دیپلماسی یک نوع جنگ است و مذاکرات سیاستمداران اگرچه در قالب کلمات محترمانه و با آدابی خاص ادا می شود اما برای پیروز شدن در گفتگو ، همانند جنگ قواعدی وجود دارد.
کد خبر: ۴۸۵۴۳
همان گونه که در یک پیکار نظامی ، گاهی باید عقب نشینی کرد ، در دیپلماسی هم با روال مشابهی روبه رو
هستیم. نیز اگر در جنگ کلاسیک نظامی ، حمله و تک به عنوان یک تاکتیک مدنظر قرار می گیرد ،
در دیپلماسی نیز گاه باید یورش برد.
گاه ماشین جنگ بنا به دلایل مختلفی قفل می شود. این قاعده در دیپلماسی هم ساری است ،
هم مردان جنگ و هم مردان سیاست ، در این برهه ها به دنبال راههای خروج از بن بست می گردند.
به نظر می رسد ، بررسی پرونده فعالیت های هسته ای ایران در شورای حکام قفل شده است.
اروپایی ها با بازی دوگانه در تلاشند از یک سو منافع خود را در ایران حفظ کنند و از سوی دیگر برای مهار امریکا ، با کاخ سفید تعامل داشته باشند.
امریکا نیز گو این که به دلیل سرگرم بودن در انتخابات ریاست جمهوری ، توان بازی جدی در
این عرصه را ندارد ، در پی نوعی هژمونی تاثیرگذار در تصمیمات سازمان ملل ، شورای امنیت ، آژانس بین المللی انرژی اتمی و شورای حکام است.
3 کشور آلمان ، انگلیس و فرانسه با عهدشکنی و زیر پا گذاردن توافقات اجلاس تهران زیاده خواهی می کنند و برای توجیه این رفتار خود به اختلافات امریکا از اروپا اشاره می نمایند.
مجموعه این برخوردها نشان می دهد برخورد دیپلماتیک با ایران ، به کارزاری جدی تبدیل شده
است. اروپایی ها بدون آن که نسبت به فعالیت های هسته ای اسرائیل ، پاکستان ، کره جنوبی
و... حساسیتی نشان دهند، به تهران فشار می آورند و به این ترتیب شرایط را برای هر گونه تفاهم از بین
می برند.
معمولا در چنین موقعیتی ، کسی برنده است که از پای میز مذاکره برخیزد و در دام نقشه های
طرف مقابل قرار نگیرد. اصرار آژانس حکام بر تعلیق غنی سازی اورانیوم ، از مواردی است که
نباید با آن کنار آمد. هنر دیپلماسی ما این است که عرصه ای را که حریف به میدان جنگ تبدیل
کرده است ، به نفع خود تغییر دهیم. نشان دادن نقطه ضعف در برابر خواسته های غیرمنطقی ،
طرف مقابل را به امتیازخواهی بیشتر ترغیب می کند و اینجا ، دقیقا نقطه ای است که باید مقاومت
کرد. اما از این نکته نباید غافل شد که افکار عمومی در برابر آنچه طی روزهای اخیر مطرح شده ، توجیه گردد. معمولا افراد جبون و ترسو می خواهند دل مردم را خالی کنند و مقاومت های حساب شده دیپلماتیک را به زیان کشور جلوه دهند. مثلا بعید نیست ترس از جنگ را به جامعه القاء کنند و بویژه با یادآوری دوران جنگ عراق علیه ایران یا حمله امریکا به عراق ، مسوولان را از
اتخاذ تصمیمات قاطع دیپلماتیک بازدارند.
فرض وقوع جنگ ، فقط یک فرض محتمل با درجه ضعیف است ; اما دشمن می کوشد با بالا
نشان دادن احتمال آن ، فرصت هرگونه رفتار مقتدرانه دیپلماتیک را سلب کند. به عبارت دیگر ، می خواهد با پررنگ نشان دادن سایه جنگ فرضی و خیالی ، به امتیازهای بیشتری دست یابد.
افکار عمومی در صورتی که در جریان ماوقع قرار گیرند و عطش آنها به اطلاعات و اخبار لازم
برطرف شود ، در یک تعامل منطقی با کارگزاران نظام
، پشتیبان تصمیمات اقتدارگرایانه خواهند
بود. در این صورت تلاشهای دشمن و افراد ترسو راه به جایی نخواهد برد.