اگر به کاخ نیاوران رفته باشید، لباس آبی و سپید سوزندوزیشدهای را میبینید؛ این لباس را زنی سوزندوزی کرد که همه عمر در نهایت فقر و تنگدستی زندگی کرد.
مهتاب در روستای قاسمآباد، در هفت کیلومتری بمپور زندگی و هزینههای زندگیاش را کمیته امداد پرداخت میکرد؛ اتاق کوچکی که در آن به سر میبرد از هرگونه وسیله خنککنندهای بیبهره بود و گرمای طاقت فرسای سیستان و بلوچستان آزارش میداد.
مهتاب نوروزی، مشهورترین سوزندوز بلوچ بود که فقر و بیکسی را سوزندوزی میکرد؛ نماینده مردم بمپور و ایرانشهر در مجلس، وعده داده بود تا تسهیلاتی برای مهتاب در نظر گرفته شود، اما در وضع زندگی او هیچ گشایشی حاصل نشد؛ نه بیمه داشت و نه حقوقی ثابت.
مهتاب زنی سیهچرده بود با بیش از 70 سال سن. مدتها بود که نمیتوانست سوزندوزی کند؛ شاید به این دلیل بود که در خانه 30 متریاش به زحمت یک لامپ 40 وات روشن بود؛ نه کولری بود و نه یخچالی تا آب خنکی بنوشی، اما مهتاب، مهربان و سخاوتمند بود؛ سفرهای رنگین میگشود و تو را به تماشای رنگ و طرح دعوت میکرد؛ رنگها و نقشهایی که بر تن بیجان پارچه نقش بسته بود با تو از هنر و سلیقه و بخشندگی زن سوزندوز بلوچ میگفت.
زینب، برادرزاده مهتاب است و هنر سوزندوزی را از او فراگرفته؛ سازمان میراث فرهنگی ساعتی هزار تومان در اختیار او میگذارد تا این هنر را به زنان بلوچ آموزش دهد.
ورود سوزندوزیهای وارداتی از افغانستان و پاکستان هم به دلیل ارزانتر بودن به سوزندوزی اصیل بلوچ ضربه زده است. بگذریم از اینکه دستگاههای کامپیوتری هم طرحها و نقشهای مورد نظر را بر پارچه کپی میکنند و به قیمت بسیار ارزان میفروشند. (خبرگزاری میراث فرهنگی)
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم