در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
«همسران» و «خانه سبز» دو سریالی بودند که با قالبی نو و محتوایی دلنشین توانستند بینندگان زیادی را برای خود دست و پا کنند. فضای صمیمی حاکم بر اعضای خانه سبز، ماجراهای دیدنی و متنوع خانواده صباحی، روابط صمیمانه و دور از رنگ و ریای زندگی زناشویی آنها و از همه مهمتر توجه بیش از حد اعضای خانواده به هم از مهمترین نشانههای این سریال بود. اعضای این خانواده مثل همه خانوادهها دچار مشکل میشدند، اما راهحلهای متفاوت و منحصر به فردی برای حل مشکلاتشان برمیگزیدند. آنها از با هم بودن لذت میبردند و برایش تلاش میکردند. قهر در این خانواده جایی نداشت و شکیبایی به عنوان پدر خانواده بارها به قدغن بودن آن اشاره کرده بود: «دلخوری، باش. عصبانی هستی، باش. هر چی میخوای باشی باش، ولی حق نداری با من حرف نزنی!»...
خلاقیتی که در ساخت خانه سبز از آنها استفاده شد از جنس رفتارها، دیالوگها و عکسالعملهایی است که مخاطب را هیجانزده میکند. هیجان ناشی از حاشیهگوییهای پدر و پسر درباره موسیقی تا دیدن روح جد بزرگوار در خانه! همه اینها وقتی در کنار تلاش آنان برای پیوند بیشتر اعضای خانواده قرار میگیرد، مجموعه زیبایی از یک خانواده به هم پیوسته و منسجم را برای مخاطب تصویر میکند. ماجراهای خانه سبز به یک اصل کلی اشاره میکند؛ اصلی که خیلی وقت است به دلیل درگیریهای زندگی مدرن کمتر به آن توجه میکنیم؛ پیوند خانواده. اعضای خانواده سبز معتقدند که مسائل روزمره زندگی نباید علاقه میان خانواده آنها را کمرنگ کند؛ آنها بهندرت به غار تنهایی پشتبام خانهشان پناه میبرند و اگر هم به آنجا میروند با انرژی بیشتری برای سبزتر کردن دنیای پیرامون خود برمیگردند. حالا خیلی وقت است بیشتر ما غار تنهایی بزرگی را با خود حمل میکنیم که زندگی شهری آن را به ما تحمیل کرده است. حالا انگار رنگ سبز رابطهها رو به کمرنگ شدن است و این بهترین فرصت است که بار دیگر به تماشای سریال خانه سبز بنشینیم که هر روز صبح از شبکه دو بازپخش میشود.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: