دروغ گفتن در علایم رفتاری فرد تاثیر می گذارد. قضاوت درباره هر پدیده ای با استناد به اطلاعاتی است که از منابع گوناگون به دست می آوریم و یکی از آن منابع گفته های سایرین است و دروغ شنیدن قضاوت عادلانه را مختل می کند.
توجه به علایم رفتاری حاصل از دروغگویی برای قضات ، وکلا، ماموران انتظامی و همه آنها که به نوعی در مسند قضاوتند، مساله ای ضروری است. گرچه رفتارشناسی برای دروغگوهای حرفه ای مفید نیست ؛ چون آنها می توانند هنرمندانه علایم غیرکلامی ناخودآگاه را کنترل کنند و با تقلید برخی از نشانه های رفتاری راستگویان مخاطب را به اشتباه بیندازند.
هدایت ، قاضی بازنشسته دادگستری می گوید: مواردی را شاهد بوده که متهم خودش هم از راست و دروغ حرفهایش باخبر نیست.
این جور آدمها از سر عادت دروغ می گویند و چون خودشان هم دروغشان را باور کرده اند، هیچ گونه رفتار ناهنجاری نشان نمی دهند؛ اما با توجه به این که حافظه چنین افرادی نظم لازم برای نگهداری همه اطلاعات راست و دروغ را در کنار هم ندارد، معمولا به تناقض گویی دچار می شوند.
دروغگوهای غیرحرفه ای و آنها که در شرایط خاص و نه بکرات دروغ می گویند، معمولا به عذاب وجدان دچار می شوند و دروغ گفتن بر حرکات کلی بدن ، لحن ، تن و ضرباهنگ کلامشان تاثیر می گذارد.
در مواردی دیده شده است که ریتم کلام با نزدیک شدن به حقیقتی که قصد وارونه نشان دادنش را دارند تند می شود. آنها تند تند حرف می زنند تا دروغشان بین کلمات جا بماند یا طرف مقابل فرصتی برای تجزیه و تحلیل مسائل پیدا نکند و متوجه تناقض ها نشود.
گاهی هم سرعت صحبت کردن بشدت پایین می آید چون مجبورند همه جزییات دروغ را تصور کنند و بعد آن را به زبان بیاورند. دروغگوهای غیرحرفه ای معمولا نمی توانند دستهایشان را کنترل کنند و انگشت ها گاه گاه چشمها یا دهان را می پوشانند. دکتر منصوریان می گوید: دروغگوها معمولا قسم می خورند، چون مطمئنند طرف مقابل حرفهایشان را باور نخواهد کرد.
گاهی تن صدایشان بدون دلیل مشخصی بالا می رود یا به سرعت پایین می آید. یک متخصص رفتارشناس می گوید: آنها دوست ندارند توی چشمهای طرف مقابل نگاه کنند و هنگام صحبت کردن به اجزای صورتشان (مخصوصابینی) دست می کشند و از لمس کامل دست طرف مقابل طفره می روند.
مسلما هیچیک از این علایم نمی توانند کسی را مطمئن کنند که مخاطبش دروغگوست ، چون هر نشانه رفتاری را می توان به چندین مشکل درونی که یکی از آنها دروغگویی است ، نسبت داد.
گل و خار
گرچه به قول اسپانیایی ها گل و حقیقت هر دو خار دارند، گاهی لذت بو کردن گلی به درد خاری در دست می ارزد ؛ اما از آنجا که انسان موجودی کامل آفریده شده که هنوز به کمال نرسیده است ، دروغهای شیرین را به حقایق تلخی ترجیح می دهد.
در ایران باستان ، نیکویی گفتار یکی از 3 اصل اساسی دین بوده است و واژه دروغ را هم به معنی کذب و هم گرویدن به آیین اهریمنی می دانسته اند ؛ بدین معنی که اجدادمان بین دیگر فریبی و پیوستن به اهریمن ، مرزی قائل نبوده اند.
امامان نیز بر صداقت تاکید می کنند. امام پنجم می فرمایند: راستگویی را پیش از سخن گفتن بیاموزید.