حال، رشد سپردههای کوتاه و بلندمدت ـ که در مجموع شبهپول را تشکیل میدهند ـ به ترتیب 12.9 و 28.3 درصد بوده است.
این ارقام نشان میدهد رشد پول که سیالتر از شبهپول است (نقدینگی از مجموع رشد پول و شبهپول تشکیل میشود) بیشتر بوده است. یعنی پول نقد در حال خروج از سیستم بانکی و در حال حرکت به سوی سایر بازارهای مالی بوده است.
همچنین رشد سپردههای کوتاهمدت مردم نیز تقریبا نزدیک به رشد سپردههای بلندمدت است، به طوری که تنها یک درصد با هم تفاوت دارند و این یعنی میزان ماندگاری سپردهها در بانکها کاهش یافته بود.
حال پس از اجرای این بسته و تنها به فاصله حدود دو ماه بعد در اسفند 90 که ما آخرین ارزیابی را درباره عملکرد بسته انجام دادیم، دیدیم اجرای سیاستها، رشد پول را از 21.5 به 15.2 درصد کاهش داده و 6.3 درصد کم بوده است. یعنی نقدینگی سیال از سطح جامعه جمعآوری شده است. به همین ترتیب، شبهپول از 17.7 درصد به 20.9 درصد رسیده و 3.2 درصد رشد یافته است. یعنی نقدینگی به سوی بانکها بازگشته است.
به این ترتیب که سپردههای کوتاهمدت بانکها از 18.1 درصد در قبل از اجرای بسته به 12.9 درصد پس از اجرای آن رسید و 5.2 درصد کمتر شد، اما سپردههای بلندمدت بانکها از 19.5 درصد به 28.3 درصد رسیده و 8.8 درصد رشد نشان میدهد. از سوی دیگر ما شاخصی به نام ماندگاری سپرده در سیستم بانکی داریم. اندازهگیری این شاخص قبل و بعد از اجرای بسته نشان داده عدد این شاخص از 28.6 ماه به 30.9 ماه افزایش یافته است. به نمای کلی این ارقام که نگاه کنید به طور خلاصه خواهید دید اجرای بسته فقط در طول دو ماه پس از اجرای آن باعث شده پول سرگردان از جامعه جمعآوری و به سوی بانکها هدایت شده تا باعث تقویت منابع آنها شود. از سوی دیگر، سپردهها در سیستم بانکی با ماندگاری بیشتری همراه شده است. در این بخش این دو پیام بزرگترین دستاوردهای بسته بوده است.
اثرات بسته در بازارهای مالی بویژه سکه و ارز چگونه بوده است؟
در یک نگاه بگویم اگر این بسته اجرا نمیشد، اقتصاد ملی و مردم از تلاطمات و بیثباتی ناشی از بازارهای مالی ضررهای هنگفتی میکردند، اما این بسته بازارهای مالی و منافع مردم را از دست دلال بازیها نجات داد و آرامش را تا حد زیادی به بازارها بازگرداند. شما نگاه کنید قیمت دلار پیش از اجرای بسته سیاستی تا بالای 2300 تومان هم رسید و ادامه این روند جای نگرانی جدی داشت.
چرا که بازار ارز بشدت متلاطم و حبابی شده بود، افراد به خاطر نگرانی از حفظ ارزش داراییهای خود به این بازار هجوم آورده بودند و قیمتها تحت تاثیر عامل انتظاراتی و نه عامل مالی افزایش یافته بود. اما دیدیم با اجرای سیاستهای بسته و جمعآوری نقدینگی، جلوگیری از سیالیت آن و هدایت به سوی کانالهای رسمی (بانکها) قیمت ارز سقوط شدیدی یافت و به زیر 1700 تومان رسید، اما از اوایل امسال تحت تاثیر عواملی که خارج از کنترل بانک مرکزی است و در گروه عوامل انتظاراتی است، مجددا افزایش یافت اما این افزایش یک ویژگی مثبت در درون خود داشت و آن این بود که نوسانات در کانال مشخصی کنترل شد و در آن میبینیم ارز در کانال 1850 تا 1950 نوسان میکند. این مساله برای اقتصاد ملی یک پیامد مثبت مهم دارد و آن، ثباتبخشی به اقتصاد و کاهش التهابات است، چرا که به سرمایهگذار و فعال اقتصادی جرات ورود به بازار و سرمایهگذاری را میدهد و افق را تا حدی قابل پیشبینی میسازد.
همچنین عوامل غیرحرفهای و شهروندانی که به دنبال التهابات روانی وارد بازار میشوند را نیز از حضور در بازار منصرف میکند و آنان را بیرون میراند. چرا که میبینند قیمتها در حد مشخصی نوسان دارد و سرمایهگذاری در این نوسان با توجه به ریسک بالایی که دارد در مقایسه با سرمایهگذاری در کانالهای رسمی که سود مطمئن و پایدار و همیشگی دارد، بهصرفه نخواهد بود. اینچنین است که این بسته توانست به التهابات موجود در بازار ارز تا حدی پایان دهد.
و درباره سکه چطور؟
این اتفاق درباره سکه هم افتاد. سکه در مقاطعی به بالای یک میلیون تومان هم رسید. البته ما در رشد قیمت سکه عواملی چون افزایش شدید قیمت جهانی طلا و رشد قیمت داخلی ارز را هم داشتیم، اما باز عامل اصلی رشد قیمت، حباب روانی و التهاب تقاضا بود، اما دیدیم پس از اجرای بسته نوسانات در بازار سکه نیز کاهش یافت و نهتنها قیمتها نزولی شد، بلکه قیمت سکه نیز مانند ارز در یک کانال مشخص با نوسان کم ماند و کنترل شد، به طوری که خیلیها از حضور در این بازار انصراف و ترجیح دادند دیگر هم باز نگردند.
البته اجرای طرحهای پیشفروش سکه بانک مرکزی هم در این امر بیتاثیر نبود.
بله، حتما. ما در مجموع پنج مرحله پیشفروش سکه شامل دو مرحله چهار ماهه، دو مرحله شش ماهه و یک مرحله 9 ماهه انجام دادیم و در مجموع 9.6 میلیون قطعه سکه پیشفروش شد.
از این تعداد تا قبل از فروردین 91 که موعد اولین مرحله تحویل سکهها بود، در مجموع صاحبان 300 هزار قطعه سکه پول خود را پس گرفتند و ما با 9.3 میلیون قطعه سکه تعهد، طرح پیشفروش را آغاز کردیم، اما تحولاتی که در ماههای ابتدایی امسال رخ داد و بیشتر آن به علت اثرات بسته سیاستی بود، بازار سکه را تا حد زیادی به ثبات رساند. روشن است جذاب شدن نرخ سود سپردهها در بسته سیاستی نقش بسزایی در این میان داشت.
همین که منابع موجود در بازار سکه به سوی بانکها رفت، قیمتها افت کرد. تا آنجا که ما در بانک مرکزی نگران برخی سرمایهگذاران غیرحرفهای واردشده این بازار شدیم. بررسیهای ما نشان داد بسیاری از افرادی که سکه پیشخرید کردهاند، ناآشنا به بازار و غیرحرفهای هستند و اصولا تمایلی هم برای ورود به بازار سکه نداشتهاند، اما غیرجذاببودن نرخ سود سپردهها، آنان را به سوی این بازار کشانده است. الان هم این افراد در معرض ضرر قرار دارند، بنابراین با هدف، جلوگیری از این ضرر و زیان و هم با هدف بازگشتن بیشتر پول به بازار رسمی، اوراق گواهی سپرده را طراحی کردیم و بلافاصله بیش از یکسوم ثبتنامکنندگان، این اوراق را خریدند. در مرحله بعدی هم بانک مرکزی با خوشقولی هرچه تمامتر تعهدات خود درباره تحویل سکه به مردم را انجام داد تا این بازار به ثبات برسد.
پیشبینی شما از آینده بازار سکه چیست؟
تا آنجا که به متغیرهای تحت کنترل بانک مرکزی برمیگردد ما پیشبینی میکنیم بازار سکه در حالت ثبات باقی بماند. توجه داشته باشید مقداری از سکههای تحویلی که نزد مردم باقی مانده است، خود به عنوان یک مکانیزم تعدیلکننده عمل خواهد کرد. یعنی هر گاه قیمت سکه در بازار کمی افزایش یابد به طور خودکار این سکهها برای دریافت سود بیشتر از سوی متقاضیان عرضه خواهد شد و پس از مدتی دوباره ثبات به قیمتها باز خواهد گشت.
قربانی: اجرای بسته فقط در طول دو ماه پس از اجرا باعث جمعآوری پولهای سرگردان و هدایت آن به بانکها شده و از سوی دیگر، سپردهها در سیستم بانکی با ماندگاری بیشتری همراه شده است. در این بخش این دو پیام بزرگترین دستاوردهای بسته بوده است
به عبارت دیگر، ذخیره سکه نزد مردم یک ابزار برای بانک مرکزی در کنترل بازار است. لذا به نظر میرسد بازار سکه در سالجاری از ثبات بیشتری نسبت به بازار ارز برخوردار بوده و دوره کسب سودهای کلان در آن به پایان رسیده باشد. ضمن این که توجه داشته باشید ما هنوز ورود مقادیر زیادی سکه به بازار را در راه داریم و ورود این سکهها قطعا باعث کاهش بیشتر قیمتها خواهد شد.
اگر در شرایط التهابی بازارهای مالی، بسته سیاستی اجرا نمیشد، چه اتفاقی در انتظار اقتصاد ملی بود؟
اگر این بسته اجرایی نمیشد، التهابات و نوسانات قیمتی شدید دو گروه را متضرر میکرد. گروه اول بخش مولد اقتصاد شامل تولیدکنندگان، سرمایهگذاران و تجار بودند و گروه دوم مردم عادی. فرض این بود که التهابات و حباب قیمتی آنقدر افزایش پیدا میکرد که به حالت انفجاری میرسید و آنگاه ترکیدن این حباب کل اقتصاد ملی را متضرر میکرد. اصولا توجه داشته باشید که نوسانات قیمتی به نفع اقتصاد ملی نیست. چون هم جلوی سرمایهگذاری را میگیرد و هم به مردم ضرر میزند.
در همین حین اجرای برنامه پیشفروش سکه بسیاری افراد به بانک مرکزی خرده گرفتند که مگر این بانک، سکه فروش است؟! اما نگاهی به وظایف ذاتی بانک مرکزی که حفظ ارزش پول ملی و حفظ ثبات اقتصادی ملی است، نشان میدهد که اتفاقا ورود بانک به حیطه بازارهای مالی طلا و ارز در راستای حفظ منافع اقتصادی کشور بوده است. شما نگاه کنید در فضای التهابی و حبابی، دلالبازی شکل میگیرد و دلالان بیثباتی به همراه میآورند. از این بیثباتی آنچه برای اکثریت مردم بر جای میماند ضررهای هنگفت است. توزیع شدید و ناموزون درآمدی اتفاقا یکی از تبعات بزرگ نوسانات در بازارهای مالی است.
در همین ماجرای رشد قیمت سکه بسیاری یکشبه به سودهای کلان رسیدند و بسیاری هم همهچیز خود را از دست دادند.
بسیاری اشخاص مثلا خانهشان را فروختند تا سکه بالای یک میلیون تومان بخرند، اما کمتر از پنج ماه بعد سکه به حدود 700 هزار تومان رسیده و احتمال کاهش بیشتر آن نیز وجود دارد، اما از این میان دلالان سودهای هنگفت بردند.
لذا هنر بزرگ بسته سیاستی در بازارهای مالی دلالزدایی، نوسانزدایی و التهابزدایی بوده است. درست است که آستانه قیمتها در برخی ارزها مانند دلار بالاست، اما دامنه نوسان تا حدی کنترل شده که دیگر کسی هوس ورود به این بازارها را نمیکند. از سوی دیگر سود سپرده بانکی تا حد معقولی بالا رفته و با توجه به ثباتی که سود سپردهها دارد و امنیت خاطر سپردهگذاری در بانک، افراد از حضور در بازارهای دلالی پرنوسان منصرف میشوند.
با این اوصاف پیشنهاد شما به مردم برای سرمایهگذاری چیست؟
بانک مرکزی به مردم پیشنهاد حضور در بازارهای رسمی را دارد. حضور در بازارهای مالی چون طلا و ارز کار مردم عادی نیست. این بازارها متخصصان خاص خودش را میخواهد و ظرایفی شاید داشته باشد که مردم عادی از آن آگاه نیستند. پس ریسک حضور در این بازارها برای مردم عادی افزایش مییابد و ممکن است آنها را دچار ضرر و زیانهای هنگفتی بکند. در همین ماجرای نوسانات و التهابات بازار ارز و طلا نمونههای متعددی از این قضیه دیده شد. لذا فقط میتوان توصیه کرد که پول خود را در بازارهای رسمی به جریان بیندازند که باثبات، امن و کمریسک است.
بتازگی برخی تشکلهای تولیدی و تجاری از بانک مرکزی خواستهاند تا در نرخ سود تسهیلات که در بسته سیاستی ذکر شده، تجدید نظر کرده و همچنین تسهیلات بیشتری به بخش تولید ارائه دهد. به عقیده شما در سال حمایت از تولید ملی، کار و سرمایه ایرانی نباید بسته سیاستی را طوری اصلاح کرد که بانکها بیشتر در خدمت تولید ملی قرار گیرند؟
این سومین سالی است که رهبر معظم انقلاب، عنوانی اقتصادی برای آن در نظر میگیرند. این نشان از اهمیت سرفصل اقتصاد و تولید در مجموعه سیاستهای کشور دارد. بانک مرکزی هم که به عنوان موتور محرکه تولید مطرح است در این چارچوب نقش کلیدی به عهده دارد و اصولا در اینکه بانک مرکزی باید منابع بانکها را به سوی تولید هدایت کند، شکی نیست. این از بدیهیات است. اما مساله این است که ما گاه برخی مسائل خرد را با کلان مخلوط میکنیم، به طوری که اصل مساله پنهان میشود. نگاهی به آمار ارائه تسهیلات بانکها نشان میدهد سیستم بانکی بسیار بیش از توان خود تسهیلات پرداخت کرده است. آخرین آمار موجود در اینباره در سال 90 میگوید نسبت تسهیلات به سپردهها (قبل از کسر سپرده قانونی) 97.8 درصد است که این رقم در سال جاری با افزایش مواجه بوده است.
جالب آنجاست که بانکهای تخصصی که مستقیما در حیطه خود وظیفه حمایت از تولید را به عهده دارند 209.5 درصد منابع خود را وام دادهاند.
حال آن که محدوده مجاز ارائه تسهیلات به نسبت سپردههای بانکها 80 درصد است. این آمار به خوبی نشان میدهد عملکرد سیستم بانکی در برابر بخش تولید چگونه بوده است. روشن است بانکها برای پرداخت اضافه تسهیلات بر منابع خود از منابع بانک مرکزی استفاده کردهاند، یعنی بانک مرکزی پول پرقدرت در اختیار آنها قرار داده است و میدانید که توزیع پول پرقدرت چندین برابر حجم خود باعث تولید نقدینگی خواهد شد. تمام کارشناسان اقتصادی و علمای اقتصاد تکیه بیش از حد بر منابع بانک مرکزی را نقطه مطلوبی برای تولید نمیدانند. چراکه بانک مرکزی باید آخرین وامدهنده باشد. لذا دوستانی که معتقدند بانکها به اندازه کافی از تولید حمایت نکردهاند به این آمار توجه کنند.
به بیان صریح این که در اقتصاد ایران سایر ابزارهای تامین مالی باید جایگزین نظام بانکی شوند. در راس این ابزارها بازار سرمایه قرار دارد. البته با روشهایی چون تقویت پایه سرمایه بانکها و برخورد با مطالبات معوق و تبدیلکردن آن به مطالبات جاری میتوان قدرت اعتباردهی بانکها را افزایش داد، اما اصل موضوع این است که بانکها بیش از این نمیتوانند بهتنهایی نقش تامینکننده مالی در اقتصاد را بهعهده گیرند. بانک یک بنگاه اقتصادی به عنوان واسطه مالی است. یعنی باید سپردهها را تجهیز کرده و سپس تخصیص دهد.
وقتی سپردهای نباشد، کدام منابع باید تخصیص یابد؟ البته روشن است که تولیدکنندگان میخواهند با دستیابی به پول ارزان مسائل خود را حل کنند، اما توزیع پول یک راهحل کوتاه و مقطعی و خرد است، سوال این است که در سطح کلان توزیع این میزان پول ارزانقیمت چه تبعاتی در پی خواهد داشت و آیا تولید نهایتا از این میان سود خواهد برد؟ به نظر میرسد پاسخ منفی است.
چراکه تورم حاصل از توزیع این میزان پول در نهایت نرخ سود واقعی دریافت تسهیلات را افزایش میدهد و نرخ سود اسمی تسهیلات تنها بخشی از ماجراست لذا این که گفته میشود بانکها از تولید حمایت نمیکنند و اظهاراتی مشابه، به نظر کملطفی است. بانک مرکزی هدفش این است که کلان اقتصاد را مدیریت کند و حرفش این است که کاری نکند که تورم افزایش یابد. چون هر قدر پایه پولی بزرگتر شود، فشارهای تورمی بر تولیدکنندگان بیشتر شده و تورم هم سهم تولیدات و اهداف اصلی تولید را زیر سوال میبرد.
البته برخی تولیدکنندگان صرفا خواهان کاهش نرخ سود تسهیلات بانکی هستند.
بله . برخی دوستان میخواهند ما با تعیین نرخ سود تسهیلات به زیر نرخ تورم به حال قبل از بسته بازگردیم. روشن است نرخ سود تسهیلات و سپردهها دو متغیر به هم وابسته است که کاهش در یکی لاجرم باید به کاهش در دیگری منجر شود. نمیتوان به بانک گفت پول یعنی کالایت را ارزان بفروش (نرخ سود تسهیلاتت را به زیر تورم کاهش بده) و گران بخر (نرخ سود پرداختی به سپردههایت را متناسب با تورم تعیین کن.) بانک یک بنگاه اقتصادی است که با این معادله متناقض نمیتواند به حیاتش ادامه دهد.
اگر ما ضوابط بسته در این قسمت را بشکنیم یعنی متناسب با کاهش نرخ سود تسهیلات باید نرخ سود سپردهها را هم کاهش دهیم و نتیجه همان آش و همان کاسه قبل از ابلاغ بسته سیاستی میشود. یعنی سپردهها مجدد میل به خروج از بانکها پیدا میکنند، بازارهای مالی ملتهب میشود، منابع و قدرت بانکها برای وامدهی کاهش مییابد و در یک کلام سرکوب مالی شکل میگیرد.
به عبارت دیگر چرخهای تکرار میشود که در نهایت تولید آسیب بیشتری از آن میخورد لذا معادلات منطقی اقتصاد میگوید بانک مرکزی نمیتواند اقدام به کاهش نرخ سود تسهیلات در شرایط فعلی کند. این کاهش زمانی میتواند اتفاق بیفتد که نرخ تورم کاهش یابد و تا آن زمان بانک مرکزی ضمن این که در چارچوبها و امکانات خود به تامین مالی بخش تولید ادامه خواهد داد از تولیدکنندگان میخواهد نگاه بیشتری به سایر ابزارهای تامین مالی و در راس آن بازار سرمایه داشته باشند.
سید علی دوستی موسوی - گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: