خاطرات 10 ساله دکتر علی لاریجانی-8 فرمودند استخاره لازم نیست

چهارشنبه 6 بهمن ماه 1372 ساعت 7 صبح در دفتر کارم حاضر شدم و اخبار مهم را مطالعه کردم : گزارش خبرگزاری ها از قتل عام دو هزار نفر از مسلمانان بوسنیایی نگران کننده بود.
کد خبر: ۴۸۶۳۶

ظاهرا سازمان ملل فقط عاملی برای سرپوش گذاشتن بر این کشتارها شده است. کنفرانس تفاهم الجزایر به وسیله 5حزب تحریم شد. ظاهرا احزاب مهم مثل جنبش اسلامی النهضه ، جنبش آزادیبخش ملی و... در کنفرانس نبودند. ساعت 8 آقای علی جنتی معاون امور بین الملل و آقای دکتر سریع القلم و آقای دکتر ابریشمی و سایر اعضای جلسه سیاستگذاری امور بین الملل آمدند و درباره گسترش زبان و ادب فارسی در خارج و راه اندازی کرسی های زبان فارسی در دانشگاه های خارج از کشور بحث شد و قرار شد بودجه مناسبی برای این قضیه در نظر گرفته شود و من با جناب آقای هاشمی مذاکره کنم. صبح ، آقای دکتر معصومی ملاقات داشت . ایشان از فرانسه بازگشته بود. یکی از اساتید آنجا که روی آثار خوارزمی کار کرده است ، همراه ایشان بود. تحقیقات او در این زمینه لذت بخش بود. او علاقه داشت با کتابخانه آیت الله مرعشی نجفی مرتبط شود و برخی از کتابهای مورد نیاز خود را دریافت کند. دیشب و امروز خیلی در فکر بودم ؛ چرا که احتمال می دادم کارهایی که در وزارت فرهنگ آغاز شده ، در این تغییرات عقیم بماند. کمی دل دل کردم و سرانجام با آقای حجازی تماس گرفتم . ساعت حدود 3:45 بود. دغدغه های ذهنی خود را درباره وزارت فرهنگ گفتم و خواهش کردم موضوع ، خدمت مقام رهبری گزارش شود و حداقل ایشان استخاره ای بکنند. بعد به جلسه دولت رفتم . چیزی نگذشته بود که آقای حجازی در دولت با اینجانب تماس گرفتند و گفتند آقا فرموده اند من تصمیم خود را گرفته ام و تردیدی ندارم ؛ «فاذا عزمت فتوکل علی الله» و استخاره لازم نیست . این پاسخ از یک نظر مشکلات ذهنی مرا زیادتر کرد، ولی این استواری در رای را واقعا ستودم ، که شایسته رهبری همین است . مقام رهبری فرمودند در این زمینه - یعنی ماندن در وزارت فرهنگ - هم با آقای هاشمی رئیس جمهور دیگر سخن نگویم. بعد از جلسه هیات دولت به محل کارم بازگشتم. حال و روز خوبی نداشتم. در زمینه کتاب سال لازم بود با آقای هاشمی مذاکره کنم ، که در جلسه هیات دولت فراموش کردم . امسال کتاب تفسیر ایشان برگزیده شده بود و نمی دانستم با توجه به مسوولیت خود ، این کار را درست می دانند یا خیر ؛ چون احتمال می دادم نوع دیگری در جامعه تفسیر شود ؛ هر چند هیات داوران با ترکیبی که دارد ، برای من روشن بود که عنایت خاصی نداشتند. با ایشان تلفنی صحبت کردم. آقای هاشمی گفتند شما در مورد بحث مقام رهبری چه می کنید؛ بنده مختصری توضیح دادم . ایشان گفتند خوب است مطلب را تمام کنیم یا حداقل شما با آقا مجددا صحبت کنید. نحوه حل مساله خیلی فرق می کند ، چون آقا تعجیل دارند. ساعت 10 به منزل رفتم. با خانم و فرزندان شام خوردم ولی نه من فهمیدم چه می خورم ، نه آنها از این نوع غذا خوردن ابتهاجی حاصل کردند ؛ چون در فکر بودم!.

خاطرات 10 ساله دکتر علی لاریجانی - 7
دیگر نتوانستم مطلبی بگویم
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها