گفت‌وگو با فرشاد آذرنیا، افکتور رادیو

مردی که فقط صدا تولید می‌کند

سال‌های سال نام او را در تیتراژ نمایش‌های رادیو شنیده‌ایم: افکتور: فرشاد آذرنیا. فرشاد آذرنیا را همکارانش آرام‌ترین و کم سر و صداترین هنرمند مرکز هنرهای نمایشی می‌دانند. کم حرف می‌زند و کارش تولید صداست. آن هم صداهای مجازی به‌گونه‌ای که ما واقعی تصورش کنیم. اگرچه در سال‌های اخیر افراد دیگری به‌عنوان افکتور جذب نمایش رادیو شده‌اند، اما به گمان اهالی نمایش رادیو او همچنان بی‌رقیب است. زرورق‌ها را به هم می‌ساید و ما گمان می‌بریم آتشی گر گرفته است. نمک روی حلب می‌پاشد و ما صدای بارش باران را می‌شنویم. با ضربه زدن به کدو تنبل صدای ضربه زدن به بدن انسان را می‌سازد و همواره میکروفن در کنار پایش است تا صدای پاهای افراد مختلف را در بیاورد. حرفه او عجیب و جالب توجه است. باید گفت فرشاد آذرنیا از سال 67 وقتی 22 ساله بوده به‌عنوان افکتور همراه با برنامه «صبح جمعه با شما» وارد کارهای رادیویی شده است و تا امروز همچنان در این حرفه می‌کوشد.
کد خبر: ۴۸۶۳۲۷

می‌گویند شاگرد خوب، استاد خوب داشته است. استاد شما در این حرفه چه کسی بوده است؟

من یک دوره آموزشی دو ماهه زیر نظر آقای عبدالعلی کمالی دیدم و بعد هم آقای مهدی شرفی به من آموزش دادند. بعد از این دوره احساس کردم خیلی کار افکت را دوست دارم و دنبالش رفتم.

همکارانتان می‌گویند فرشاد آذرنیا در رادیو رقیب ندارد.

البته الان دیگر غیر از من در عرصه نمایش رادیو، رضا قبادی فر و دوستان دیگری هم کار می‌کنند. ولی به هر حال من تقریبا در بیشتر کارها حضور دارم.

اهمیت افکت در نمایش رادیویی چقدر است؟

به جمله‌ای از اورسن ولز اشاره می‌کنم. او می‌گوید: گوش کردن به نمایش رادیو بدون افکت، مثل نگاه کردن به تئاتر با چشمان بسته است. باید بگویم اهمیت کار افکت در نمایش رادیو به اندازه‌ای است که می‌تواند جای گریم، نور صحنه، دکور و... را بگیرد.

یکی از نکات جالب کار شما این است که در بیشتر نمایش‌ها قدم می‌زنید تا صدای پا دربیاورید. این صداهای پا با هم فرقی هم می‌کند؟

بله، قدم زدن در نمایش سخت‌ترین کار است. قدم زدن که در نمایشنامه صدای پا عنوان می‌شود، بسته به مرد یا زن بودن، بچه یا بزرگ بودن، پیر و جوان بودن یا عصبانی و خوشحال بودن شخصیتی که صدای پای او را درمی‌آورم، متفاوت است. حتی مهم است که او در سالن پذیرایی است یا اتاق خواب.

شما در آرشیو خود همه نوع صدا یا افکت دارید؟

بله، افکتور باید همه صداها را داشته باشد یا بتواند آنها را تصور و برایشان صدا تولید کند.

مگر نمی‌شود از افکت‌های واقعی که در طبیعت هم موجود است، استفاده کرد؟ چرا باید صدا سازی کرد؟

درست است، اما آنچه در طبیعت موجود است کافی نیست. بنابراین گاهی نیاز است صداسازی کنیم. گاهی به صورت زنده باید در نمایش صدا ایجاد کنیم، مثلا با پاشیدن نمک روی حلب صدای باران یا با حرکت دادن زرورق صدای آتش تولید کنیم. می‌توانیم با ضربه زدن به کدو تنبل صدای ضربه زدن به بدن انسان را بسازیم. تکان دادن چوب گردگیری، صدای بال زدن پرنده را در فضا به گوش ما می‌رساند و خیلی چیزهای دیگر.

از کجا متوجه می‌شوید با کدام ابزارهای مجازی می‌توان صدای واقعی تولید کرد؟

در این مواقع کمی تجربه و کمی هم جستجو در برخی سایت‌های خارجی حتما کارساز است.

سخت‌ترین کاری که تاکنون انجام داده اید چه بوده است؟

در نمایش «مسخ» اثر کافکا یک انسان است که به سوسک تبدیل می‌شود. من باید صدای سوسک را در می‌آوردم. در آن نمایش، سوسک لای در می‌ماند، به دیوار می‌خورد و دوباره حرکت می‌کند.

صدای سوسک را از کجا کشف کردید؟

برای در آوردن صدای سوسک رفتم موتورخانه یک ساختمان قدیمی. آنقدر آنجا نشستم تا صدای سوسک‌ها کاملا در ذهنم ثبت شود. کمی جستجو کردم تا چیزی پیدا کنم تا صدای سوسک از آن در بیاورم. به میوه کاج رسیدم. وقتی فلس کاج را توی دستم فشار می‌دادم یا با آن بازی می‌کردم صدای سوسک از آن در می‌آمد و در نمایش صدا را در ابعاد بزرگ‌تر ایفا کردم.

شما به تنهایی در یک نمایش می‌توانید جای چند نفر صدا تولید کنید؟

تا جایی که دست و پایم اجازه بدهد، حداقل جای سه نفر می‌توانم همزمان افکت ایجاد کنم.

اولین بار که درجمع مخاطبان افکت کار کردید، یادتان هست؟

بله، در برنامه صبح جمعه که شروع کار خودم هم بود، اصرار می‌شد افکت را در جمع حاضران برنامه اجرا کنم. خیلی برایم ترسناک بود.

چرا؟!

استرس زیادی داشتم برای این که نگران بودم عکس‌العمل مردم چه خواهد بود. بعدها فهمیدم نگرانی‌ام بی‌مورد بود، چون مردم عکس‌العمل بدی نداشتند. البته آقای شیشه‌گران و آقای نوذری کمکم کردند.

موسیقی و افکت با هم چه شباهتی دارند ؟

موسیقی حس را لطیف می‌کند. چند وقتی است در رادیو و تئاتر از موسیقی به جای افکت استفاده می‌کنند. مثلا آقایی هست در تئاتر به نام حیدری که کمانچه نواز است. او می‌تواند با نواختن کمانچه صدای جنگل و بیابان را در تئاتر ایجاد کند.

اولین جایزه شما مربوط به چه سالی است؟

سال 79 از جشنواره نمایش بابت میزری

این نمایش چه ویژگی‌هایی داشت؟

داستان وحشتناکی بود از زن دیوانه‌ای که عاشق نویسنده‌ای می‌شود و او را در خانه خود زندانی می‌کند. تاجایی که دستان اورا قطع می‌کند و دستگاه تایپ را به سرش می‌کوبد. من باید مثلا صدای اره کشیدن روی دست او را در می‌آوردم یا صدای شکستن استخوان‌هایش که روی زمین با دست و پای قطع شده حرکت می‌کند.

آماری از افکت‌های خود دارید؟

به صورت شخصی 800 تا صدا دارم که خودم آنها را تولید یا تهیه کرده‌ام. تعدادی هم صدا دارم تهیه می‌کنم که مربوط به مکان‌هایی در کشورمان است، مثل صداهای مربوط به مترو، خانه ها، فرودگاه و...

بین خارجی یا ایرانی بودن افکت فرقی هست؟

بله، مثلا اگر صدایی مربوط به روستاهای ایران باشد یا خارج با هم متفاوت است. در افکت روستای خارجی صدای خوک شنیده می‌شود، اما در ایران خوک وجود ندارد.

تا آنجا که می‌دانم جایزه زیاد گرفته اید.

از 9 دوره جشنواره صدا هفت دوره برنده شده‌ام. دور آخر جشنواره صدا در بخش آزاد، صدای نمایش‌های عروس مرده (امیر جوشقانی)، تسلیم (مجید حمزه)، وصیت (سعیده فرضی) و راز دل (رضا عمرانی) را من تهیه کرده بودم.

شما وقتی می‌توانید نمایش خام را با افکت میکس کنید چرا باید سرضبط نمایش‌ها حضور داشته باشید؟

نیازی هم نیست در همه نمایش‌ها حضور داشته باشم. توضیحی بدهم که ما دو نوع افکت داریم. یکی فولی که شخصی به نام جیمز فولی سال1923 آن را ثبت کرده است. این نوع افکت را نمی‌توان ضبط کرد چون با حس مستقیم بازیگر هنگام ضبط نمایش ربط دارد. من باید همراه و همزمان با بازیگر عمل کنم. افکت نوع دوم سی‌دی‌هایی است که بیرون ضبط می‌شود و تهیه‌کننده از آنها داخل استودیوی ضبط استفاده می‌کند.

چه چیزهایی به کار شما در افکت کمک می‌کند؟

امکانات و آرشیو خوب.

سمانه عبادی

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها