در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بارها پیش آمده برای این که طول مسیر با وسایل حمل و نقل عمومی را خیلی احساس نکنیم، سعی کردیم سر صحبت را با فرد کنار دستی باز کنیم، اما او غرق در دنیای خودش بوده، غرق در دنیای تلفن همراهش، غرق در دنیای آهنگی که با هندز فری در گوشش است، غرق در گیمهایی که به مراحل حساسش رسیده است، غرق در مکالماتی که گاهی کلماتی از آن را میشنویم. در این مواقع همیشه این پرسش قدیمی مطرح میشود که انسان امروزی به کجا میرود؟ گسترش ارتباطات، توسعه فناوری و عصر دیجیتال چه دستاوردی برای انسان داشته است؟ آیا باعث شده که انسان امروزی به سمت گفتوگو با همنوعانش سوق پیدا کند یا او را بیشتر به اعماق تنهایی بکشاند؟ همه این کابلها و دکلها و تیرها و خطوط تلفن و اینترنت و تلویزیونهای شهری و برنامههای دیداری و شنیداری، برای ما چه داشته است؟ انگار همه اینها باعث شده انسان بیشتر به درونش و به تنهاییاش فرو برود. این گفته به معنای رد تأثیر مثبت این ابزار نیست، بلکه به موقعیت تناقضآمیز بشر در این میان اشاره دارد. ابزارهایی که از یک سو، دریچه ارتباط انسان با محیط و آدمهای پیرامونش را میبندد و از سوی دیگر زمینه ارتباط بیشتر او را با دیگرانی فراهم میآورد که لزوما کنارش نیستند. در این میان نمیتوان انتظار داشت که انسان امروزی با رسیدن به این سطح از تکنولوژی و فناوری، همه را یکباره پس بزند و به مناسبات اجتماعی گذشته رجعت کند. مناسباتی که در آن مسافران اتوبوس با هم صحبت میکردند، آدمها برای نشانی دادن به یک غریبه پیشدستی میکردند و همه اعضای خانواده در ساعت مشخصی سر سفره جمع میشدند. برخلاف امروز که حتی هنگام وعدههای غذایی هم، یکی از اعضای خانواده در حال گیمبازی است، دیگری در اتاقش صدای آهنگ را زیاد کرده و آن یکی ایمیلش را چک میکند!
آنچه مقصود این نوشته است، اشاره به لزوم فراگرفتن مهارتهای زندگی در این موقعیت متناقض است. بیتردید نتیجه چنین نگرشی به برخورد عقلانی و به دور از افراط منتهی میشود.
سجاد روشنی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: