در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
قامت میبندند
سنبل میگوید
الله اکبر
لاله میخواند
سوره را از بر
نرگس در رکوع
گل میدهد باز
کوکب در سجده
غرق در نیاز
دستان سوسن
رو به قنوت است
وقت تشهد
بر سمت توت است
هنگام سلام
گلها یکرنگاند
وقت اذان است
گلها میخندند
خورشید خانوم
از پشت کوه دوباره
خورشید خانوم دراومد
با کفشای طلا و
پیرهنی از زر اومد
آهسته تو آسمون
چرخی زد و هی خندید
ستارهها رو آروم
از توی آسمون چید
با دستای قشنگش
ابرا رو جابهجا کرد
از اون بالا با شادی
به آدما نیگا کرد
دامنشو تکون داد
رو خونهها نور پاشید
آدمها خوشحال شدن
خورشید با اونها خندید
دست دست دست
دست دست دست
دست میزنم با دستام
پا پا پا
پا میکوبم با پاهام
خوش خوش خوش
خوشحال و شاد و خندون
داد میزنم
آهای آهای من اینجام
آهای آهای من اینجام
چه خوب چه خوب
که دست دارم
هر چی بخوام برمیدارم
خم میشم و تو باغچهمون
یه عالمه گل میکارم
چه خوب چه خوب
که پا دارم
هر جا بخوام پا میذارم
یواش میرم ، یواش میام
آسه قدم برمیدارم
دستاتو زود بیار جلو
نون بیار و کباب ببر
صحرا پر از گل شده باز
گل بیار و گلاب ببر
بیا با هم بازی کنیم
یه پا عقب یه پا جلو
گرگم و گله میبرم
گرگم و گله میبرم
دنبال من بدو بدو
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: