آمیزه‌ای از طنز و تراژدی

مجموعه شعر «نامه‌های کوفی» سروده سعید بیابانکی سال 1390 از سوی انتشارات سوره مهر منتشر و به بازار کتاب عرضه شد. کتاب مشتمل است بر 114 صفحه با قطع رقعی دارای 3 فصل و فصل اول با عنوان «خیزرانی» 7 غزل آیینی و عاشورایی را دربر می‌گیرد.
کد خبر: ۴۷۹۷۷۸

از همان ابتدا مساله انتظار و ظهور و فرج امام منتظر مشخص می‌شود با زبانی خودمانی، بی‌تعارف و خالی از احترام و تکریم‌های رایج و متعارف. موضوع اجتماعی و نقدآمیز ارتباط فقر و غنای مادی مردم با نوع عرض ارادت‌ها هم مطرح شده، اشاره به این واقعیت که عده‌ای با تکیه بر مال و مکنت و امکانات اجتماعی این عرض ارادت‌ها را با تشریفات و اشراف‌زدگی می‌آلایند.

فصل سوم با عنوان «نامه‌های کوفی» که کتاب را هم با همین عنوان مشخص و نامگذاری کرده (و شاید بر آن اهمیت بیشتری قائل بوده) مشتمل است بر 25 «نامه» که یادآور نامه‌هایی هستند که بنا به روایت‌های موجود اهل کوفه توسط مسلم بن عقیل بن ابیطالب (پسرعموی امام حسین‌ع) برای امام فرستادند ولی دیدیم شد آن چه که شد.

این بیست و پنج نامه یا شعر از نظر کمیت کوتاهند و گاه بسیار کوتاه. از نظر کیفیت هم به آسیب‌شناسی گروهی از شیعیان امروز و عزاداران عاشورا و کربلا پرداخته است. زبان این فصل طنزآمیز است چیزی که نوعی پارادوکس را به همراه دارد. عاشورا و طنز! اما بیابانکی کوشیده آسیب‌شناسی عزاداری و عزاداران را مطرح کرده و با زبانی ساده و خودمانی بگوید اهل کوفه نباشیم یعنی غیرت و حمیت از دل و جانمان رخت نبندد.

این هم نمونه‌ای کاملا غیرگزینشی از این فصل:

نه سلامی / نه امضایی / نه عکسی / چه روزگار بدی دارد / شمر تعزیه (نامه یازدهم)

یکی دو مورد لغزش‌های تالیفی یا ضعف تالیف دیدم که قابل گذشتند، مثلا در شعر لادن و لاله (ص 84):

از این تعجبم که گناهان خویش را / انکار کرده بودم و گردن گرفت شعر

که «تعجب» مصدر ثلاثی مزید باب تفعل است از ثلاثی مجرد عَجِبَ بَعْجب (شگفتی) که به جای فاعل یعنی متعجب آمده: (به جای از این، متعجم که ...) نکته‌ای که در پایان این یادداشت فارغ از مسائل فنی و بدیع و قافیه‌ای سروده‌های این کتاب بگویم این است که آقای بیابانکی یک شاعر شیعی معتقد است و در چند سال اخیر هم با چاپ آثارش و حضور در بسیاری از جشنواره‌های شعری که در تعداد زیادی از آنها مجری و گرداننده جلسات بوده با توجه به این موقعیت و ارتباطی که با شاعران نوجوان و جوان دارد خوف این دارم که آمیخته شدن وقایع و مسائل عاشورا با زبان طنز و فکاهه کم‌کم خدای نکرده شرایط نامطلوبی را به وجود آورد همچنان که اینک می‌بینیم بعضی از مداحان جوان به گونه‌ای با امامان و قدیسان صحبت می‌کنند که گویی افراد عادی هم محله‌ای یا قوم و خویش‌های همسن‌وسال آنها هستند.

سیدمحمود سجادی / جام‌جم

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها