در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
میزانسن در سینما مدیریت همه آن چیزی است که مقابل دوربین دیده میشود. از چینش اشیای صحنه گرفته تا موقعیت قرارگیری بازیگر و حرکت و تکلم او و نیز زاویه و حرکت دوربین، نوع لنز و اندازه کادر یا رنگ و نور و وضوح یا عدم وضوح تصویر همه اینها در سینما نیازمند مدیریت شخص کارگردان هستند و به عنوان میزانسن سینمایی شناخته میشوند. از همینروست که وظیفه اصلی کارگردان را در فرآیند تولید یک اثر سینمایی یا حتی تلویزیونی، شناخت و به کارگیری درست میزانسن عنوان میکنند.
میزانسن در سینما و بهطور کلی هنر بصری مبتنی بر تصویر متحرک کلیتی به هم پیوسته از عناصر مختلف دستاندرکار در تولید یک فیلم است نه فقط کاری نظیر کمپوزیسیون یا ترکیببندی که نقاش برای تابلوی نقاشی خود انجام میدهد یا مدیریت حرکت و بازی بازیگر که در کارگردانی تئاتر محور اصلی بهشمار میآید. پیچیدگی کار کارگردان سینما در همین گستردگی محدوده تحت مراقبت اوست. کارگردان سینما یا کارگردان هر اثر فیلمیک مبتنی بر تصویر متحرک نه فقط باید شناخت و آگاهی کافی از جزء جزء عناصر بصری قابل رؤیت در قاب تصویر داشته باشد، بلکه لازم است تسلطی برچگونگی ترکیب این عناصر با یکدیگر داشته باشد که به موجب آن بتواند برای هر قاب یا بهتر است بگوییم هر فریم تصویر، بهترین گزینه را از میان گزینههای فراوان موجود انتخاب کند و این انتخاب، ناگزیر همراه است با قربانی کردن عناصر زیبا و کاملی که اگرچه به خودی خود نقص زیباشناختی ندارند، اما چون با لحن و نیاز صحنه همخوان نیستند محکوم به حذف شدن هستند و ناچار باید ارزش ذاتی آنها را نادیده گرفت.
دشواری کار کارگردان سینما بیش از همه در همین دشواری انتخاب گزینه بهتر از میان گزینههای خوب و کاملی است که امکان جمع شدن همه آنها با هم وجود ندارد.
شناخت میزانسن در فیلم، بیش از آنکه اکتسابی باشد و متکی به تکنیک، نیازمند ذوق و قریحه است و محتاج شهودی هنری که ریشه در تربیت و پرورش صحیح درک زیباشناختی دارد و همین نیز مهمترین ملاک شناخت کارگردان هنرمند از کارگردان تکنسین است.
فهمیدن اینکه هر موقعیت بخصوصی اقتضای چه نوع پرداختی را دارد و چه انتخاب زیباییشناسانهای باید برای آن داشت، فرمول علمی و دقیق ندارد و بستگی کامل دارد به درک و دریافت هنری کارگردان از هر لحظهبخصوص از اثر.
عناصر هنری هر کدام مجموعهای از ترکیببندیهای هنری هستند و میزانسن یا همان وظیفه اصلی کارگردان عبارت است از ترکیب این ترکیببندیها با یکدیگر. با این تعریف، دشواری شناخت درست میزانسن بر ما آشکارتر شده و اهمیت کارگردانی فیلم را در مقایسه با دیگر حرفههای هنری درخواهیم یافت. کارگردانی که میزانسن نداند، در بهترین حالت فقط عکاس و نقاش است یا بازیگردان یا صرفا مدیر تولید و ناظر کیفی، نه هنرمند مؤلفی که خالق اثر دانسته میشود.
آزاد جعفری
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: