در سال آبی جاری حجم بارندگیها چقدر بوده است؟
کل بارندگیها تاکنون در سطح کشور 187 میلیمتر است و نسبت به سال آبی گذشته که 181 میلیمتر بوده، میزان بارشها 3 درصد افزایش داشته است. ولی نسبت به میانگین درازمدت (دوره 40 ساله) بارشها در کشور که تا این تاریخ باید 235 میلیمتر باشد با 20 درصد کاهش روبهرو بوده است. در سال آبی جاری جدا از درصد رشد، کاهش نسبت به میانگین نوسانات باران در حوزههای مختلف نیز وجود داشته است. این 9 درصد کاهش نسبت به میانگین بهگونهای است که در حوزه دریای خزر 17 درصد افزایش و در حوزه خلیجفارس که یکی از حساسترین حوزههای کشور محسوب میشود، 38 درصد کاهش داشته است. لذا توزیع این افت بارندگی نسبت به میانگین درازمدت یکنواخت نیست و به همین دلیل در مدیریت بخش آب مشکلاتی در سال 91 ـ 90 نسبت به سال گذشته ایجاد میکند. در حال حاضر از نظر بارندگی نسبت به میانگین 44 ساله در رتبه سیوسوم در سال آبی هستیم.
از اول مهر تا پایان فروردین هر ماه را در 44 سال گذشته رتبهبندی میکنیم. تا پایان فروردین از نظر میزان بارش در رتبه 35 هستیم. در اردیبهشت باید 22 میلیمتر بارندگی صورت میگرفت، 11 میلیمتر باران باریده است که این50 درصد میانگین است.
در این رتبه روانآبهای کشور هم محاسبه شده است؟
روانآبها در رتبهبندی 44 ساله جایگاه 35 را دارند. میزان روانآبها نسبت به میانگین درازمدت 49 درصد کمتر است، ولی نسبت به سال گذشته روانآبها 13 درصد افزایش داشته است.
در حال حاضر حجم ورودی آب به سدها چقدر است؟
تاکنون کل ورودی آب به سدها 29 میلیارد و 74میلیون مترمکعب گزارش شده است در حالی که سال گذشته حدود 23 میلیارد مترمکعب بود.
میزان خروجی از سدها از ابتدای سال آبی تاکنون 23 میلیارد و 85 میلیون مترمکعب و در سال آبی گذشته تا این تاریخ، 15 میلیارد و 600 میلیون مترمکعب گزارش شده است. یعنی حدود 24 درصد افزایش خروجی از سدها مربوط به امسال است که عمدتا به برکت ورود حجم آب به مخازنی است که سال گذشته وارد مدار بهرهبرداری شده و میزان استحصال را افزایش داده است.
حجم مخازن از نوروز پارسال تا امسال 25 درصد افزایش داشته است.
اخیرا گزارشهایی درباره سرریزشدن آب از سدها منتشر شد. دلیل این رویداد آبی چیست؟
سدهایی که سرریز داشتند سدهای کوچک و عمدتا سدهای حوزه دریای خزر بودند (چون بارندگیها در حوزه خزر خوب بود) مانند سد سفیدرود، گلستان یک، گلستان 2، وشمگیر و سدهایی که در حوزه استان گلستان بودند. در استان تهران نیز سد طالقان سرریز داشت. علاوه بر این، سد کرج هماکنون لبریز است. سدهای لار و لتیان نیز 99 ـ 98 درصد پرشدگی دارند.
در حوزه سد لتیان با وجود سد ماملو عمدتا هر سدی که بخواهد دچار سرریز شود، ما آن را به این سد در جنوب تهران تخلیه میکنیم و از آن بابت نگرانی نداریم. فقط سد طالقان است که سرریز داشته است.
میزان سرریز سد طالقان چقدر بوده است؟
کل حجم سرریز آب در طول این مدت حدود 250 ـ200 میلیون مترمکعب است که مقابل خروجی سدها که 20 میلیارد مترمکعب است، بسیار کم است.
آب سرریزی را رها میکنید یا برنامهای برای جلوگیری از هدرروی آن دارید؟
ما ابتدای سال آبی، ورودی تمام سدها را پیشبینی میکنیم و برنامه خروجی میدهیم. منحنی فرمان داریم که کدام سدی چه نوع مصرفی از نظر کشاورزی، شرب و صنعت خواهد داشت و اول سال آبی همه اینها را ابلاغ میکنیم.
در خبرها دیدم که گفته شد مجبور شدید آب سرریزی سدها را وارد دشت کنید.
در مدل منحنی فرمان ما، طبق ورودی و خروجی آب برنامه سرریز تعریف میشود. مثلا در برنامه سرریز سد طالقان دیدیم که در چه ماهی سد سرریز دارد، هر جا هم اصلاح بخواهد، روی برنامه اصلاحیه میدهند.
سرریز سد طالقان طی چه مدتی بوده؟
از اواخر اسفند سرریز داشته و هنوز هم حجم آن پر است و فعلا از طالقان خروجی داریم.
پس آمار سرریز آب از سدهای چهارگانه در تهران بر چه اساسی بوده است؟
سد لار که مشکل فرار آب دارد و فقط 16 درصد مخزن آن پر است، 152 میلیون مترمکعب آب دارد در حالی که حجم آن یک میلیارد مترمکعب است. در میان بقیه سدها، سد کرج 96 درصد پرشدگی دارد، سد لتیان 97 درصد و ماملو هم 59 درصد؛ بنابراین هر دو سد کرج و لتیان الان پر هستند.
بنابراین در سال جاری با مشکل کمآبی روبهرو نخواهیم بود؟
بله، در سال جاری در استان تهران مشکل آب نداریم.
سالهایی بود که در تهران نصف این مقدار آب را در سدها نداشتیم. سال 86 و 87 سد لتیان که الان پر است، بیش از 30 درصد آب نداشته است. لذا در تامین تهران مشکل نخواهیم داشت اگر مشکلی باشد در بخش توزیع آب است.
وضعیت دشتهای ممنوعه در حال حاضر چگونه است؟ آیا باز به تعداد دشتهایی که برداشت آب زیرزمینی در آنها ممنوع است، اضافه شده است؟
609 محدوده مطالعاتی در کشور داریم که 290 محدوده آن ممنوعه و البته در حال گسترش است. ما سالانه به طور متوسط حدود 5 میلیارد مترمکعب اضافه برداشت از آبهای زیرزمینی داریم که عمدتا این اضافه برداشت ناشی از خشکسالی 7 سال اخیر است.
7 سال است که بارندگی ما نسبت به میانگین کمتر است. در حالی که تا قبل از آن هیچوقت این طور نبوده. امسال هم 19 درصد بارش کمتر داریم. سال گذشته با 20 درصد کمتر نسبت به میانگین، سال را به پایان رساندیم. سال قبل از آن حدود 40 درصد کمتر نسبت به میانگین بارش ایجاد شده و این مساله سبب شده آبخوانها و سفرهها تغذیه نشده و کسری مخزن جبران نشود که اگر این شرایط بارندگی بخواهد ادامه پیدا کند قطعا بر تعداد دشتهای ممنوعه اضافه میشود مگر این که در 3، 4 سال بارندگی نسبت به میانگین بیشتر شود که جبران کسری مخزن صورت بگیرد.
با وجود مشکلات جدی ایجادشده برای دریاچه ارومیه کمتر شنیدهایم برنامهای جدی برای حل آن از سوی مسوولان مطرح شود. چه برنامه عملی برای مقابله با پدیده کم آبی و خشکسالی دریاچه ارومیه دارید؟
شرایط فعلی دریاچه ارومیه در دورههای تاریخی بارها تکرار شده. همه مورخان این را میدانند. این خشکسالی منحصر به این دهه نیست. آمارهایی وجود دارد که در مقطعی در این دریاچه ارومیه جادهای بوده که هنوز زیر آب است.
قدمای مردم آذربایجان غربی و ارومیه تاریخچه 100 سالهای از این جریان را بیان میکنند. این موضوع هم خاص دریاچه ارومیه نیست. تمام دریاچههای اطراف ما مثل آرال و... این شرایط را داشتهاند.
به نظر من دستگاههای اجرایی مختلف روی این مساله وقت زیادی گذاشتهاند. در حال حاضر در کشور کارگروهی با عضویت معاونت 4 وزارتخانه و 3 استاندار تشکیل شده و هر یک ماه یکبار با تشکیل نشست موضوع را تحلیل میکنند. در این زمینه تصمیمات خوبی تاکنون گرفتهاند.
علت بحث همین کاهش بارندگیهاست. البته در یک ماه گذشته شاهد بالاآمدن سطح آب دریاچه ارومیه بودیم. با این حال هنوز بارندگی ما نسبت به میانگین 18 درصد کمتر است. دریاچه ارومیه از آن بخشهایی است که در کل کشور بارندگیاش کمتر است. همین بارندگیهای خوب دو سه ماه اخیر اثرات خودش را به سرعت نشان داده است. توسعه کشاورزی در این حوزه بحث غیرقابل جبران است. قدیمیهایی که آن سابقهها را برای دریاچه ارومیه مطرح میکنند، گفتهاند که هیچ وقت توسعه کشت در این منطقه به این شدت نبوده به طوری که هماکنون دشتهای اطراف دریاچه شبیه یک کاسه اسفنجی شده است. وقتی کشت اطراف دریاچه زیاد میشود هر چه نزولات میخواهد به سمت دریاچه بیاید زمینهای اسفنجی آن را جذب میکند و مانع از ورود آن به دریاچه میشود. بر این اساس هر چه اسفنج خشکتر باشد آبها بیشتر نفوذ کرده و کمتر وارد دریاچه میشود. این یک واقعیت است وگرنه به لحاظ روانآبی در همین 7، 8 ماه، امسال حدود 500 میلیون مترمکعب و سال گذشته 200 میلیون مترمکعب آب وارد دریاچه شد.
باید سیستم آبیاری در این محدودهها به طور جدی تغییر کند و الگوی کشت اصلاحشده و از کشتهای کم مصرف استفاده شود. در حال حاضر مشاورهای ما در این زمینه کار میکنند تا سطح تبخیر آب را پایین بیاورند و در این باره 2 روش اعمال میشود.
یکی این که در حوزه دریاچه ارومیه در جاهای عمیقتر با دایکهای (دیواره یا مانعی که از سطح زمین بالاتر است) خاکی چاههای عمیق را از نیمه عمیق جدا کنیم و نگذاریم آب در عمقهای کم جمع شود و تبخیر بالا برود و اجازه دهیم تا ایجاد شرایط مناسب آب به مکانهای کمعمق منتقل شود.
این یک نظریه است یا قابلیت اجرایی دارد؟
بله، امکان اجرا دارد و در حال مطالعه آن هستیم.
این مطالعه مختص دریاچه ارومیه است؟
بله، از این روش فقط در دریاچه ارومیه استفاده خواهد شد. روش دیگر، روش بیولوژیکی است که یک مقدار هزینهبر است.
زمانبر هم هست؟
بالاخره زمان خود را میبرد و برنامهای است که در درازمدت اجرا خواهد شد.
این طرح به اکوسیستم آسیب هم وارد میکند؟
... حتیالامکان سعی شده آسیبی وارد نشود، بالاخره برای حفظ دریاچه ارومیه ناگزیر به اجرای روشهایی هستیم.
نکته بعدی لایروبی اینهاست که شروع شده. معابر رودخانههای اصلی از طرف استانهای آذربایجان غربی و شرقی را لایروبی میکنیم که آب با سرعت به جاهای پرعمق بیاید و آب دم نکند، بلکه با نفوذ بر ورودی دریاچه اثر بگذارد.
گفته شده نفوذ نمک به زمینهای اطراف و شوری زمین منجر به جذب آب شده است.
خیر. ممکن است باعث شوری زمینها شود، اما روی نفوذ آب اثری ندارد.
برای اجرای پروژه احیای دریاچه ارومیه چقدر اعتبار لازم است؟
وزارت نیرو ردیف متمرکزی را برای طرح دریاچه ارومیه در سال 91 در نظر گرفته و مبلغ آن زیاد معنیدار نیست. مجری طرح ما نیستیم بلکه معاونت آبفای وزارت نیروست.
مطالعاتی که به آن اشاره کردید عمیق و ماندگار است یا فقط به احیای فصلی دریاچه منجر خواهد شد؟
حاج رسولیها: پدیده خشکسالی فقط مخصوص ایران نیست. در مدیریت آب جهان نیز موضوعی پذیرفته شده است که مناطقی از جهان در حال گرم شدن هستند و شرایط اقلیمی ماندگار خواهد بود. بههمین دلیل برخی کشورها تدارک خاصی برای کشت غذایی در نظر گرفتهاند
عمیق و درازمدت. البته زمانبر است ما باید ژئوتکنیک این مسیرها را شناسایی و اجرا کنیم. نحوه اجرای دایک هم مهم است. ما تاکنون در شورهزار دایک خاکی ایجاد نکردیم، مطالعه ژئوتکنیک میخواهد که باید انجام شود و مطالعات، حدود 3 سال طول میکشد و ممکن است اجرای آن هم مرحلهای باشد.
مطالعات داخلی است یا مشاور خارجی هم دارید؟
مشاوران داخلی هستند. موسسه تحقیقات آب وزارت نیرو کار میکند. موسسه تجربیات مشاوران خارجی را استخراج کرده، تجربیات آنها در دریاچههایی که دچار این مساله شدند را جمعآوری کرده و براساس این مطالعات تصمیمگیری خواهد شد.
ما هر سال شاهد بروز مشکلاتی برای منابع آبی ارزندهای مانند زایندهرود و کارون هستیم. چه برنامهای برای زنده نگهداشتن و فعالیت مستمر این منابع آبی دارید؟
ما برای همه سدها برنامه داریم. در 7 رودخانه از 147 رودخانهای که برنامهریزی کردیم مشکل منابع آب داریم. منابع آب بسیار کمتر از حداقلی است که در مدیریت آب در آن رودخانه نیاز داریم. این سدها شامل زایندهرود، کرخه، سد استقلال (هرمزگان)، سد پیشین (سیستان و بلوچستان)، سد 15 خرداد (قم) و سد دز است.
شرایط ما در این چند سد شرایط خوبی نیست که عمدتا هم ناشی از کاهش ورودیها به این سد است. برای سد زایندهرود برنامهای در نظر گرفته شده که آب کشت پاییزه و بهاره را تامین کند. در کرخه نیز تا آخر اردیبهشت آب مورد نیاز بخش کشاورزی تامین شد. حتی دشت عباس ایلام هماکنون کشت خود را برداشت میکنند و قرار است طبق نوبتبندی کشت در این مناطق، آب کشت تابستانه را ندهیم.
در سد استقلال در هرمزگان عمدتا کشت بهاره داریم. مجموعا در این چند سد در تابستان تامین آب کشاورزی نداریم، فقط آب شرب و صنعت را تامین میکنیم. در بقیه سدها در تمام طول سال، تامین آب کشاورزی و شرب و صنعت را در نظر گرفتهایم. در مورد سد 15 خرداد در قم فقط تامین آب شرب به عنوان هدف آن تعریف شده است.
آیا طبق نظریههای کارشناسی خشکسالی در کشور ما تداوم خواهد داشت؟ در این صورت راهکار مقابله با آن چه خواهد بود؟
تمام کارشناسان به این نتیجه رسیدند که خشکسالی با مدیریت آب کشور عجین شده. ما در تمام طول سنوات آینده و گذشته خشکسالی را جزو برنامهریزیهایمان دیدهایم و قرار است با همین آب مدیریت کنیم. بعید میدانم در سال شاهد بیش از 60 ـ 50 میلیارد مترمکعب بارش و ورود آب به رودخانهها باشیم که بخشی از آن به خاطر تغییر اقلیم است.
مدتی پیش در اصفهان کنفرانسی بود که از فائو (سازمان بینالمللی خواربار و محصولات کشاورزی) آمده بودند و همکاران ما در مدیریت منابع آب برگزارکننده آن بودند. در این کنفرانس عنوان شد که پدیده خشکسالی فقط مخصوص ایران نیست. در مدیریت آب جهان نیز موضوعی پذیرفته شده است که مناطقی از جهان در حال گرم شدن هستند و شرایط اقلیمی ماندگار خواهد بود. حتی برنامههای کشت غذایی را نیز به طور خاصی تدارک دیدهاند. در کشورهایی مثل روسیه و بخشی از کانادا که زمینهایشان زیر یخچالها بوده در حال حاضر مساحتهایی از آنها آزاد شده و به عنوان سطوح زیر کشت در آینده از آن بهره خواهند گرفت. ما هم باید خودمان را با این سیستم تطبیق دهیم. برنامهها هم غیر از تغییر در شیوه آبیاری و تغییر الگوی کشت و توجه به آب مجازی نباید چیز دیگری باشد.
در برنامههایی که اشاره کردید باید تغییر الگوی کشت در دشتها مانند دشتهای اطراف دریاچه ارومیه صورت گیرد. آیا واقعا توجهی به این برنامهها میشود؟
سالهاست این بحثها را مطرح میکنیم. اینجا یک گلوگاه وجود دارد و آن هم ارزش و قیمت آب است. با شعار، حرف و مصاحبه درست نمیشود. وقتی قیمت آب خودش را نشان دهد مطمئن باشید به تبع آن الگوی کشت حتما درست خواهد شد. اگر کشاورز در نقطهای خارج از الگوی کشت از آب مصرف کرده، قیمت این آب باید آنقدر بالا باشد که جوابگوی این استفاده نباشد.
متاسفانه در کشور گاهی نظرات کارشناسی یک دستگاه از سوی دیگر دستگاهها پذیرفته نمیشود و دستگاهها اختلاف با هم دارند. در این زمینه هم این طور است؟
ما الان با وزارت کشاورزی نظرات کارشناسی یکسانی داریم، اما نحوه پیادهسازی گزینهها مختلف است. آنها میگویند اگر قرار است در این منطقه فقط گندم کاشته شود، برای این 10 هزار مترمکعب آب رایگان باشد (مترمکعبی یک تومان)، اما برای 20 هزار مترمکعب (مترمکعبی 100 تومان) میگیریم تا خود کشاورز دیگر کشت نکند، ولی وزارت نیرو معتقد است این کار به کشاورزی لطمه میزند. همین آزادسازی سوخت، اضافه برداشت را بشدت کاهش داد. به محض این که گفتند یارانه کشاورزی دوباره پابرجاست به سرجای اول برگشتیم. اما اگر براساس مفاد برنامه سوخت بدهند و برق را حساب کنند و مصرف مازاد بر آن را براساس قیمت تمامشده حساب کنند، فرآیند رعایت الگوی مصرف و اضافه برداشت از آبهای زیرزمینی کم میشود. ما اول هر سال مدلی را به شرکتهای آب منطقهای ابلاغ میکنیم. میگوییم پیشبینی ورودیتان از مهر تا شهریور چیست. برای تامین آب برای کشاورزی، شرب، صنعتی، سایر مصارف، خروجی و تراوش و تبخیر مدل میدهیم. در 6 ماهه کنترل میکنیم که با پیشبینی ما تطابق دارد یا نه. تراز مخزن پایان هر ماه را داریم. مثلا طالقان به ترازی رسیده که مجبور به سرریز است، ما گفتیم باید سرریز کنند چون کاری غیر از این قابل انجام نبود.
ارزیابیتان از هدفمندکردن یارانهها در بخش آب چیست؟
این طرح اصلا وارد بخش کشاورزی نشد. در مرحله اول کشاورزی در هدفمندی مطرح نبود، آقای رئیسجمهور گفتند در مرحله دوم مباحث کشاورزی لحاظ شود، اما فقط 7-6 درصد منابع ما در شرب مصرف میشود که مصرف شرکتها را 10 درصد پایین آورد. کل این 6 درصد منابع ماست که مصرف میکنیم. 94 درصد دیگر کشاورزی و صنعت است. فعلا هدفمندی در 6 درصد از بخشی که وظیفه ماست، اثر داشته. اگر در مرحله بعدی هدفمندی آب کشاورزی با افزایش قیمت مواجه شود، اثرات خود را خواهد داشت.
نظر کارشناسی شما درباره قیمت آب چیست؟
در کشاورزی پارامترهای مختلفی بر قیمت اثر دارد. بخش عمدهای از این قیمت سهم هزینههای مرتبط با سرمایهگذار است که دولت باید آن را انجام دهد. این که چه قیمتی را برای ما اعلام کنند، کسی از مدیریت منابع آب در جلسات هدفمندی یارانهها شرکت نمیکند، فقط قیمتها را از ما گرفتند. ما متوسط نرخ تامین آب را ارائه کردیم با هزینههای سرمایهگذاریها و... براساس دفاتر قیمت تمام شدهمان را استخراج کردیم (که براساس آن قیمت هر مترمکعب آب سطحی حدود 170 تومان است).
یکی از موضوعاتی که در حوزه آب با آن مواجهیم بحث آلودهسازی بستر رودخانهها و سدهاست. چه اقداماتی برای جلوگیری از این آلودگی صورت میگیرد؟
بزرگترین منشأ آلودگی دخل و تصرف روی حریم بسترهاست. در حال حاضر در کشور مطالعات تعیین حریم و بستر در حال انجام است. در 1200 رودخانه کشور این مطالعات را با اولویتبندی انجام میدهیم، بعد از این مرحله، حفظ و نگهداری مطرح میشود، چون ما در این حریم میتوانیم اجازه کشاورزی را صادر کنیم. در 10 درصد از رودخانههای کشور این پیادهسازی را داریم. اما اینها، مشکلات را حل نخواهد کرد، مردم جمعهها به کنار سد میروند و زباله و نخاله میریزند. این برمیگردد به ساماندهی مناطق گردشگری. باید شهرداریها یا وزارت کشور نقاطی را برای تجمع گردشگری فراهم کنند تا این مشکل مرتفع شود.
در بحث آب شرب، سطح احداث تکنولوژی تصفیهخانههای آب ما نسبتا خوب است. مطلوبیت آزمایشها به لحاظ آلودگیهای میکروبی بالای 99 درصد است. حجم آلاینده زیاد بر این منابع اثرگذار نیست، مگر این که اتفاق خاصی بیفتد، مثلا تانکر سوختی خراب شود و وارد آب شود که قدرت تصفیه را کم کند. ما تا به حال گزارشی از لحاظ آلودگی میکروبی نداشتیم. بیشتر اثرات مخرب، حادثههاست.
4، 5 سال است که از هرگونه ساخت و ساز جلوگیری شده، مجوز تخریب ساخت و سازهای غیرمجاز را هم گرفتیم، اما دایره احکام بعضا در اجرا زیاد با ما همراهی نکردهاند.
درباره شکستهشدن تعدادی از سدها در کشور اخباری منتشر شد که مسوولان آب کشور چندان توجهی به آن نداشتند. توضیح دهید دلایل این رخدادها چیست؟
اینها به آن مفهوم سد نبودند. استخرهای آبگیری بودند که با مجوزهایی که از کشاورزی داشتند (در حاشیه کناره رودخانهها یا بستر) احداث شده بودند و حتی حجم یکیاز آنها در یزد 30 هزار مترمکعب بود. ما در تهران حدود 100 تا از این مخازن داریم که به آنها سد گفته نمیشود.
یکی از آنها که در کرمان حجم معنیداری داشت و هنوز هم رسما افتتاح نشده بود. سدهایی که در کشور احداث میشود معمولا ضریب اطمینان خوبی مطابق با استانداردهای بینالمللی دارند و مشکلی متوجه آنها نیست.
خشکسالی و موانع برنامهریزی برای مقابله با آن
نگرش جوامع درباره آب به فراوانی آن بستگی دارد؛ اگر فراوان باشد از نظر برخی، موهبتی الهی تصور میشود و اگر کمیاب باشد، به کالای ارزشمند مورد توجه عموم تبدیل میشود.
اما حقیقت تلخی که با آن روبهرو هستیم، این است که برکات ناشی از آب به طور یکسان به جهان ارزانی نشده است، از اینرو در بسیاری از نقاط جهان با پدیده خشکسالی روبهرو هستیم که کشور ما در دورههایی با این پدیده همنشین بوده است. در 2 دهه اخیر، کشور ما از تغییرات اقلیمی و آب و هوایی مصون نبوده و چند سالی است که سایه خشکسالی را بر سر خود تحمل میکند.
بیتردید خشکسالی به عنوان یک پدیده آب و هوایی ممکن است هرازچندگاهی رخ دهد، اما این که آیا در طول این خشکسالی توانستهایم برنامهریزی موفقی داشته باشیم یا خیر، پرسشی است که در این برهه با آن مواجه میشویم.
بررسیها نشان میدهد معمولا برای مقابله با خشکسالی، برنامهریزیهای مقطعی صورت گرفته است. با آن که در سالهای اخیر با توجه به برنامههای توسعهای کشور اهدافی مشخص شده ولی عملا اتفاق تازهای نیفتاده است و مهمترین برنامه، انتظار کشیدن برای بارش باران است یا آن که معمولا دولتها در برخورد با پدیده خشکسالی، عمده فعالیت خود را بر کاهش تقاضا برای مصرف آب متمرکز کردهاند.
از نظر بررسی تاریخی، تا زمانی که خشکسالی منجر به کمبود شدید آب نشود، توجه دولتها به آن جلب نمیشود.
به اعتقاد متخصصان، بیشترین مانع برای برنامهریزی کمبود آب حاصل از خشکسالی، تصادفی بودن این پدیده است و این که دوره و شدت آن نامعلوم است. بنابراین عقلانی است که برای کاهش هزینهها و عوارض خشکسالی، برنامهریزی خشکسالی وجود دارد و یکی از آن موانع، ماهیت خشکسالی است که بهترین سیاستها و برنامهریزیها را غیرعملی میکند؛ با این حال نمیتوان فقط با تاکید بر این موانع، از برنامهریزی غفلت ورزید.
همچنین عدم اطلاعرسانی عمومی درباره ضرر و آسیبهای خشکسالی یکی دیگر از دلایلی است که اقدام به برنامهریزی خشکسالی را کاهش میدهد. عموما تصور بر این است که میزان ضررهای ناشی از خشکسالی کمتر از سوانح غیرمترقبه است و از طرف دیگر تمام هزینههای ناشی از خشکسالی کاملا مشخص و تعریف شده نیست.
آثار اجتماعی خشکسالی و هزینههای مربوط به آن و چگونگی نفوذ آن در سراسر جامعه و این که در نهایت چه کسانی را تحتتاثیر قرار میدهد نیز باید بهتر شناخته شود؛ موضوعی که به نظر میآید در سالهای اخیر کمتر به آن پرداخته شده است. همچنین ضررهای غیرمستقیم ناشی از خشکسالی، بسیار بیشتر از ضررهای مستقیم آن است، اما به دلیل ماهیت پراکندگی و کمرنگی آنها تشخیص و ارزیابی آنها با مشکل مواجه است یا اغلب ناشناخته میماند.
کارشناسان در حوزه خشکسالی معتقدند ملاحظات سیاسی نیز میتواند یکی از موانع برای برنامهریزی باشد. در بعضی کشورها ملاحظات سیاسی مانع از درک واقعیات و مسائل خشکی و اعلام بموقع به مردم و در نتیجه مانع از تهیه و تدوین برنامههای لازم برای روبهرو شدن با این پدیده میشود.
با وجود این ملاحظات و موانع، کارشناسان برنامههایی از جمله تحت کنترل درآوردن عملیات کشاورزی، دامپروری، ساختمانسازی، راهسازی، قطع درختان و به طور کلی هرگونه عملی چه مفید و چه مضر، چه مثبت و چه منفی، ارزیابی آنها و توجه به وضعیت آبخیزی براساس خصوصیات زمینشناسی، خاکشناسی، پوشش گیاهی و اقلیمشناسی را به عنوان رهنمودهایی برای مقابله با آسیبهای جدی خشکسالی ارائه میکنند که میتواند در مدیریت بهتر خشکسالی در برهههای مختلف، مثمرثمر باشد.
زیبا اسماعیلی / گروه اقتصاد
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم