ماجرا از این قرار است که مردی چند روز قبل با اورژانس استان خراسان رضوی تماس گرفت و اطلاع داد همسر 43 سالهاش به نام محبوبه بر اثر ابتلا به بیماری مهلکی جانش را از دست داده است. وقتی امدادگران در خانه این مرد حاضر شدند وی گفت همسرش به تب کریمه کنگو مبتلا بوده و به خاطر همین بیماری فوت شده است. امدادگران اورژانس وقتی این ادعا را شنیدند بسادگی آن را باور نکردند و بررسیهای لازم را در این رابطه انجام دادند. آنها وقتی دیدند نشانهای از این بیماری در متوفی نیست جنازه را برای انجام آزمایشهای دقیقتر به یک بیمارستان تحویل دادند و پزشکان آن مرکز درمانی نیز به جای باور کردن ادعای شوهر محبوبه به این نتیجه رسیدند که بهتر است از پزشکی قانونی کمک بخواهند.
این در حالی بود که شوهر محبوبه که کاظم نام دارد چند بار به پزشکی قانونی مراجعه کرد و با اصرار خواست جسد محبوبه را تحویل بگیرد. او میگفت بیماری همسرش مهلک و قابل انتقال است، به همین خاطر او را باید هرچه سریعتر دفن کرد و هرگونه معطلی میتواند خطرآفرین باشد. اصرارهای این مرد متخصصان سازمان پزشکی قانونی را نسبت به ماجرا مشکوک کرد و آنها با معاینه جنازه متوجه شدند دور گردن متوفی آثار کبودی وجود دارد. با بررسیهای بیشتر معلوم شد محبوبه بر اثر بیماری جان نباخته، بلکه با طنابی نازک خفه شده است. کارآگاهان وقتی از این موضوع مطلع شدند تحقیقاتشان را شروع کردند و در گام اول به بازجویی از والدین محبوبه پرداختند. آنها گفتند: «ما از علت مرگ دخترمان خبر نداریم و دامادمان به ما تلفن زد و گفت محبوبه به بیماری مهلکی مبتلا و به همین خاطر فوت شده است، ما هم حرف او را باور کردیم.» ماموران در ادامه تحقیقات خود پی بردند کاظم به مواد مخدر اعتیاد دارد و به همین علت و به خاطر مسائل خانوادگی با همسرش بشدت اختلاف داشت و آنها بارها با یکدیگر درگیر شده بودند. در نهایت ماموران در حالی سراغ متهم رفتند که همه شواهد و مدارک علیه او کامل بود.
کاظم بعد از انتقال به پلیس آگاهی همچنان سعی داشت راز مرگ همسرش را پنهان کند، اما وقتی تحت بازجوییهای تخصصی قرار گرفت به کشتن محبوبه به خاطر اختلافات خانوادگی اقرار کرد و گفت با طرح داستان دروغین ابتلای همسرش به تب کریمه کنگو قصد داشت اسرار قتل را پنهان نگه دارد.
اینگونه بود که راز قتل برملا و قاتل به دست قانون سپرده شد، در حالی که اگر امدادگران اورژانس در بدو امر دقت و توجه لازم را به خرج نمیدادند چهبسا حرف متهم مورد قبول واقع و جنازه بدون انجام تحقیقات کافی دفن میشد و راز جنایت پنهان میماند.
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم