در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
خرمشهر از مهمترین نقاط جنگ محسوب میشود. مقاومت 35 روزه و اشغال ۵۴۵ روزه و در نهایت پیروزی ایران در فتح دوباره این شهر آن را به یکی از مهمترین رویدادهای جنگ تبدیل کرده است. به همین دلیل خرمشهر پایتخت و مرکز جنگ تلقی میشود. این اهمیت باعث شده است این شهر در اغلب کتابهای مربوط به جنگ جایگاه ویژهای داشته باشد.
در طول سالهای جنگ و بعد از آن در حوزه کتاب آثار متنوعی به چاپ رسیده است که به توصیف و تحلیل و نقل و نقد این حوادث میپردازد. این کتابها در حوزههای متنوع سیاسی، نظامی، اجتماعی، ادبی و... به شرح ابعاد و زوایای هشت سال جنگ مقاومتها و ویرانیها و پیامدهای آن پرداخته است.
نخستین کتاب منتشر شده درباره خرمشهر کتاب یادواره دو مجاهد شهید در جنگ تحمیلی با کفار بعثی، برادر شهید احمد سلیمانی و برادر شهیدمجید سلیمانی است. یکی دیگر از نخستین کسانی که درباره خرمشهر نوشت پرویز مسجدی بود. او در کتاب «روزهای مقاومت در خرمشهر» درباره درگیریهای مردم با دشمن، حمله تانکها، روزهای مقاومت و درگیری در کوی طالقانی خرمشهر و خارج کردن زنان و کودکان از میان آتش دشمن مینویسد.
قاسمعلی فراست هم ازدیگر داستان نویسانی بود که درباره خرمشهر نوشت. او در مجموعه داستان «خانه جدید» حکایت یک رزمنده خرمشهری را میگوید که پس از محاصره شهر توسط دشمن و تخریب خانهها، به خانة خود رفته، آلبوم عکسهای خانوادگی را پیدا میکند و با تماشای عکسها به یاد گذشتهها میافتد که دوستانش او را برای اجرای پاتک صدا میکنند. نخلهای بیسر هم دیگر داستان تحسینشده او درباره خرمشهر است.
غلامرضا عیدان از دیگر داستاننویسان جنوبی بود که درباره خرمشهر نوشت. «شبی تا صبح» داستان دو جوان رزمنده خرمشهری به نامهای عظیم و برناس است که در کودکی همبازی بودهاند و اکنون از سرزمین خود دفاع میکنند و...
هادی خرمالی در مجموعه داستان «عشق را بیرون میکنند» رزمندهای را نشان میدهد که قبل از عمل جراحی، با ترکشهای درون بدن خود صحبت میکند. پزشک و پرستار فکر میکنند کسی در اتاق اوست و پس از فهمیدنواقعیت، میخندند و...
فاطمه حسنوند هم در مجموعه داستان «فردا» و در داستان «در پادگان دژ»، پاسداری با یک تانک غنیمتی را به تصویر میکشد که خواهران امدادگر مقیم خرمشهر را (که در زمان تجاوز عراق به خرمشهر، به رزمندگان کمک میکردند در لحظاتیکه تانک عراقی قصد شلیک به آنها را دارد، نجات میدهد. در «مادرانه»، مادری پس از 13 سال، پسرمفقودالاثرش را در خواب میبیند که نشانی خود را به مادر میدهد. مادر به مقر نگهداری اجساد شهدای تفحصمیرود و او را، که تنها چند استخوان است، با نشانی ویژهاش مییابد. داستاننویسان دیگری از جمله مریم جمشیدی در مجموعه «باد و باران»، حسینعلی جعفری در مجموعه «ماه تمام» بود، راضیه تجار در مجموعه «جایی که آسمانش آیینهکاری است»، فیروز زنوزیجلالی در مجموعههای «روزی که خورشید سوخت» و «حضور»، احمد شاکری در مجموعه «سرزمین پدری»، بیژن نجدی در مجموعه «داستانهای ناتمام»، یوسف عزیزیبنیطرف در مجموعه «حته، شط و مرداب» و علی فرخمهر در «عشق را باور کنیم؟» جنگ را به زیبایی روایت میکنند.
کاوه بهمن هم در رمان «جنگی که بود» داستان زندگی 2 جانباز به نامهای رضا و حبیب را روایت میکند.
همچنین میتوان به «چلچلهها» از محمود گلابدرهیی، «در جستجوی من» از منیژه جانقلی، «سرود مردان آفتاب» از غلامرضا عیدان، «ضیافت به صرف گلوله» از مجید قیصری، «کودکیهای زمین» از جمشید خانیان و... اشاره کرد.
محمدجواد جزینی / جامجم
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: