در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
پس دوست داری زیارت کنی، دوست داری بنشینی روبه قبله درست آنجا که به سمت ضریح هم هست، سخن بگویی، دوست داری اگر اندکی گونهات اشکآلود شد، مهربان خاندان پیامبر، آرام جانت شود که میشود.
اما سرعت ثانیههای ساعت امان را از تو میستاند و هنر تو این است که در عصر مدرنیته و تکنولوژی مغلوب آن نشوی بلکه بر آن فائق آیی و دل بسپاری به زیارت.
هواپیما بناست ساعت 10/10 صبح به زمین بنشیند، روی دقایق آن هم حساب کردهام، تاخیری که دیگر خیلی طبیعی به نظر میرسد. در نهایت ساعت 10/30 هواپیما در فرودگاه به زمین مینشیند، از قبل میدانم که باید سبک باشم. زمان کوتاه است، باید خودت باشی و خودت تا بتوانی وقتی به حضور میرسی دیگر دغدغهای نداشته باشی، بگویی خود خودم هستم و اینجا آمدهام بیتعلق؛ چراکه جنس زیارت همین بیتعلقی است، همین سبک بودن، همین دل بریدن و دلکندن و تقدیمکردن دل است به آنکه باید تقدیمش کنی.
ساعت 11 بعد از تحویل همان وسایل مختصر خبرنگاری مثل دوربین و ضبط پا میگذارم در داخل حرم. اول از همه وضو، پاکیزگی اصل نخست ارادت است. زمان زیادی نمیبرد. هر قدر هم که حرم بزرگ میشود، احساس نمیکنی که خیلی از آن دوری؛ خیلی زود خودت را جلوی صحن طلا میبینی و سقاخانه.
دیگر وقتی به اینجا میرسی گویی زمان در برابر معنویت متوقف میشود. وقتی پا میگذاری داخل حرم، وقتی که میگویی:
السلام علیک یا علی بن موسیالرضا
گویی که دیگر از بعد زمان آزاد میشوی، آزادِ آزاد؛ هر قدر که ساعت را نگاه میکنم، گویی هنوز زمان دارم، شروع میکنم زیارت امام رضا(ع) را میخوانم و نماز زیارت، یاد دوستان، طلبکردن بهترین آرزوها برای همه و...؛ گویی از زمان آزادم و هنوز هم وقت دارم؛ زمانی برای نیایش؛ گفتوگویی با خدا، در اینجا دیگر شفیع هم داری، کسی که میگوید او زائر من است، دوست من است و دوست تو.
میتوانی به خدا بگویی که در حرم امن امینت با تو سخن میگویم و میتوانی لبخند خدا را ببینی و بشنوی که بنده من تو به من نزدیکی و در اینجا در حرم رضا بر تو بهترین را رضایت میدهم... و وقتی لبخند خدا را میبینی و مهربانیاش را درک میکنی، گویی زندگی پیش چشمت عوض میشود، رنگ دیگری میگیرد، رنگ زیارت... و تو به من بگو اگر زیارت نباشد، چگونه میتوانی بر عقربههای تند ساعت غلبه کنی و در یک روز هم زائر باشی و هم کار کنی، خبر بنویسی، مصاحبه کنی و در نهایت دلت آرام بگیرد و نیمه شب دوباره به سرزمینت بازگردی.
و این خاصیت عشق است... .
مریم چهاربالش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: