در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
باز باران، مجموعهای ترکیبی است از کلاسی آموزشی با عنوان کلاس 7/7 که هر روز به یک موضوع مشخص میپردازد. چند گزارش که بهصورت برشهای کوتاهی میان این کلاس پخش میشود، مصاحبهها و گزارشهای تلفنی، معرفی دانشآموزانی که هر کدام در رشتهای درسی یا حتی غیردرسی موفقیتی کسب کردهاند، اخبار 77 ثانیهای که به اجبار تداخل زمان پخش، از میان برنامه عبور میکند و زنگ تفریحی که وقتی به صدا درمیآید فیلمها و برنامههای کودکی ازجمله قصههای مجید و «مدرسه موشها» به حیاط این مدرسه سرازیر میشود.
برنامه با حضور قمیشی که پشت میز سفیدی نشسته است با لحن و هیاتی معلموار آغاز میشود. پس از آن در گزارشی، دانشآموزی خود را معرفی میکند و از موفقیتهایش در زمینه درسی و غیردرسی ازجمله قرائت و صوتقرآن، نویسندگی در زمینه رمان و داستانهای کودک و نوجوان و... صحبت میکند و علل موفقیت و راههای رسیدن به آن را با کلامی ساده و بیآلایش برای دوستان همسن و سال خود توضیح میدهد. اگر فرم و محتوا را به عنوان دو عنصر مکمل یک اثر که میتوانند همریشه باشند یا در راستای هم قرار بگیرند، بررسی کنیم، با توجه به آنچه در بالا ذکر شد بسهولت میتوان در فرم تدوین برنامه، روند طبیعی کلاس درس را مشاهده کرد. معلم وارد کلاس میشود، از دانشآموز میخواهد خود را معرفی کند و شرح مختصری در مورد تواناییهای خود بدهد. سپس کلاس درس (کلاس 7/7) آغاز میشود. زنگ تفریح زده میشود (پخش برنامه کودک). پس از زنگ تفریح دانشآموز باز به کلاس برمیگردد. از دانشآموزان خواسته میشود در مورد آنچه بحث شد اگر سوالی دارند، مطرح کنند (بینندههایی که تماس میگیرند و سوالاتشان را از کارشناس کلاس 7/7 میپرسند) و در نهایت کلاس تمام میشود. زنگ خانه زده میشود و بچهها با هیاهو از مدرسه خارج میشوند (تیتراژ شاد پایانی برنامه). واضح است که تدوین برنامه در راستای پیشبرد درست اهداف آن صورت گرفته و یکی از نقاط قوت این مجموعه است، اگرچه شاید سادهترین شکل تدوین باشد، اما مناسبترین انتخاب است.
آنچه در این برنامه گاهی چشم و خاطر بیننده را میآزارد بخش زنده برنامه است که شامل مجری و کارشناس برنامه میشود. طراحی صحنه این دو بخش با اندک تفاوتی از میز سفیدی که جلوی آنها قرار گرفته و تخته سبزرنگی در پسزمینه تشکیل شده است. قرار است به بیننده القا شود مواجهه و گفتوگوی مجری و کارشناس رودررو نیست و قرار است چنین به نظر برسد که آنها در دو لوکیشن مختلف هستند. اینجاست که به ذهن متبادر میشود چرا بیان تصویری این امر از طریق دو قاب ثابت تخت با دو طراحی مشابه کنار هم در نظر گرفته شده است؟ البته دوربین گاهی زومبک کرده و قاب مجری را باز میکند، اما این مساله بسیار نادر و هر بار به صورت تکراری انجام میشود که خود ضعف دیگری است. با بازتر شدن تصویر مجری، چند قاب عکس روی دیوار دو طرف لوکیشن دیده میشود که لزوم آن حس نمیشود و تأثیری ندارد. چون هیچگاه عکسی درون این قاب دیده نمیشود و تنها دورنمایی از آن به چشم میخورد و در نتیجه کمکی به طراحی صحنه نمیکند. این مشکل میتواند با تغییر طراحی لوکیشن مجری یا کارشناس و تغییر زاویه دوربین، استفاده از رنگهای مکمل سبز و سفید یا استفاده از تنالیتههای این رنگها، استفاده از عناصر دیگری همچون گچ، دفتر، خطکش و... در یکی از لوکیشنها که یادآور کلاس درس باشد و در نهایت استفاده از قابهای تصویری متفاوت در اندازههای متفاوت و با دوری و نزدیکی متفاوت، عنصر حرکت و پویایی را در این بخش افزایش دهد.
گفتنی است مجری در این برنامه بسیار توانگر است و اجرای او از نقاط قوت برنامه به شمار میآید. همچنین کارشناسهای ثابت برنامه همگی در رشته خود تخصص و تبحر دارند. مجری با هدایت درست مسیر آموزش از طریق سوالهایی که مطرح میکند و کارشناسها با تبحر بیشتر در پاسخگویی برنامه را آموزندهتر، جذابتر و پرمخاطبتر میکنند.
بخش دیگر این مدرسه تلویزیونی گزارشهایی است که بین کلاس 7/7 پخش میشود. گزارشها به دو صورت ارائه میشود: کلیپهای گزارشی و مستندهای گزارشی.
کلیپهای گزارشی مشتمل بر موضوعات متنوعی است، نظیر خاطرات معلم بازنشستهای که اکنون داوطلبانه در کهریزک به معلولان آموزش میدهد، چاپ داستان یک دانشآموز و شنیدن انشای دانشآموز دیگر. جامعیت و البته تنوع محتوایی این کلیپها ستودنی است، اما آنچه مستندهای گزارشی این برنامه را ویژه میکند، به روز بودن موضوعات آن است. به عنوان مثال یکی از قسمتهای این برنامه که 4 خرداد پخش شد، مربوط به همایشی تربیتی ـ روانشناسی بود که صبح همان روز برگزار شده بود. این هوشمندی و کنجکاوی برای یافتن جدیدترین مسائل مربوط به دانشآموزان جای تحسین دارد و این تحسین، فراوانی مییابد هنگامی که پس از پخش گزارش و بعد از مصاحبه با عوامل برگزارکننده به منظور پرداختن به چون و چرایی این قبیل همایشها، باز هم در تماسی تلفنی و زنده مصاحبهای با دستاندرکاران و عوامل اصلی همایش انجام شده و پیشنهادهایی برای برگزاری هر چه بهتر آن ارائه میشود. این شیوه برخورد با موضوع، انسان را به یاد دانشآموز زبدهای میاندازد که حتی خارج از کلاس هم دست از سر معلم برنمیدارد و همیشه میخواهد بیشتر بداند.
یکی از نکات قابل توجه درباره برنامه باز باران، سطح مخاطبان آن است به عنوان مثال مجموعه «نیم رخ» برنامهای موفق برای نوجوانان بود، اما باز باران از معدود برنامههای آموزشی است که هم مخاطب کودک دارد (به واسطه بخش زنگ تفریح این برنامه و مصاحبه با کودکان موفق)، هم نوجوان و هم جوان. حتی از این فراتر میرود و خانوادهها را نیز مخاطب قرار میدهد. در واقع این برنامه آموزشی، هم برای دانشآموزان تمام مقاطع تحصیلی است و هم برای خانوادههای آنها. ساعت نمایش این برنامه هم به این امر کمک میکند. ساعتی که دانشآموزان و خانوادهها میتوانند به تماشای آن بنشینند. باز باران برای دانشآموزان دغدغه امروزشان است و برای خانوادهها دغدغه دیروزی که خود گذراندهاند و آیندهای که قرار است برای فرزندانشان رقم بزنند.
مریم رها
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: