بزن در رو

چند روزی طنز ما تعطیل بود

با عرض سلامی مجدد و مشدد خدمت تمامی دوستان «بزن در رو»یی خودمان که چند روزی توفیق رفیق نبود تا در خدمتشان باشم و فی‌الحال همچین دلمان از برایشان تنگیده و لنگیده که دوست داریم همین لدی‌الورود، یک عکس یادگاری همراه با لبخند با هم بیندازیم.
کد خبر: ۴۷۷۰۶۶

درخواست لبخند:

لبخند تو را چند صباحی است ندیدم

یک بار دگر خانه‌ات آباد، بگو سیب!

البته جای دوری هم نبودیم. در همین کار و ابتکار طنزیدن بودیم؛ در ساحت و سایتی دیگر و فیس تو فیس‌تر!.... درگیر جشنواره طنز طهران. چهارمین دوره‌اش. الان هم خسته و کوفته و آش و لاش در خدمت!.... ما را به سخت جانی خود این گمان نبود.

چند برداشت آزاد: من از این جشنواره که با رویکرد پرداختن به مسائل شهری و شهروندی برگزار می‌شود، چیزهایی به سهم خودم برداشت کردم که مالی نیست و معنایی است. من از این جشنواره به این نتیجه متقن و محکم رسیدم که شما را الان می‌رسانم:

برداشت عینی: مردم شدیدا به لبخند و شادمانی درست و حسابی نیاز دارند. ازدحام ملت شدیداللحن بود. اسنادش هم موجود است. انگار که حلوا خیرات می‌کردند. حلوای تن‌ترانی که تا نخوری ندانی! طول صف منتظران ورود به سالن همایش‌های برج میلاد برای شرکت در جشنواره، بیشتر از ارتفاع خود برج بود. یک نفر را گفتیم اندازه بگیرد، گرفت، گفت درست می‌فرماییم. ما هم گفتیم احسنت!

برداشت هوایی: در این جشنواره ــ به رسم معمول هردوره از آن ـ هشت نفر از نام آشنایان عرصه فرهنگ و هنرسینما و تلویزیون و رادیو و مطبوعات و.... غیره که در طول سال‌ها تلاش و تکاپوشان، نخودی در آش شله قلمکار طنز فاخر انداخته‌اند، تجلیل به عمل می‌آید. مشکل جدید هر هشت نفر، همین هوای آلوده تهران و درشتی‌های این ریزگردهای دربه‌در شده بود.

برداشت عقلی: عبدالرحمان جامی بسیار راست گفته که گفته: «باغ خندان ز گل خندان است‌/‌خنده آیین خردمندان است». خردمندان، هنرمندان، نویسندگان، شاعران و مسوولان زیادی آمده بودند تا در کنار مردم و با مردم لبخند بزنند. گویا خیلی‌ها به این باور رسیدند که باید لبخند خود را به اشتراک گذاشت. کاش هر یک از ما در باشگاه لبخند، یک کد اشتراک داشتیم.

برداشت شلاقی: بعضی مسوولان بر خلاف برخی مسوولان، نه تنها از کشیدن کاریکاتورشان ناراحت نمی‌شوند، که برعکس خوشحال هم می‌شوند. در این جشنواره رسم بر تقدیم کاریکاتور چهره مسوولان مدیریت شهری است که کاریکاتور شهردار را به ایشان هدیه کردیم، با آغوش باز پذیرفت و لبخند زد. در این مراسم به عنوان دبیر جشنواره به ایشان روکردم و گفتم: به امید روزی که مسوولان خودشان درخواست کاریکاتور بدهند؛ البته بدون 25 ضربه شلاق!...

رضا رفیع

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها