او برای بزرگی در فوتبال فعل خواستن را به خوبی صرف کرد و یک لحظه نیز از حرکت و تلاش باز نایستاد. شاید هر کس دیگری به جای دایی بود، بعد از آن لگد مهلکی که دروازه بان بحرین به پهلویش وارد کرد، برای همیشه از فوتبال کنار میرفت، اما او قافیه را نباخت و باز هم در مسیر بزرگی کوشش کرد و مرارتها را به جان خرید تا بعد از درخشش در تیم ملی، سر از بوندسلیگای آلمان در آورده و ورای مرزها نیز سفیری شایسته برای ایران باشد. عرق و تعصب ذاتی این بازیکن اردبیلی در فوتبال آلمان و در سطح باشگاههایی چون آرمینیا بیله فلد، بایرن مونیخ و هرتابرلین نمود یافت تا نماینده شایسته فوتبال ایران هر روز بیشتر از قبل، نام خود را بر سر زبانها انداخته و افتخار بیافریند. گلزنی با تیم هرتابرلین در لیگ اروپا و گشودن دروازه تیمهای بزرگ میلان و چلسی، همه و همه بر اعتبار شهریار فوتبال ایران افزود تا به نوعی در قرن 21، فوتبال ما را با دایی بشناسند. هر چند همه این اعتبار میتوانست در مسیر اهداف بزرگتری چون ریاست فدراسیون فوتبال ایران و به تبع آن ریاست کنفدراسیون آسیا هزینه شود، اما چه میشود کرد وقتی دایی حضور در مستطیل سبز را به مدیریت و پشت میز نشینی ترجیح میدهد تا همه عشقش را در انتقال تجارب خود به آیندهسازان فوتبال این مرز و بوم مورد توجه قرار دهد. دایی، مربی بلند پروازی است؛ همان طور که در دوره بازیگری نیز بلند پرواز بود و میخواست با گلزنی و درخشش در مستطیل سبز، کفه رکوردهای شخصی خود را روز به روز سنگینتر کند. او امروز نیز در عرصه مربیگری اهداف بزرگی را در سر دارد و میخواهد درجه یک باشد. او تصریح دارد که نگاهش به زندگی عوض شده و میخواهد با دور شدن از اشتباهات قبلی، کارهایی را مورد توجه قرار دهد که پیش از این از آنها غافل بوده است. با علی دایی راجع به مسائل فوتبال و غیرفوتبالی مفصل به گفتوگو نشستهایم که مشروح آن در صفحه 7 روزنامه از نظر شما میگذرد.
امید توفیقی / گروه ورزش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم