در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
دکتر آذر در حالی که گریم میشود (در اتاقکی واقع در مجموعه فرهنگی سعدآباد) با اشتیاق شروع میکند به پاسخ دادن به سوالهای مطرح نشده من. از عشقش به ادبیات و فرهنگ ایرانی میگوید. کمی آن طرفتر شرکتکنندهها همراه خانوادههایشان دور هم نشسته و مشغول خوردن شام هستند. بعد از اتمام گریم با هم به محل ضبط سری جدید برنامه میرویم که با چادرهای رنگی و نورانی و با تابلوهایی که اشعار به صورت سیاهقلم روی آن نقش شده، منظره بدیعی ساخته و فضای اردوگاههای تفریحی ـ آموزشی را در ذهن تداعی میکند. اسماعیل آذر با طیب خاطر از پخش زودهنگام سری جدید مسابقه مشاعره خبر میدهد.
آقای دکتر! شما جدا دو برابر دیگران سرعت دارین؟
(میخندد) خب تا حدی بله. من دو برابر دیگران کار میکنم و در کار سرعت دارم، پس دو برابر دیگران عمر مفید میکنم.
در سری قبلی این برنامه و در بخش مشاعره کودکان، رقابت حذف شده بود. آیا فکر نمیکنید بخشی از لذت مشاعره، رقابتی بودن اون و میل به برنده شدنه؟
ببینید ما تو بخش مشاعره بچهها نمیتونیم رقابت ایجاد کنیم، چون بچهها رقابت رو نمیدونن و براشون سخته. از نظر ما همه بچهها برنده هستن. بچهای که از شش سالگی میاد و شعر میخونه، باید برنده اعلام بشه. این پیروزی داره، اون شعر رو یاد گرفته که بیاد اینجا پیروز بشه. ما هم اونو پیروز میدان میدونیم. ولی در بخش بزرگسالها برنامه رو کاملا رقابتی دیدیم و برای اونها مهمه که هر کدوم بتونه نفر اول بشه و جایزه چهار پنج میلیونی رو از آن خودش بکنه و خواهش میکنم حتما بنویسین این اسمها رو که ازشون یاد میکنم. آقای دکتر قاسمی مدیر شبکه و آقای علمداری قائممقامش. باور بکنین اینها با تمام وجود در خدمت برنامه هستن. خودشون رو وقف کردن. پیامبر اکرم(ص) فرمودن اگر کسی کار نیکی کرد از او یاد کنید تا دیگران هم درس بگیرند و به این کار روی بیاورند.
مشاعره چگونه میتونه آموزنده باشه و ادبیات رو انتقال بده؟
شعر ابتدا یه هنره. بعد هم مضامین شعرهای ما مضامین الهی و حکمیه. سعدی میگه: «چو افتادهای دست افتاده گیر» وقتی این شعر سعدی رو میخونین یا میشنوین روی شما تاثیر میذاره. یا این شعر «من نه آنم که زبونی کشم از چرخ فلک / چرخ بر هم زنم ار غیر مرادم باشد» که معنیش اینه اگر روزگار بر وفق مرادم نچرخه، چرخ فلک رو به هم میریزم. تو به معنای این شعر فکر میکنی و روی تو تاثیر میذاره و بعد عمل میکنی. یعنی شعر، حکمت را که مقوله نظری است، بتدریج برای تو به عمل تبدیل میکنه. یعنی احساس تو رو به علم تبدیل میکنه. عمق میبخشد و در تو استوار و پایدار میشه. درست مثل این که مدام بگی من فلانی رو دوست دارم، آدم خوبیه. کمکم این حس در تو عمیق و تبدیل به علم میشه. دلیل این که انسانها نمیتونن با هم سازگار باشن اینه که نسبت به هم علم ندارن. نقش بازی میکنن. ریا میکنن.
چه میکنین با کلکهایی که در مشاعره رایجه؟ از جمله حفظ کردن اشعاری که با حرف خاصی شروع یا تمام میشه؟
هر کسی تا سه بار میتونه این کارو بکنه. میدونی چرا؟ واسه این که ما نمیخوایم اینجا کسی دیگری رو آزار بده. میخوایم رفاقت باشه. بعضیها از این کارا میکنن، ما جلوشونو میگیریم. مثلا من شروع میکنم به قصه گفتن، حکایت کردن، نمیذارم این مسابقه در سطح بمونه و سعی میکنم اونها رو به عمق ادبیات ببرم و ادبیات رو برای شرکتکنندهها و بینندهها شیرینتر کنم.
چه مشکلاتی بر سر راه تولید این برنامه وجود داشته و اصلا چرا پخش این برنامه قطع شد؟
از اونجا که حدود دو سال این برنامه به صورت پیوسته روی آنتن شبکه آموزش بود به صلاحدید مدیر شبکه بد ندیدیم شاید برای این که تغییری هم در ذائقه مخاطب ایجاد بشه، موقت قطع بشه. شاید تکرار و تسلسل این برنامه، خیلی خوشایند نباشه. انشاءالله با تولید سری جدید برنامه، شیرینی به کام مخاطبان بیاد. اما در مورد مشکلات تولید؛ بزرگترین مشکلی که ما برای تولید این برنامه داشتیم، هماهنگی برای انتخاب لوکیشن برنامه بود. حدود 45 روز در سطح تهران گشتیم و میخواستیم برنامه حتما در پارکها ضبط بشه. پارکها و فرهنگسراها مشکلات متعددی داشتند. عدم همکاری و هماهنگی سازمانهای مربوط هم به این امر دامن میزد. نهایتا با کمک مسئولان، مجموعه تفریحی و فرهنگی کاخ سعدآباد برای ضبط این برنامه هماهنگ شد. جا داره از مدیر مجموعه، آقای عبدللهنژاد هم تشکر بکنیم.
متاسفانه سه شب گذشته هم به دلیل بارش بارون، ضبط این برنامه به مشکل خورد. به هر حال امیدواریم مراحل ضبط و تولید برنامه هر چه سریعتر و باکیفیتتر انجام بشه.
در سری جدید این برنامه چه تدابیری برای تصویریتر کردن آن اندیشیده شده؟
چون برنامه، مشاعره است، ما نمیتونیم تغییر چندانی در محتوای اون ایجاد کنیم. به همین دلیل هر از گاهی در فرم برنامه تغییراتی رو اعمال میکنیم.
به عنوان مثال سریهای اول بیشتر در استودیو بود، بعد برنامه به فضای باز برده شد، به مکانهای تاریخی شهرهای مختلف. ما این برنامه رو داریم برای تابستون میسازیم و شکل اردو و اردوگاه بهش دادیم. یه جور اردوی تابستونی. تمام عناصری که در این برنامه هست بوی سفر، بوی اردو و بوی تابستون میده. در هر قسمت خوانندگانی رو دعوت کردیم که برای ایجاد ترنم، فرح و بهجت بینندگان ترانههایی رو اجرا میکنن. بچههای کوچک زیر 10 سال شعرخوانی دارن. اما اونچه در این مشاعره برای اولین بار اتفاق میفته، مساله کتابخوانی است. این بخش از مطالبات رهبر عزیز بوده است. ایشون همیشه گفتن جامعه جوان ما باید با کتاب خوندن آشنا بشن و به کتاب خوندن گرایش مستمر پیدا بکنن. بههمین دلیل در این مجموعه برنامههای تابستانی، ما کتابخوانی رو هم به برنامه مشاعره آوردیم. البته این بخش برای تماشاگران حاضر در صحنه در نظر گرفته شده و نه شرکتکنندگان. اینجا باید عرض کنم نهاد کتابخانههای کشور کمال همکاری رو با ما کرده و میکنه. امیدواریم با این تدابیر، برنامه برای مخاطبان و هموطنان عزیزم جذابیت بیشتری پیدا بکنه. به قول حافظ: «جامه زهد و جام می، گرچه نه در خور هماند/ این همه نقش میزنم از جهت رضای تو»
کارگردانی این برنامه رو علیرضا فرحجو که بحق نقششو در مجموعه برنامههای مشاعره از نظر فنی خوب و درست بازی کرده و همیشه از نظر فکری حضورش برای ما اهمیت داشته، به عهده داره. تهیهکنندگی این برنامه را مهندس امیرحسین آذر به عهده داره و همه کسانی که برای تولید این برنامه با ما همکاری میکنن که بیش از 40 نفر هستن و هر کدوم در کار خودشون از بالاترین مهارت برخوردارند.
این مجموعه 91 قسمت 50 دقیقهای در نظر گرفته شده که تعدادی از قسمتها در سعدآباد و بخش دیگری در چهار استان و چهار شهر مختلف فیلمبرداری خواهد شد. در خوی و در کنار مزار شمس، قزوین، اهواز و بخش رمضانی آن در اصفهان ضبط خواهد شد.
رونق مشاعره در خارج ازمرزهای ایران
ایام نوروز که من در تاجیکستان بودم، میدیدم پوسترهایی در مغازهها و سیدی فروشیها چسبانده شده و برنامه ضبط شده رو به عنوان یک کالای فرهنگی میفروشن. چه مهر و چه محبتی از مردم میدیدم در تاجیکستان و به همین ترتیب در کشور افغانستان. با این برنامه در زبان کشورهای فارسی زبان، رشد محسوسی دیده شده. این سخن رو استادان زبان فارسی در اون کشورها به من گفتن. به گفته اونا بعضی دانشگاهها این برنامهها رو ضبط میکنن و در کلاسهای خودشون برای بچهها میذارن، گوش میکنن، میبینن و به طور مجازی با ما همکاری دارن. این برنامه که ادامه پیدا کرد، شیفتگان خودش رو پیدا کرد. دوستداران خودش را یافت. اینها خیلی خوب بود، ولی کافی نبود.
من نباید نقش آقای دکتر دارابی رو اینجا نادیده بگیرم. از ما گذشته است به خاطر خوشامد کسی ازش حرف بزنیم. ولی این عین جمله ایشونه: «این برنامه برای ملت ما مفیده و ما از شما پشتیبانی میکنیم.»
مریم رها
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: