صرفنظر از این که هنرمندسراهایی در منطقه تهران و پلور نیز برپا کردهاید به نظر میرسد فعالیتهای شما در زمینه هنر محیطی در جزیره هرمز جدیتر بوده است؟
بله، 7 سال است که به صورت مستمر در فصلهای پاییز و زمستان آنجا کار میکنم. با گذشت زمان کار من در آنجا بیشتر و جدیتر شده است. در سالهای اول کارهای هنر محیطی جای مشخصی برای اسکان هنرمندان وجود نداشت. به طوری که گاه در قلعه پرتغالیها میخوابیدیم و گاه در ساختمان تربیت بدنی و گاه در خانه مردم. منظورم این است که محل اقامت برای اسکان وجود نداشت. تدریجا به این نتیجه رسیدم که در هرمز، خانهای بخرم. 4 سال پیش با بودجه خودم در بافت سنتی خانهای کاملا ویرانه و متروکه را به قیمت 5 میلیون و 800 هزار تومان خریدم.
ظاهرا این خانه قبلا پاتوقی برای معتادان و افراد بزهکار بوده است؟
بله درست است. تصور من این بود که با تعمیرات و رسیدگی میتواند به فضای مناسبی تبدیل شود که هنرمندان در آن ساکن شوند. این خانه شامل 200 متر زمین با 120 متر زیربنا، یک هال بزرگ و 4 اتاق است. بر روی دیوارهای خانه یاداشتها و خط خطیهایی وجود داشت و نشان میداد که زمانی خانواده در آن زندگی میکرده و به نظر میرسید تدریجا تبدیل به مکانی متروکه شده است. در زمانی که خانه را خریدم نه حمام داشت و نه سرویس بهداشتی مناسب. لازمه ترمیم آن حفر چاه بود زمان حفر چاه، در عمق 4 متری سفالینههای تاریخی به دست آمد و گواهی میداد که بستر زیر این خانه در دورههای تاریخی مکان مهمی بوده است. این خانه و مکان زیرینش زمانی رونق تاریخی داشته و زمانی خانه یک خانواده بوده است، در برههای خانهای بوده و امروز هنرمندسرا. حالا در 4 سال گذشته این خانه 4 تعریف موازی یافته است. این خانه حالا یک نگارخانه دائمی است که تبدیل به یک موزه دائمی هنر محیطی شده است. هنرمندان در زمان جشنوارهها و یا زمانهای مناسب در آن ساکن میشوند و در گوشهای یک خانواده جوان که تازه ازدواج کردهاند زندگی میکنند و من هم ماههایی از سال (تقریبا 3 ماه) شخصا در یکی از اطاقها زندگی میکنم.
هنرمندسرای هرمز چندی است که در مظان اتهام واقع شده و با مشکلاتی مواجهه شده است. مشکل چیست؟
نادعلیان: درحال حاضر ادارهکل فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان به حمایت از هنرمندسرا پرداخته است که بیتردید اتفاق خوشایندی در جهت تحکیم این مکان بهشمار میرود. البته برخی مشکلات هنوز به قوت خود باقی است
از بهمن گذشته مسئولان پاسگاه مرزی هرمز که نقش نیروی انتظامی در جزیره هرمز را بهعهده دارند اعلام کردند که میخواهند از هنرمندسرا بازدید داشته باشند. اسفند درخواست بازدید تکرار شد. زمانی که مسئولان پاسگاه مرزی از هنرمندسرا بازدید داشتند 5 نفر از استادان دانشگاه تهران و هنر به همراه خانوادههایشان مهمان من بودند. پس از گفتوگو و رفع بعضی از ابهامها این موضوع مطرح شد که برای اسکان هنرمندان باید مجوز اخذ شود. این تردید وجود داشت که آیا پردیس هرمز میتواند میزبان هنرمندان باشد. پس از دومین بازدید مسئول پاسگاه مرزی هرمز از من خواسته شد که تا زمان اخذ مجوز از اسکان دادن به هنرمندان پرهیز شود و از آن محل فقط به عنوان نگارخانه بازدید شود. اگرچه من هم قبول کردم اما گمان میکنم تعطیلی هنرمندسرا موجب رکود هنر محیطی در ایران خواهد شد. به همین دلیل درخواست من از مسئول پاسگاه مرزی هرمز این بود که چگونه برای ادامه فعالیت هنرمندسرا و دادن اسکان به هنرمندان میتوانم اقدام نمایم. مسئولان پاسگاه مرزی اعلام نمودند که باید برای اسکان از شهرداری هرمز مجوز اخذ شود. همان روز درخواست تنظیم شد و به همراه مدارک لازم به شهرداری تحویل داده شد. در روزهای قبل از سال نو و هفته اول تعطیلات نوروز در ایران حضور نداشتم و متوجه شدم که در جزیره هرمز شایع شده بود که حتی به عنوان نگارخانه هم مرکز تعطیل شده است. مسوول میراث فرهنگی و گردشگری جزیره به جمعی از گردشگران گفته بود آنجا تعطیل شده است. در هفته اول نوروز هیچ گردشگری از آنجا بازدید نداشت. این موضوع به اشتغال زنانی که مرکز، آثار آنان را به فروش میرساند صدمه زد. برخلاف رفتار مدیران ارشد میراث فرهنگی در استان هرمزگان که فعالیتهای این مر کز را تایید و حمایت میکنند، مسئول میراث فرهنگی جزیره هرمز موانع زیادی را در 2 سال گذشته ایجاد کرده است. فکر میکنم دخالت ایشان ریشه در ناتوانی میراث فرهنگی در هرمز دارد. موفقیت مرکز منجر به مقایسه میشود و بعضیها مقایسه را دوست ندارند. در ایام نوروز نیز به من اطلاع دادند که معاون پاسگاه مرزی هرمز همراه همکارانشان قصد دارند مجدد از مجموعه بازدید نمایند. این بار شخصا به همراه مهمانانم به آنجا رفتم.
دلیل این همه مراجعه چه بود؟
سالهای قبل مسئولان قبلی پاسگاه مرزی از هنرمندسرا بازدید میکردند. آنها به عنوان بازدیدکننده فرهنگی به آنجا مراجعه کردند. آنها من را تشویق میکردند که در زمینه اعتیاد کار فرهنگی و هنری انجام دهم. با توجه به ماهیت فعالیتم من فکر میکنم شان هنرمندسرا بالاتر از آن بود که چند بار پاسگاه مرزی مستقیما در آنجا حضور پیدا کند. در پیگیریهای بیشتر با افراد مختلف در داخل پاسگاه مرزی و بخشداری متوجه شدم که گویا چند نفر در مورد حضور هنرمندان در آن مکان اطلاعات غلطی را به مقامات قضایی مستقر در قشم ارائه دادهاند و شکایت کردهاند. پیرو این اطلاعات دستوری صادر شده بود که مکان مورد بازدید قرار گیرد. به من گفته شد شاکیان رقیب من هستند! حالا یقین دارم که گزارش افراد شاکی دلسوزی اخلاقی نبوده است، بلکه آنها به موفقیت مجموعه حسادت میکردند. به عنوان مدیر این مرکز وظیفه خود میدانم که برای دفاع از هنرمندانی که آنجا کار کردهاند، متعصبانه اعلام نمایم که محیط فرهنگی و فضای اخلاقی حاکم بر جشنوارهها و کارگاههای آن فضای سالمی بوده است. حضور من در هنرمندسرا و نوع فعالیت من در آنجا از فعالیتهای اقتصادی متمایز است. پس از پیگیری مجوز اسکان ایرادهایی به مکان هنرمندسرا وارد شد و برای ادامه کار توصیههایی نیز مطرح شد. این ایرادها و توصیهها همه از یک نهاد واحد نبودند.
در حال حاضر وضعیت هنرمندسرا به چه صورت است؟ این مشکلات تا چه اندازه برطرف شده؟
در یکی از روزهای نوروز بخشدار هرمز، رئیس شورای شهر و چند نفر از اعضای شورای شهر و همچنین مدیر اداره فرهنگ و ارشاد اسلامی از مجموعه بازدید داشتند و مجموعه و اهداف آن را برایشان توضیح دادم. ضمن مذاکره و پیگیری انجام شده همه مسئولان یادشده تمایل داشتند فعالیتهای مرکز ادامه پیدا کند. قول دادهاند که راهحلی برای ادامه فعالیت هنرمندسرا پیدا نمایند و در صورت کمبود فضای اسکان در این زمینه همکاری کنند. من هم از پشتیبانی آنها تشکر می کنم. درحال حاضر وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی استان هرمزگان به حمایت از هنرمندسرا پرداخته است که بیتردید اتفاق خوشایندی در جهت تحکیم این مکان بهشمار میرود. البته برخی مشکلات هنوز به قوت خود باقی است. من تصمیم گرفتم اعلام کنم 2 تا از اتاقهای این ساختمان دیگر نگارخانه نیست و بازدید از این اطاقها صورت نخواهد گرفت. در این صورت من حق دارم در حریم خصوصی خود پذیرای دوستان هنرمند خود باشم. حتی اگر نتوانم هنرمندسرا را به صورت رسمی راهاندازی نمایم به هر قیمتی شده میخواهم این مجموعه را حفظ کنم و به عنوان نگارخانه و آموزشگاه به کار خود ادامه خواهد داد. زندگی کردن در این خانه هنر است. خانهای که قبلا معتادان در آن بودند و حالا مرکز هنری است. هر نظام اخلاقی در جهان این موضوع را تایید میکند.
آزاده صالحی / جام جم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم