زیپی لیونی، وزیر خارجه وقت رژیم صهیونیستی در جریان جنگ اذعان کرد که هیچ قدرتی در جهان نیست که بتواند حزبالله لبنان را خلع سلاح کند. اینگونه اظهارات نشان میداد که جنگهای مستقیم در از بین بردن مقاومت و قدرت منطقهای بالاتر از مقاومت که شامل محور سوری ـ ایرانی است، شکستخورده و به این ترتیب نقشه برای آغاز جنگ غیرمستقیم در دستورکار قرار گرفته است. به این ترتیب که ناآرامی و جنگ در لبنان همچنان ادامه داشته باشد. از اینرو درحال حاضر این تهاجم وارد مرحله هجمههای سیاسی و مذهبی علیه مقاومت و سلاح آن شده است و در سوریه نیز تیمهای مرگ و ترور از سوی سازمان جاسوسی آمریکا و ائتلاف ترکیه و کشورهای خلیجفارس و ناتو فعال شدهاند. هدف قرار دادن سوریه بخشی از تسویه حسابهای جنگ لبنان است، اسرائیلیها و آمریکاییها و تمامی مزدوران آنها بخوبی میدانند که بشار اسد از حمایت و محبوبیت مردمی برخوردار است و سوریه نیز وزنه اقتصادی، سیاسی و نظامی خوبی دارد که در جنگ 33 روزه در کنار مقاومت و ملت و ارتش لبنان قرار گرفت.
این اولین بار نیست که برنامهریزان آمریکایی و صهیونیستی به این نتیجه میرسند که گره طرحهای آنها در خاورمیانه از سوی سوریه است. سوریه گرهای است که امپراتوری آمریکا از زمان تلاش برای سفر انور سادات به سرزمینهای اشغالی و امضای معاهده کمپ دیوید با آن مواجه شده است، همین مشکل در زمان تلاش برای از بین بردن مقاومت فلسطین و گروههای ملیگرای لبنانی در تجاوز سال 1978 نیز فراروی آمریکا، اسرائیل و غرب قرار داشت. سوریه حتی در بقاع و بیروت نیز در زمان جنگ 1982 با دشمن اسرائیلی وارد جنگ شد و در زمان امضای توافقنامه 17 می نیز از مقاومت حمایت کرد. سوریه از وقوع انقلاب اسلامی در ایران حمایت کرد و بعد از سرنگونی نزدیکترین همپیمانان رژیم صهیونیستی در این کشور، با آن ائتلافی محکم برقرار کرد. سوریه مقاومت لبنان را در برابر ارتش اشغالگر صهیونیستی مورد حمایت قرار داد و در برابر توطئههای آمریکایی و سعودی که از روز اول علیه مقاومت در لبنان آغاز شده بود، از این محور حمایت و پشتیبانی کرد.
موفقیت حزبالله در جنگ 33 روزه را به جرأت میتوان نقطه عطفی در تحولات منطقه و جهان دانست. این پیروزی همانطور که باعث شد جایگاه مقاومت در عرصه داخلی لبنان تقویت و تثبیت شود، به همان اندازه مقاومت را به عنوان وزنهای منطقهای نشان داده و آن را به الگویی برای سایر جنبشهای آزادیبخش تبدیل کرد. حزبالله اگر تا قبل از سال 2006 برای آزادسازی سرزمینهای اشغالی خود از دست صهیونیسم تلاش میکرد، بعد از جنگ دیگر این هدف را پشت سر گذاشت و به الگویی برای از بین بردن رژیم صهیونیستی به عنوان غده سرطانی منطقه تبدیل شد. حزبالله لبنان با این جنگ افسانه شکستناپذیری ارتش رژیم صهیونیستی را نقش بر آب کرد و مقدمه شکستهای بعدی این رژیم در مقابل مقاومت فلسطین را فراهم کرد.
رژیم صهیونیستی در دومین و سومین روز حمله خود به لبنان (22 و 23 تیر ـ 13 و 14 جولای) در حمله هوایی به بیروت و مناطق جنوب لبنان، علاوه بر بمباران باندهای شرقی و غربی و ساختمان اداری فرودگاه بینالمللی این شهر، دهها هدف اقتصادی و زیربنایی لبنان را زیر آتش گرفت. در جریان این تجاوز 75 نفر که بیشتر آنها غیرنظامی بودند، کشته و 150 نفر زخمی شدند. ارتش اسرائیل همچنین یکصد موشک خوشهای به شهرکهای «جلتا» و «کفرشوبا» پرتاب و شهرکهای برعشیت و الطیری در بنت جبیل جنوب لبنان را بمباران کرد. هواپیماهای اسرائیلی، روز جمعه (23 تیر ـ 14 جولای) 12 بار جنوب بیروت را بمباران و چند پل مهم ارتباطی در این منطقه و دیگر مناطق لبنان را ویران کرده و خسارتهای فراوان به تأسیسات زیربنایی این کشور وارد کردند. ارتش رژیم صهیونیستی در جریان جنگ 33روزه بارها نشان داد که به هیچیک از موازین بینالمللی پایبند نیست و از بمباران مناطق مسکونی و تاسیسات زیربنایی و بمباران مدارس و مساجد ابایی ندارد.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم