در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
آیتالله سیدمحمدرضا سعیدی در این راه خود را آماده شهادت کرد و به پیشواز مرگ سرخ رفت.
در دورانی که ظلمت طاغوت بر همه جا سایه افکنده بود، او همواره احیای اندیشههای دینی امام(ره) در راه اصلاح و رستگاری امت اسلامی را یادآور میشد و سخنهای بسیاری برای هدایت مردم و روشنگری آنان بر زبان جاری کرد.
حضرت امام(ره) که به ترکیه تبعید شد، سعی در بازگشت وی کرد و هرگز از پای ننشست و نامهای به هویدا نوشت. امام به نجف تبعید شد و این مجتهد بزرگ از راهها و گذرگاههای مخفی خود را به مرز و سپس به عراق رساند و در یکی از مدارس نجف اشرف به معرفی شخصیت امام پرداخت، مسجد حضرت موسیبن جعفر (ع) تهران و منبرهای او در کویت گواه صادقی بر مبارزات این سید جلیلالقدر است؛ حرکت و تلاشی که همواره مورد تایید امام (ره) قرار گرفت. در همین مسجد بود که عوامل ساواک به او هشدار دادند مراقب گفتار و رفتار خویش باشد، اما او با صلابت و پایداری گفت: «من شخصی هستم مستقل و از کسی تبعیت نمیکنم، من معتقدم که آیتالله خمینی یک روحانی واقعی، شریف، پاک و قابل احترام است و از مقام و شخصیت ایشان باید در هر محفل و مجلسی تقدیر و تمجید کرد.»
آیتالله سعیدی مرد میدان بود و زندان سد راه فعالیت او نشد؛ آن طور که یورش به منزل و کتابخانه و آتش زدن دستنوشتههایش هم کارساز نشد. او همواره در سختترین شکنجهها فریاد برآورد: به خدا سوگند اگر مرا بکشید و خونم بر زمین ریخته شود، در هر قطره خون من نام مقدس خمینی را خواهید دید. او در 20 خرداد 1349 پس از شکنجه ساواک به شهادت رسید. یادش گرامی باد.
محمد خامهیار / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: