گفت‌وگو با محمدحسین کریمی‌پور، رئیس کمیسیون کشاورزی اتاق بازرگانی و صنایع و معادن ایران

بخش کشاورزی با کمبود آب مواجه است

سال‌هاست که کشت می‌کنیم و برداشت می‌کنیم، اما به روش سنتی و در زمین‌های خردی که تولیدات رقابتی را در پی ندارد. کشاورزی از یک سو از کمبود آب و فقر نسبی خاک و سطح پایین مکانیزاسیون رنج می‌برد و از سوی دیگر از نبود نگاهی منسجم برای ترسیم یک استراتژی مناسب سردرگم است. محمدحسین کریمی‌پور، رئیس کمیسیون کشاورزی، آب و منابع طبیعی اتاق بازرگانی ایران مهم‌ترین چالش اقتصادی ایران را در 25 سال آینده کمیابی آب می‌داند و می‌گوید منابع آب زیرزمینی به سرعت در حال تخریب است. این برداشت‌ها آنقدر سنگین است که در خیلی از دشت‌ها غیرقابل بازگشت است و لایه‌های ارزشمند حفظ آب برای همیشه از بین می‌رود. مشروح این گفت‌وگو را می‌خوانید.
کد خبر: ۴۸۶۰۹۳

وزارت جهاد کشاورزی و بازرگانی گاهی در پیش‌بینی میزان تولید و نیاز کشور به محصولات کشاورزی به دلیل نبود آمار و اطلاعات دقیق در تنظیم بازار دچار مشکل می‌شوند و هریک دیگری را مسبب گرانی و کمبود محصول در بازار می‌داند. در کل وضعیت تولید محصولات کشاورزی را در کشور چگونه می‌بینید و آیا آماری که گفته می‌شود ما در تولید محصولات کشاورزی 95 درصد خودکفا هستیم را قبول دارید؟

قضاوت در مورد آمار تولید کشاورزی در یک کشور بزرگ با اقلیم متنوع و با واحد‌های بسیار کوچک‌تر و پراکنده‌تر از مقیاس‌های جهانی، مشکل است. پیش‌بینی از آن هم سخت‌تر است. بالاخص باید گفت که کشور در استخدام دانش دورسنجی در این عرصه واقعا ضعیف است. شواهد زیادی داریم که روش تخمین و همچنین برآورد تولید در وزارت جهاد کشاورزی مشکلات زیادی دارد و دقیق نیست. اتاق ایران امکانات و شبکه‌ای جهت جمع‌آوری آمار کشاورزی در دسترس ندارد، اما جای خالی پیش‌بینی‌های قابل اتکا ما را علاقه‌مند کرده روش‌های نه‌چندان دقیق خودمان را توسعه دهیم.

آمار واردات سال 90 نشان می‌دهد از ده قلم کالای وارداتی، پنج قلم آن کشاورزی است. آیا امکان تولید این محصولات در کشور وجود دارد یا بهتر است از خارج وارد شود؟

کشاورزی ایران از کمبود آب، فقر نسبی خاک، کوچک و خرد بودن اراضی و سطح پایین مکانیزاسیون همچنین فقر تحقیقات کاربردی رنج می‌برد. در واقع کشاورزی ایران مدل خیلی واضحی از کشاورزی معیشتی ـ سنتی است که در رقابت با رقبای متکی به کشاورزی صنعتی و مدرن دچار ضعف قدرت رقابت شده است. در کشور ما همواره دولت از ابزار واردات با نگاه حمایت از مصرف‌کننده برای جلوگیری از گرانی‌ها و تنظیم بازار استفاده کرده است. این روند کلی هم ناشی از سیاست‌ها و روند کلان اقتصاد کشور است و فرق نمی‌کند چه دولتی سر کار بیاید.

مساله این است که دولت به دلایل سیاسی و اجتماعی علاقه‌مند به حفظ قدرت خرید مردم است و این موضوع را در اولویت قرار می‌دهد. از طرف دیگر، تولید ملی هم در رقابت با تولیدکنندگان صنعتی مدرن دنیا مشکل دارد. دولت یا باید بپذیرد که قیمت‌ها در کشور بالا برود یا باید بپذیرد که تولیدکنندگان هزینه‌هایشان هر روز بالاتر می‌رود و به دلیل کاهش سودشان وارد مرحله ضرر می‌شوند. نمونه آن قیمت خرید تضمینی گندم است، دولت در همان روزهایی که گندم درجه دو مصرف دامی خود را در بورس کالای کشاورزی کشور بالای 4200 ریال می‌فروشد، خرید گندم خوراک انسانی مرغوب‌تر را 3950 ریال قیمت می‌گذارد. این رویکرد دولت در شرایطی که هزینه تمام شده یک کیلو گندم به طور متوسط 450 تومان است، این پیام را به کشاورز می‌دهد که به جای کشت گندم به سمت کشت سایر محصولات ازجمله صیفی برود. در حال حاضر، مشکل در لایه‌های اقتصاد کلان و ساختار کشاورزی ایران بسیار عمیق است.

در سیاستگذاری‌ها در چه وضعی هستیم؟ مثلا نبود برنامه کشت یکی از مشکلات همیشگی کشور است که باعث می‌شود در مقطعی با افزایش کشت یک محصول و در مقطعی با کاهش کشت آن مواجه شویم. چرا ما در این سال‌ها نتوانستیم یک بسته استراتژی موزون برای کشاورزی ـ آب داشته باشیم؟

کشاورزی در ایران فاقد استراتژی فرادستی است. در واقع در چهار برنامه‌ای که پشت‌سر گذاشتیم، کشاورزی 23 درصد اشتغال کشور و 13 درصد تولید ناخالص داخلی را به خود اختصاص داده و نقش اساسی در امنیت غذایی ایران داشته ضمن آن که ستون فقرات حفظ آمایش جمعیتی در مناطق روستایی در پهنه بیابانی ایران را به عهده داشته است. از سوی دیگر، مهم‌ترین چالش اقتصادی ایران در 25سال آینده بی‌تردید کمیابی آب است. چون کشاورزی مصرف‌کننده 90 درصد آب شیرین تجدیدپذیر کشور است و کلید مدیریت بحران آب هم در این بخش است. بخش کشاورزی در ایران ـ در بسیاری از عرصه‌ها ـ واقعا راهبردی است، اما متاسفانه با توجه به اهمیت این مساله ما در کشور فاقد یک بسته استراتژیک کشاورزی هستیم تا کشاورزی، آب، اشتغال، پراکنش جمعیت، روستا، توسعه روستایی، امنیت غذا و... را به هم متصل کند.

آیا تاکنون تلاشی برای تهیه آن هم نشده است؟

ما اسناد پشتیبان نامتجانسی برای برنامه‌های پنجساله داریم. در سند چشم‌انداز هم فهرستی از آرزوهایمان را جمع کرده‌ایم که حداقل تناسبی با عملکرد پنجساله اول و تناسبی با برنامه چهارم و پنجم ندارد. مجموعه قوانینی هم داریم که آن هم فاقد پیوستگی و هدفمندی راهبردی است. بودجه‌های سالانه هم‌ساز خود را می‌زند و نه به برنامه وفادار است نه به قوانین. ولی بنده تا امروز سند مادری که حتی ادعا کند نقش سند راهبردی کشاورزی، آب، اشتغال، پراکنش جمعیت، توسعه روستایی و امنیت غذا را بازی می‌کند، نه دیده و نه شنیده‌ام. مثلا از اول انقلاب می‌گوییم خودکفایی روغن و سایر محصولات اساسی هدف ماست. امروز خوداتکایی ما در دانه روغنی کمتر از ده درصد است و نسبت به برنامه چهارم عقب رفته‌ایم. در تولید سویا، ذرت، خوراک دام و طیور و خیلی محصولات دیگر هم قیافه‌مان اصلا شبیه خودکفایی نیست. در گوشت قرمز به راهی می‌رویم که در ده سال آینده بازار بزرگ وارداتی شویم، اما از آنجا که حرف مرد یکی است، آن هدف همیشه در اسناد تکرار می‌شود و کسی هم نیست بگوید چرا هنوز وضعمان این است. باید اهداف را تغییر داد یا عملکرد را؟

همان‌طور که اشاره کردید تامین آب، چالش بخش کشاورزی است. وضعیت راهبردی آب ایران و برنامه توسعه‌ای در این بخش را در آینده چگونه می‌بینید؟

بیشترین آب شیرین تجدیدشونده سالانه کل کشور حدود 137 میلیارد مترمکعب است. تا امروز کمی بیش از صد میلیارد مترمکعب آن را مدیریت کرده و استحصال می‌کنیم که از این میزان براساس گزارش وزارت نیرو در سال 89 ـ 88 حدود 3/47 میلیارد مترمکعب برداشت از چاه‌ها، 5/6 میلیارد مترمکعب برداشت از قنات و 22 میلیارد مترمکعب برداشت از چشمه‌هاست.

کریمی‌پور: اضافه برداشت از چاه‌ها هم‌اینک به بیش‌از 12 میلیارد مترمکعب رسیده یعنی کشور درحال تخریب منابع آب زیرزمینی است. این برداشت‌ها آنقدر سنگین است که در خیلی از دشت‌ها غیرقابل بازگشت خواهد بود

یعنی از این سه طریق جمعا حدود 7/75 میلیارد مترمکعب از منابع زیرزمینی در حال برداشت است. کمی بیش از 25 میلیارد مترمکعب نیز برداشت از منابع سطحی است. تحلیل‌ها نشان می‌دهد در سال آبی مورد اشاره 5/9 میلیارد مترمکعب از 3/47 میلیارد مترمکعب برداشت از چاه‌ها، اضافه برداشت است. این عدد هم‌اینک احتمالا به بیش از 12 میلیارد مترمکعب رسیده است. این به آن معناست که کشور در حال تخریب منابع آب زیرزمینی است. این برداشت‌ها آنقدر سنگین است که در خیلی از دشت‌ها غیرقابل بازگشت است و لایه‌های ارزشمند حفظ آب برای همیشه از بین می‌رود.

در دی سال گذشته دولت برای توسعه کشاورزی آبی در کشور طرحی به نام فدک را مطرح کرد. در چنین شرایطی که با محدودیت آب مواجه هستیم آیا این بلندپروازی در سطح زیرکشت می‌تواند اتفاق بیفتد؟

دولت در ماه‌های باقیمانده از دوره مسئولیت خود می‌خواهد زمین‌های کشاورزی آبی در کشور را گسترش دهد. درصدد است در دشت‌های بحرانی هم سیاست ممنوعیت واگذاری را کنار گذاشته و آب را برای تولیدات کشاورزی با مصرف کم اختصاص دهد. براساس هدف‌گذاری قرار است 5/8 میلیون هکتار سطح آبی موجود کشور (که در اغلب دشت‌ها با کاهش دسترسی به آب مورد نیاز روبه‌روست و با اتخاذ سیاست کم آبیاری، به تولیدی گران و غیررقابتی دچارند)، به 5/10 میلیون هکتار افزایش یابد.

براساس ماده 7 مصوبه طرح فدک (که توسط کارگروه ویژه کشاورزی دولت مصوب شده) قرار است اختصاص آب تامین‌شده از محل صرفه‌جویی در دشت‌های آزاد برای کلیه مصارف و در مناطق ممنوعه صرفا برای تامین آب مورد نیاز گلخانه‌ها، صنایع تبدیلی و تکمیلی، مرغداری، دامداری و سایر فعالیت‌های کشاورزی با مصارف آب اندک صورت گیرد.

اما چیزی که در این طرح مغفول باقی مانده توجه به اولویت تعادل در سفره‌های زیرزمینی است که هم امر قانون است و هم مطالبه رهبری و حکم خرد تجربه در ایران نشان می‌دهد هرجا قرار بوده یک مترمکعب آب واگذار شود در انتها دو بلکه ده مترمکعب آب برداشت شده و هرجا قرار بوده حرکت به طرف تعادل صورت گیرد، موفق نبوده است.

سوال این است که کشوری که بیش از ده میلیارد مترمکعب اضافه برداشت دارد و تجربه برنامه چهارم و پنجم نشان می‌دهد که در تحقق اهداف ایجاد تعادل در میزان برداشت از سفره‌های زیرزمینی شکست خورده است چگونه 12 میلیارد مترمکعب آب جدید دیگر برای اجرای چنین طرح بزرگی می‌خواهد تامین کند؟

به بحث کلان اقتصاد برگردیم. تاثیر اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها بر هزینه‌های بخش کشاورزی چقدر بود. آیا بررسی صورت گرفته است؟

برآورد‌های مختلفی با توجه به نوع محصولات کشاورزی وجود دارد. مثلا در مورد پسته، انجمن پسته ایران نیمه دوم سال گذشته، گزارشی را براساس جدول هزینه‌ها ارائه داد که نشان می‌داد در هشت سال منتهی به اجرای قانون هدفمندی به دلیل سیاست ثبات نرخ ارز و پارامتر تورم هزینه تمام‌شده در هر کیلو پسته سالانه حداقل 16 درصد افزایش یافته است. همین گزارش نشان می‌دهد افزایش قیمت مستقیم ناشی از هدفمندی یارانه‌ها ـ که در آن افزایش هزینه کارگری، حمل و نقل و نهاده‌های غیرمستقیم کود وسم لحاظ نشده است ـ و فقط هزینه‌های مستقیم انرژی ازجمله سوخت و گاز و برق محاسبه شده 17 درصد بوده است که با تورم متوسط 16 درصدی معمول سال می‌شود 33 درصد.

البته تولیدات دیگر اعداد مخصوص به خود را دارند. مثلا در برخی بخش‌ها که وابستگی وارداتی یا مصرف انرژی بالایی دارند مثل مرغداری و گلخانه‌ها افزایش هزینه‌ها سنگین‌تر است.

در سال حمایت از تولید چه اقداماتی باید برای حمایت از بخش کشاورزی صورت گیرد و وزارت جهاد کشاورزی چه مسئولیتی بر عهده دارد؟

کشاورزی ایران اگر چه تمام مالکیت آن خصوصی است، اما متاسفانه در طول دهه‌های اخیر به طور معناداری خدمات و نهاده‌های آن دولت‌زده است. در واقع در کود، سم، دارو و خوراک دام بازیگر اصلی دولت است. هرچند در فضای حذف یارانه‌ها دولت دارد از این عرصه‌ها خارج می‌شود و این اتفاق خبر خوبی است، اما اگر دولت پیش از خروج به طور هوشمندانه جایگزینی را مهندسی نکند و طرح مهندسی خود را پایش نکند بخش کشاورزی که سال‌ها وابسته به خدمات دولتی بوده در فضای جدید رها می‌شود.

در سال تولید ملی، اولین ضرورت این است که وزارت جهاد کشاورزی درباره مسئولیت‌هایی که طبق قانون تاسیس و طبق روال مدیریت کشوری به دوشش بوده احساس مسئولیت کند و اگر در جاهایی حضور خود را براساس قانون بالادستی کمرنگ می‌کند، بداند براساس همان قانون مسئولیت سیاستگذاری دارد و باید برای جایگزینی خودش برای آن که در بازار خلأیی ایجاد نشود فکر و اجرا کند.

سیما رادمنش / گروه اقتصاد

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها