بافت قدیم تهران یکی از جاذبه‌های شگفت‌انگیز پایتخت برای گردشگران است

خانه‌ای ‌روی ‌آب

در میان ازدحام و تراکم ساختمان‌هایی که این روزها به نوعی شبیه هم هستند، اگر گاهی در رفت‌وآمدهای روزانه اندکی تیزبین‌تر باشیم و فراتر از آنچه‌‌ به صورت عادت روزانه درآمده ببینیم، ممکن است سردر، نما یا خانه‌ای محصور در بافت‌های درهم پیچیده شهری توجهمان را به خود جلب کند.
کد خبر: ۴۷۷۸۶۲

فضای شهری ما و ویژگی‌های بصری آن برخاسته از نیازها و هویتمان در طول دوران مختلف است و معماری ما متاثر از ویژگی‌های زیستی و تاریخی زمان‌های گوناگون.

در این بین برای کلانشهری چون تهران که برق‌آسا در حال رشد و دگرگونی است، نیاز به ایجاد و حفظ نمادها و قابلیت‌هایی که در مرحله اول، ساکنانش را و در مرحله بعد مسافر، گردشگر یا رهگذران را اندکی به تامل، دقت و گردش در شهر وا می‌دارد، بیشتر حس می‌شود.

چراکه با این همه گسترش شهری، خطر دیده نشدن و پنهان ماندن برخی جاذبه‌ها به دلایل اقتصادی (عمدتا) بسیار زیاد است؛ کما این که در سال‌های اخیر شاهد تخریب یا بی‌توجهی به برخی خانه‌های قدیمی، به عنوان بخشی از هویت تاریخی و جاذبه فرهنگی، در این شهر بوده‌ایم.

بافت تاریخی شهر تهران در محدوده مناطق 11 و 12 که هسته اصلی آن منطبق با روستای تهران در 1100 سال پیش است، بیشترین آثار تاریخی شهر از سده هفتم هجری تا عصر حاضر را در خود جای داده و بازتابنده تحولات فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و کالبدی شهر طی قرون متمادی است. خانه‌های تاریخی تهران نیز که اغلب مربوط به دوره قاجار یا پس از آن هستند، یادگارهای معماری قدیم این شهر هستند که هر یک گویا و معرف فرهنگ بومی، معماری و شیوه زیست آن دوره و سیمایی از اصالت محله‌هایی است که در آن واقعند.

درک این واقعیت و بالارفتن فهم جمعی جامعه در خصوص چرایی حفظ این آثار و جاذبه‌های فرهنگی، در جلوگیری از تخریب آنها بی‌تاثیر نیست.

بگذریم از چند و چون ماجرای تخریب‌های بی‌امان خانه‌های قدیمی در سال‌های اخیر بویژه در تهران، که برخلاف ظاهر، اصل نیست و فرع است. درگیری‌های فلان سازمان و بهمان اداره و قوانین و مالکان، نقابی است که صورت مساله را پشت آن پنهان می‌کنیم و فراموش کرده‌ایم که در پس همه اینها یک تبانی جمعی و یک مساله فرهنگی است که هر یک از ما به نوعی در آن سهیم هستیم.

تجربه نشان داده که با اندکی نگاه متفاوت به این آثار و خارج‌کردن آنها از فهرست عناصر مزاحم در ساخت و سازهای تمام نشدنی شهرمان، می‌توانیم زمینه‌ای پویا برای ایجاد زیبایی بصری و جذب گردشگران داخلی و خارجی فراهم کنیم.

قابلیت‌های بهره‌برداری برای فعالیت‌های ایرانگردی، تبدیل شدن به موزه یا اماکن فرهنگی برای تحقیق و پژوهش علاقه‌مندان، پتانسیل‌های آشکار این خانه‌های تاریخی هستند و حفظ و احیای خانه‌های تاریخی به عنوان حاملان روح دوران خود، در توسعه گردشگری فرهنگی، تاثیر بسزایی دارد که این مهم به طرق گوناگون موجب درآمدزایی می‌شود.قبل از هر چیز فرهنگ‌سازی عمومی و خودسازی شهروندان و بعد از آن مرمت آثار و خانه‌های قدیمی، حفظ نمای قدیمی و بنای ساختمان جدید در پشت آن در صورت ضرورت تخریب به دلایل گوناگون، اضافه‌کردن ساختمان جدید به قدیم از طریق اتصال آنها به هم که بسیار در جهان از آن استفاده شده، کاربردی‌کردن بنا با کاربری‌های متفاوت اداری، موزه و... و همچنین تبدیل آنها به مکان و صحنه‌ای واقعی برای بازگوکردن تاریخ یا حوادث مربوط به آن یا همدوره با آن بنا در قالب نمایش برای جذب و راهنمایی گردشگر، ازجمله اقدامات و ترفندهایی است که مالکان خصوصی یا دولتی به کار بسته‌اند.

دیده شدن اصالت شهر یا محله در بدو ورود برای هر تازه واردی جذاب است بویژه اگر این اصالت در مجموعه‌ای پر از تضاد دیده شود و خودنمایی کند؛ همچون خانه‌ها و بافت‌های قدیمی تهران در لابه‌لای برج‌‌های تجاری و آسمانخراش‌ها که میان کوچه پس‌کوچه‌های برخی محله‌ها به چشم می‌خورد.

کهن‌ترین و اصیل‌ترین شکل حیات اجتماعی و شهری در تهران بزرگ، مربوط به محدوده مناطق 11 و 12 و محله‌های کهنی مانند عودلاجان، سنگلج، بازار، ناصرخسرو، چاله‌میدان، مولوی، لاله‌زار، دولت و... است. چقدر برایمان مهم و تأثیرگذار بوده اگر خانه یا مدرسه‌ای قدیمی که هر روز یا هر از گاهی از کنارش رد می‌شدیم دیگر نباشد و با خرابه یا جای خالی‌اش روبه‌رو شویم؟ در روزنامه‌ها و رسانه‌ها بسیار می‌نویسیم، می‌خوانیم و می‌بینیم و داد سخن می‌دهیم که چه شد و چه نشد؛ هر یک از ما در جایگاه خود به عنوان یک شهروند، یک مالک خصوصی، یک مسوول یا تنها یک ناظر چه می‌کنیم؟

به ارزش حفظ آثاری از نیاکانمان چقدر پی‌برده‌ایم و تا کی می‌خواهیم دنبال مقصر بگردیم؟ برای فرزندانمان و نسل آینده‌مان چه یادگاری بر جای می‌گذاریم و چه تعریفی از اصالت، هویت و نوستالژی ارائه می‌کنیم؟

یادمان باشد با تخریب خانه‌های اجدادمان و میراث فرهنگی، طبیعی و معنوی محله و شهرمان، هویت و تاریخمان را متزلزل می‌کنیم و راه را برای درآمدزایی، خلاقیت استفاده از ابزار و امکانات شهری برای احیا و حفظ آثار و جاذبه‌ها می‌بندیم.

اگر به مسائل اقتصادی کمتر بها دهیم می‌توانیم به جای تخریب و جایگزینی بنا یا خانه‌ای تاریخی با برج و مجتمع‌های تجاری منبع درآمد خوبی داشته باشیم.

به عمارتی جدید، نزدیک به معماری ظاهری بنای اصلی در یک یا دو طبقه، درون باغ و عمارت موجود یا متصل به بافت قدیمی با کاربری‌های متفاوت اکتفا کنیم. چه‌بسا با خلاقیت در چگونگی استفاده از این بناها و مشارکت مالکان خصوصی و نهادهای دولتی، درآمدزایی قابل‌توجهی در طولانی‌مدت ایجاد کنیم. چشمانمان را از دیدن زیبایی‌های معماری، تزئینات داخلی ساختمان‌های قدیمی و... محروم نکنیم و بگذاریم که احساس فرهنگ بومی ایران عزیزمان هوایی بخورد.

نرگس لطیف‌پور

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها