بیوتکنولوژی و محیط زیست درتقابل یا درتعامل ؛

مهندسی ژنتیک از مرحله جدا کردن ژنها، بیرون کشیدن آنها از اندام یک یاخته ، تغییر دادن آنها و انتقال آنها به درون یاخته های یک موجود زنده دیگر همچنان زیر سوال است ، طبق نظر کارشناسان ، ما چه بخواهیم و چه نخواهیم
کد خبر: ۴۷۹۵۲
تا امروز بارها و بارها با کمال میل از این محصولات استفاده کرده و می کنیم.
جالب این که کشور ما چه از نظر تولید و چه از نظر تکنولوژی هنوز جایی برای ارائه محصولات به بازارهای جهانی باز نکرده ، اما جنجال های بین مسوولان بیوتکنولوژیست کشور و همکاران محیطزیستی آنچنان دامنه بالایی گرفته که با شنیدن صحبتهایشان باور نمی شود. این گونه مسائل تا این حد در کشور ما بحث برانگیز باشد.
یازدهم شهریورماه پژوهشگاه ملی تحقیقات مهندسی ژنتیک و فناوری زیستی برای دومین بار میزبان خبرنگاران علمی روزنامه ها بود.
باتوجه به پیچیده بودن مسائل علم بیوتکنولوژی و وجود مسائل و مشکلات عدیده در این بخش به نظر می رسد صحبت و گفتگوی رودررو با مسوولان و بررسی دیدگاه های مختلف امکان بازنگری دوباره به این موضوع از دریچه های تازه ای فراهم شد.
بزرگترین مزیتی که این کارگاه را از سخنرانی ها و جلسات خشک و رسمی مجزا می کرد، رودررو بودن سخنرانان و مخاطبان و استفاده از نظرات حاضران در مجلس بود. ببینیم حرف اصلی بیوتکنولوژیست ها و محیط زیستی ها در این زمینه چیست؛
قابل لمس ترین معضل زیست محیطی که سالهاست محققان با آن دست به گریبانند مصرف بیش از اندازه سموم در تولید محصولات کشاورزی است.
بخصوص درباره محصولی مثل برنج که نوعی آفت آن به نام کرم ساقه خوار برنج به طور کلی به تمام سموم مقاوم می شود و در شالیزارهای شمال کشور وحشیانه می تازد. برنج شمال جزو یکی از مهمترین محصولات تولیدی کشاورزی از کشور است ، که با گذشت سالها نه تنها میزان تولید آن بیشتر نشده ، بلکه در برخی موارد واردات این محصول به نحو شگفت انگیزی رو به تزاید گذاشته است.
طبق گفته های دکتر بهزاد قره یاضی رئیس موسسه تحقیقات بیوتکنولوژی کشاورزی ، محققان روی رقمی از برنج کار می کنند، که با تغییرات ژنتیکی در مقابل آفات مقاوم عمل می کند و این مساله می تواند جلوی مصرف بی رویه سموم کشاورزی را در شمال کشور بگیرد.
این در حالی است که آمار مسمومان و بیماران حاصل از مصرف محصولات و آبهای سمی روز به روز بیشتر می شود.
بهزاد قره یاضی می گوید:در طی 10 سال گذشته 16 میلیون تن برنج وارد کشور شده و در سال 1380، 88درصد از مبارزات مربوط به کرم ساقه خوار برنج بوده است.
در سال 1961ایران 3/11 میلیون تن برنج وارد می کرده و در سال 2000 حدود 5/1139 میلیون تن در حالی که در کشورهایی مثل هند و چین که از ابتدا واردات بیشتری هم داشته اند، در سال 2000 این میزان کمتر شده است.
هرچند به نظر می رسد با ورود سموم بیولوژیک که در واقع نوعی آفت کش با استفاده از موجودات زنده نظیر قارچ و باکتری هستند این مسائل تا حدودی بهبود پیدا کند، اما متفکران زیست محیطی با این نوع سموم هم مخالف اند.
سموم بیولوژیک در واقع از طریق رشد و پرورش در میزان بالای قارچها و باکتری هایی تهیه می شود که به نوعی با آفات زراعی درستیزند.
مصرف این محصولات پای سموم شیمیایی را از محصولات آبها و محیط زیست کوتاه می کند؛ اما محیط زیستی ها با هر نوع ماده ای که از خارج از محیط زیست به آن وارد شود و اکوسیستم را تحت شعاع قرار دهد، مخالف اند.


بیوتکنولوژی چه می گوید؛
در این میان بیوتکنولوژی وارد عرصه می شود و محصولات خود را معرفی می کند، بذرهایی که از گیاهان دست ورزی شده به دست آمده اند، با بذرهای اصلی تفاوت آشکاری ندارند، به نظر می رسد تفاوت ها آنقدر ریز و میکروسکوپی است که به این راحتی ها قابل دیدن نیست ؛ اما محققان بیوتکنولوژی معتقدند تفاوتی بین یک گیاه تراریخته با گیاه اصلی نیست.
آنها ژن مقاومت به آفت را از درون ژنوم یک باکتری بیرون می کشند و وارد ژنوم گیاه موردنظر می کنند. بعد از انجام این عمل ، گیاه بارها و بارها کشت داده شده و از جنبه های مختلف اکولوژیکی بررسی می شود. ژن باکتری واقعا کار خودش را خوب انجام می دهد.
چون در عمل چنان دافعه ای در مقابل آفت ایجاد می کند که هیچ گونه رغبتی به تغذیه از گیاه نخواهد داشت. اینجاست که بیوتکنولوژیست ها با سرفرازی اعلام می کنند با دستکاری در کوچکترین اجزای یک موجود زنده اکوسیستم را از خطر آلودگی به سموم و یا فاکتورهای مبارزه بیولوژیک نجات داده اند، اما چیزی نمی گذرد که این نتایج هم مورد سخت ترین و شدیدترین انتقادها قرار می گیرد.


محیط زیستی ها به مخالفت برمی خیزند
یک گیاه تراریخته از نظر شکل و شمایل ظاهری تفاوت چندانی با گونه اصلی ندارد، اما حاوی ژنهایی بیگانه است.
دکتر مهناز اسدی ، عضو هیات علمی سازمان پژوهش های علمی و صنعتی ایران و به عنوان یک دوستدار سرسخت محیطزیست می گوید: ما هنوز به عواقب این عمل فکر نکرده ایم.
ما وظیفه داریم تنوع زیستی را در دنیا حفظ کنیم . یک بیوتکنولوژیست باید بتواند بگوید که من اشتباه کردم و این نه خود نوعی جواب است. اگر هر بیوتکنولوژیستی یک محصول تراریخته وارد اکوسیستم کند و نتواند آن را در محیط پیگیری کند و عواقب درست و غلط آن را بررسی کند، ضربه مهلکی به تنوع زیستی زده است.
محصولات دست ورزی شده در نگاه اول ما را خوشحال می کنند و از فقر و گرسنگی نجات می دهند. اما با نگاهی دقیق تر و واقع بینانه تر افزایش تولید این محصولات گونه های دیگر را در معرض انقراض قرار می دهند.
انگار که ما با دست خود فاکتورهای بی رقیب و قدرتمندی را وارد محیط کرده ایم که اجازه فعالیت و اظهارنظر به هیچ فرد دیگری نمی دهد. بسیار دیده شده که محصولات تراریخته ای مثل آفتابگردان و ذرت به علفهای هرز مهلک مزارع تبدیل شده اند و مشکل ما را دوچندان کرده اند.
این موجودات با رشد سریع و شدید خود سبب کاهش تنوع زیستی شده و همیشه تهدیدی برای نوع بومی محسوب می شوند، با قرارگرفتن در محیطزیست سبب تغییر اکوسیستم می شوند و امکان تغییر و یا تخریب ترکیبات خاک و آب را بیشتر می کنند. حتی با تحقیقات انجام شده استفاده از گیاه سویا تراریخته در موش ماده اثر نامطلوبی روی دستگاه تناسلی داشته است.
ما با این ابر گیاهان چه می توانیم بکنیم؛


سرگردانی ژنها در طبیعت
به طور معمول هزاران سال طول می کشد تا یک ژن از یک نمونه گیاهی یا جانوری جهش پیدا کند و وارد یک نمونه گیاهی یا جانوری دیگر شود. هر چند این اتفاق نادر به هر حال در طبیعت رخ می دهد.
اما دخالت انسان در این پروسه و سرعت بخشیدن به آن بسیار خطرناک به نظر می رسد. اثرات مخرب جهش های ژنتیکی در انسان ، حیوان و گیاه بر کسی پوشیده نیست.
کسی نمی داند وقتی یک گیاه تراریخته که قسمتی از ژنوم خود را از یک باکتری به امانت گرفته تا چه حد می تواند از این نظر خطرناک باشد، علت حساسیت محققان را خانم دکتر مظاهری اسدی توضیح می دهد: ما به عنوان یک بیوتکنولوژیست هیچ جا ضد محیط زیست نبوده و نیستیم ، اما چرا احتمال بروز مخاطرات از المان ها داریم؛
چون در ساختار ژنتیکی آنها تغییر ایجاد شده ، بعلاوه همیشه این موجودات در محیطی جدید وارد می شوند. غالب این تغییرات بسیار کند و طولانی است ، به نحوی که این تغییرات برای بهبود اکوسیستم و به صورت طولانی بین خانواده های نزدیک انجام می شود.
مثلا خیلی کم اتفاق می افتد که یک ژن به خودی خود از باکتری به ذرت یا پنبه منتقل شود. این جهش یافته های طبیعی از پایداری بیشتری هم برخوردارند و معلوم نیست در ارتباط با سایر موجودات چگونه تاثیراتی را بر جا می گذارند. در این محصولات ، پایداری ژنتیکی کم است. ژنها براحتی می توانند نقل و انتقال پیدا کنند.
انتقال ژن در این موجودات خود به خود و آسان است ، تغییر مکان ژنها بسیار زیاد و غیرقابل پیش بینی است. در ارتباط با مصرف محصولات دست ورزی شده ایجاد حساسیت ، سمیت و مقاومت به آنتی بیوتیک ها و تغییر متابولیسم در بدن موجودات زنده مصرف کننده دیده شده است.
این گیاهان سلامت انسان و دام را تهدید می کنند. دکتر نعمت الله خوانساری استاد دانشکده پزشکی دانشگاه تهران می گوید: این انتقالات ژنتیکی به دو صورت انجام می شود. یک نوع آن که انتقال عمودی است در بین افراد یک گونه رخ می دهد. بر فرض ژنی از من به فرزندانم منتقل می شود که چندان خطرناک نیست.
اما در نوع دوم انتقال ، یک ژن از یک گونه به گونه دیگر منتقل می شود که به آن انتقال افقی گفته می شود. بر فرض اگر ژنی از برنج به کلاغ منتقل شود بسیار خطرناک است.
چون این ژن در بدن گیرنده بیکار نمی نشیند. در جایگاه های مختلف ژنوم آن قرار گرفته و دایم تکثیر می شود. باز هم در بیش از یک جایگاه قرار گرفته و کپی های مختلف آن با هم متفاوت است.
این طوری است که به طور ناخواسته ما عوامل ژنتیکی را به سازواره های غیرهدف وارد کرده ایم و این مخالف اصول ایمنی زیستی است.


گیاهان تراریخته، خوب یا بد؛
در هر دانه ذرت حدود 14تا 900نانوگرم سم میتی توکسین موجود است. در ذرت دستکاری شده ژنتیکی به صورت هیبرید 75درصد میتی توکسین اکسپرس می شود و اثرات مخرب تری ایجاد می کند.
گلهای آفتابگردان اکسپرس شده به عنوان علفهای هرز به مزارع امریکا هجوم بردند، حشراتی که از روی گیاهان روی بدن جانوران فعالیت داشتند.
DNA دستکاری شده را از طریق گرده گیاهان منتقل کردند. این نوع DNA حتی بعد از عبور از دستگاه گوارش گاو هضم نمی شود و بقایای آن در مدفوع این حیوان باقی مانده در مزارعی که گیاهان تراریخته کشف می شود، بررسی هایی صورت می گیرد از جمله این که تا صد هکتار اطراف این مزارع باید بررسی شود تا ببینیم گیاهان تراریخته در محیط زیست ما چه می کنند.
به هر حال هرگز نمی توان به گیاهان تراریخته به عنوان یک محصول سالم و بی اشکال نگریست و احتمال خطر همیشه برای موجودات زنده وجود دارد.
از طرفی گفته می شود ایمنی زیستی به عنوان عاملی بازدارنده برای بیوتکنولوژی نیست. در ابتدای تدوین پروتکل ایمنی زیستی کارتاهینا برای توسعه فناوری زیستی و حل مشکلات دارویی ، غذایی و محیط زیستی با تاکید بر فناوری مطمئن ، کشورهای توسعه یافته را ملزم به استفاده از این روشها و انتقال فناوری های نوین کرد، اما با توجه به بروز عواقبی که ذکر شد همین پروتکل سران کشورهای متعهد به کنوانسیون را ملزم کرده که درباره به کار بردن فناوری های نوین تا جای ممکن از عدم بروز مخاطرات احتمالی برای خود و کشورهای همسایه مطمئن شوند.


و دست آخر این که...
سازمان حفاظت محیط زیست ایران مجری قانون حفاظت تنوع زیستی و ذخایر ژنتیکی کشور است که همین عقیده و سیاست را اعمال می کند و قوانینی را هم مدنظر دارد. اما متاسفانه هنوز هیچ قانونی در دنیا وجود ندارد که انتشار و آلودگی محیط زیست را به نوکلئیک اسیدهای آزاد یا عریان تحت نظارت داشته باشد.
این ساختارها بوفور یافت می شوند و نشان داده شده که به علت عدم وجود قانون و مقررات براحتی وارد بدن موجودات زنده می شوند و می توانند منشا خطرات بسیار زیادی باشند.
به نظر می رسد قوانین ایمنی زیستی باید این قبیل موارد را هم تحت پوشش خود قرار دهند. دکتر نعمت الله خوانساری می گوید: با وجود تمام این نگرانی ها نمی توانیم بیوتکنولوژی را کنار بگذاریم ، بلکه نباید احتیاط را از دست بدهیم و به صرف رسیدن به یک موفقیت از تمام مشکلات احتمالی چشم پوشی کنیم.
در واقع ابتدا باید از بی خطر بودن آن مطمئن شویم و بعد اقدام کنیم. اما با توجه به غیرقطعی بودن علوم و تعداد زیاد فاکتورهای زیست محیطی.
چه کسی می تواند صددرصد اطمینان حاصل کند که روشی که پیشنهاد می کند سالم است و هیچ گونه زیانی برای محیط زیست ندارد؛

عاصفه اله وردی
newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها