در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
هنوز هم خاطره قهرمانی بزرگ و بسیار غیرمنتظره یونان در مسابقات یورو 2004 که با مربیگری اتو رهاگل آلمانی و در حضور تمامی قدرتها و نامداران فوتبال اروپا به دست آمد، در ذهن همه یونانیها زنده و گرمابخش دل آنهاست اما اینک دو سال و اندی است که رهاگل از یونان رفته و سانتوس در مقام جانشین او با مساله زیست زیر سایه آن پیروزی بزرگ هشت سال پیش در خاک پرتغال مشکل داشته است. در یوروی امسال تساوی یک ـ یک تیم 10 نفرهشده یونان با لهستان نتیجه درخور توجهی بود بخصوص که رقیب شرق اروپایی زودتر از یونان گل زده و از مردان فرناندو سانتوس پیش افتاده بود، اما شکست دو بر یک یونان در مقابل چکی که خود در بازی اولش چهار گل از روسها دریافت کرده بود و خوردن دو گل از چک در همان شش دقیقه اول بسیاری از ناظران را به صحت تاکتیکهای دفاعی در تیم یونان و به تبع آن درستی اندیشههای سانتوس به شک انداخت. سانتوس میگوید این عادت یونانیهاست که هر چه کارشان و شرایط برگزاری مسابقات سختتر شود بازیهای بهتری را ارائه بدهند و مصممتر شوند، اما مردم یونان اینک میپرسند چرا شرایط این کشور باید اینقدر سخت شود که فقط از جانگذشتگیها چاره کارشان باشد؟
البته سانتوس هم مواردی را برای دفاعکردن از خود داشته است. اگر زاگوراکیس، هافبک کهنهکار یونان در اواسط نیمه دوم مسابقه یونان با لهستان ضربه پنالتی اعلامشده به سود یونانیها را گل میکرد و آن ضربه را بد و غلط و در مسیر حرکت دروازهبان رقیب نمیزد، شاید یونانیها با تمامی سه امتیاز آن دیدار از تلاش خود فارغ میشدند و آنگاه کل قضیه برای آنها فرق میکرد و احتمالا مدعی جدی و اصلی صعود از گروه اول جام میشدند.
همانطور که پیشتر گفتیم، سانتوس ایدههای خاص خود را دارد و نگاه وی به مشکلات فوتبال یونان با آنچه سایرین و غیر وابستگان به این تیم میگویند، متفاوت است. او میگوید: «تاریخ فوتبال یونان حاکی از همه جنگندگیهایی است که مردان این کشور در شرایط سخت داشتهاند و هرچه مشکلات ما بیشتر شده، بهتر کار کردهایم. از حق نگذریم که هر سه حریف ما در رقابتهای امسال یورو تیمهای سرسختی بودند و هیچیک کار را بر ما آسان نگرفتند. با این وجود نفرات ما باز هم توانستند خصایل ذاتی و قوی خود را رو کنند و هرگز به لحاظ قوای مبارزهجویی و نبرد و کوشش کم نیاوردند. این خصلت از دیرباز در ذات هر یونانی هست و این ملت برای نبردهای بزرگ ساخته شده است و من نیز شخصا از این تیم گلهای ندارم و میزان کوشش و همت آن را میپسندم. وظیفه من به عنوان سرمربی و پدر خانواده فوتبال یونان نشاندادن راه درست به آنها بوده است. اما اگر هم در روزهایی پیروز بودهایم من سهم اول را به شاگردانم میدهم و نه به خودم.»
سانتوس که دوران بازیگری کوتاهمدتی را در لیگ پرتغال و در تیمهای ماری تیمو و استوریل این کشور تجربه کرد و با این وجود با ساختار فوتبال یونان هم کاملا آشناست، میافزاید: «یورو 2012 هم پایان مییابد اما باید از درسهای آن برای آینده بهره گیریم تا در جامجهانی 2014 بهتر ظاهر شویم. تعدادی از نمایشها و بخشی از بازیهایمان در مسابقات یورو 2012 بسیار خوب بود و این همان بخشها و قطعات مثبتی است که ما باید برای آینده روی آن کار و سرمایهگذاری کنیم.»
رسم غلط
اگر سانتوس بعد از رهاگل دومین مربی خارجی متوالی است که زمام امور را در فوتبال یونان در دست میگیرد، به سبب آشناییای است که با فوتبال این کشور دارد، ولی وی در لیگ کشورش هم سوابق موفقیتآمیزی را برای خود پی ریخته و با پورتو در سال 1999 قهرمان لیگ پرتغال و با همین تیم فاتح جام حذفی پرتغال در سالهای 2000 و 2001 شد و فزونتر از 10 سال بعد از آن ایام او سکاندار فوتبال کشوری است که شباهتها و در عین حال تفاوتهای آشکاری با فوتبال پرتغال دارد. سانتوس میگوید: «هم در کشور خودم و هم در یونان این رسم غلط وجود دارد که به جای نگاه به کیفیت کار حریفان، فقط به خودمان فکر کنیم و از روش کار تیممان ایراد بگیریم. شکل و کلاس کار رقبا بندرت وارد محاسباتی شده که ما پیرامون کار خود و آنها داریم. چکیها که ما را بردند، اصولا و ذاتا تیم توانمندی هستند اما بعد از بازی همه فقط در پی ایرادات کار ما بودند و به نقاط قوت کار رقیب توجهی نداشتند. شاید من در فوتبال یونان نمانم اما آنها که میمانند باید این طرز نگرش را عوض و راهکارهایی تازه را اتخاذ کنند تا فرداهایی بهتر در انتظار این فوتبال باشد.»
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: