با ورزشکاری که برای دوومیدانی ایران تاریخ‌ساز شده است

حدادی: می‌خواهم به اندازه ساعی مدال بیاورم

گرچه در دوومیدانی ایران قهرمانان و ورزشکاران زیادی بوده‌اند که چراغ این رشته را با تمام سختی‌ها و مصائب قهرمانی خاص این رشته تا امروز روشن نگه داشته‌اند، اما بی‌تردید دوومیدانی ایران طی این سال‌ها بیش از همه متاثر از یک نام بوده است؛ احسان حدادی. ورزشکاری که با پرتاب 32‌/‌69 متری خود رکورددار آسیاست و با کسب مدال برنز جهان در سال 2011 در دایگوی کره جنوبی، فریادی به بلندای تاریخ این رشته برآورد. قهرمانی که زمانی با زدن حرف دلش برای قهرمانی در جهان، مورد تمسخر هم‌تیمی‌هایش قرار گرفته بود، حالا به پشتوانه این مدال ارزشمند و توانایی‌ها و انگیزه‌های بالایش، مصمم به کسب مدال در بازی‌های المپیک 2012 لندن است. تجربه حضور ناموفق در المپیک پکن نیز زمینه‌ای شده تا احسان با چشمانی باز و اطلاع از شرایط و فضای مسابقات، مهیای حضور در این بازی‌ها شود. او که تاکید دارد می‌خواهد با رکورد مدال‌آوری هادی ساعی در ورزش ایران برابری کند، بمبی از انگیزه است و اصلا باکی از این ندارد که باید با چه حریفان بزرگی از جهان در راه کسب مدال المپیک مبارزه و رقابت کند. فقط این را خوب می‌داند که توانایی مدال گرفتن و پرتاب دیسک به بالای 70 متر در وجودش هست و برای همین با اندیشه حضوری موفق در المپیک 2012 لندن، فعلا شب‌هایش را به صبح می‌رساند تا در این میدان بزرگ، نماینده شایسته‌ای برای ورزش مادر ایران باشد. با احسان دوومیدانی بعد از اردوی یک ماهه آفریقای جنوبی‌اش در دفتر تحریریه «جام‌جم» همصحبت شده‌ایم.
کد خبر: ۴۷۵۹۹۸

اردوی آفریقای جنوبی خوش گذشت؟

خوش که نه، چرا که برای تمرین به آنجا رفته بودیم و تمام تمرکزم به تمریناتی بود که از سوی مربی برایم در نظر گرفته شده بود.

آخر گفته می‌شد که احسان به آفریقای جنوبی می‌رود تا آنجا تنها از فضای کشور دور باشد، برای همین در دوره قبلی فدراسیون با این اردو موافقت نشد.

از این حرف‌ها زیاد راجع به من می‌زدند، در حالی که پیشرفت فنی و ارتقای رکوردهای شخصی‌ام مشخص می‌سازد که این اردو چقدر در بهبود کیفیت کارم تاثیر داشته است. به هر حال نمی‌خواهم زیاد راجع به گذشته صحبت کنم، چون اگر آقایان کارآمد بودند وزارت ورزش دست به ترکیب مدیریتی فدراسیون نمی‌زد.

به‌طور طبیعی احسان در شرایطی خود را آماده حضور در المپیک لندن می‌سازد که تجربه تلخ المپیک پکن را با خود دارد تا از این تجربه ناموفق پلی به موفقیت در المپیک لندن بزند. این مساله نیز ناشی از نگاه خوشبینانه نیست و رکوردهای شما آن را نوید می‌دهد. با این مقدمه سوال این است که احسان حدادی با چه رویکردی برای حضور در المپیک آماده می‌شود تا یک مدال تاریخی را نه‌تنها برای دوومیدانی که برای ورزش ایران به ارمغان بیاورد؟

خدمت شما باید عرض کنم که در ورزش قهرمانی همه چیز به تجربه ختم می‌شود. واقعیت این است که من در پکن تجربه لازم را نداشتم، شاید به لحاظ بدنی آماده بودم و قبل از المپیک پرتاب‌های خوبی داشتم، اما تجربه حضور در میدان بزرگ المپیک را نداشتم و سنم نیز به نسبت دیگر ورزشکاران کم بود و اصولا نمی‌دانستم که چگونه باید خودم را مهیای حضور در این بازی‌ها کنم. هر چند مربی‌ام در 10 دوره المپیک به عنوان ورزشکار و مربی حضور یافته بود، ولی مهم این است که ورزشکاران در این بازی‌ها تجربه المپیکی داشته باشند.

من پیش از این در مسابقات مختلفی شرکت کرده و مدال هم گرفته بودم، اما نمی‌دانستم که یک ورزشکار برای نتیجه گرفتن در المپیک باید یک دکتر خوب هم کنار خویش داشته باشد، من پیش از آن آسیب ندیده بودم و اصولا هیچ زمانی نیز به آسیب‌دیدگی فکر نمی‌کردم که روزی به سراغم بیاید.من قبل از المپیک از ناحیه کتف آسیب دیدم و با همان وضعیت در المپیک پکن شرکت کردم، در حالی که در حال حاضر تمام برآوردها را از حضور در المپیک لندن دارم.شک نکنید اگر تجربه المپیک را داشتم در پکن می‌توانستم مدال کسب کنم. این را میزان آمادگی من پیش از پکن 2008 بخوبی نشان می‌دهد.

چرا روند درمان این مصدومیت پیش از المپیک به‌گونه‌ای انجام نشد که بتوانید در المپیک پرتاب‌های خوبی داشته باشید؟

وقتی از ناحیه کتف آسیب دیدم، پزشکان گفتند اگر عمل جراحی انجام دهم احتمال بازگشتم به دنیای قهرمانی 30 درصد است و شاید دیگر نتوانم دیسک پرتاب کنم.این در حالی بود که پس از المپیک پکن به پزشک آلمانی مراجعه کردم و او تاکید کرد طوری عمل جراحی را انجام می‌دهد که صددرصد بتوانم به دنیای قهرمانی برگردم. پس از آن‌که در سال 88 در آلمان جراحی کردم، 6 ماه بعدش توانستم پرتاب‌هایم را در این ماده از نو آغاز کنم.

خوشبختانه با استفاده از مشاوره‌های این پزشک و بیشتر شدن تجربه خودم و مربی‌ام، شرایط کنونی‌ام امیدوارکننده است. خدا را شکر در این مدتی که مربی دارم هیچ کم‌کاری نکردم. با این‌که در دوره مدیریت سابق فدراسیون هم مربی نداشتم و خیلی هم اذیت شدم اما با همه وجود تمرین کردم و توانستم مدال برنز رقابت‌های جهانی را کسب کنم. الان شرایط خیلی خوب است و اگر مشکل خاصی پیش نیاید بیش از گذشته امیدوارم که در لندن نتیجه خوبی بگیرم.

اما به اعتقاد بسیاری از کارشناسان در کنار مصدومیت که یکی از عوامل ناکامی شما در پکن بود، تخمین خوبی نیز راجع به دوران اوج آمادگی‌تان نداشتید. مثالش نیز این است که شما قبل از المپیک به نقطه اوج رسیدید و بعد از آن دوره افت‌تان آغاز شد. اما حالا پس از گذشت 4 سال از آن رویداد، چنین به نظر می‌رسد که همه چیز برای حضور در المپیک لندن تحت کنترل و روبه‌راه باشد، این‌طور نیست؟

من چنین نظری ندارم. چون اگر شرایط کانتر قهرمان المپیک پکن را قبل از حضور در المپیک بررسی کنید، می‌بینید که در چندین مسابقه شرکت کرد و رکورد زد. اصلا شیوه کار در دوومیدانی طوری است که باید در مسابقات زیادی شرکت کنید تا به اوج آمادگی برسید. تمرین جای خود، اما برای به اوج رسیدن باید در 5 تا 10 مسابقه حضور یافت تا بتوان به شرایط آرمانی رسید.

من در مسابقات قبل از المپیک به اوج آمادگی نرسیده بودم و حتی وقتی در مسابقات بلژیک 60 متر و 10 سانتی‌متر پرتاب داشتم، مربی‌ام باور نمی‌کرد چون در اوج نبودم. یقینا اگر مصدوم نمی‌شدم در المپیک بالای 70 متر پرتاب داشتم یعنی رکوردی که تا حالا هیچ‌کس در بازیهای المپیک به آن دست نیافته است. انگار قسمت بود که مصدومیت کتف اجازه چنین کاری را به من ندهد. متاسفانه بعد از المپیک هم وقتی دلیل عدم نتیجه‌گیری‌ام را مصدومیت عنوان کردم خیلی اذیتم کردند و گفتند این توجیه مصدومیت، کار نخ‌نما‌شده‌ای است که همیشه بعد از شکست مستمسک ورزشکاران قرار می‌گیرد. این در حالی بود که من بیشتر از همه دلم می‌خواست در المپیک پکن نتیجه بگیرم، چون ‌برای آن خیلی سختی کشیده بودم.

از مهر 86 تمریناتم را برای المپیک پکن - که مرداد 87 برگزار می‌شد- شروع کردم و با وجود این‌که بدنم نسبت به بقیه ورزشکاران آماده‌تر بود، اما به دلیل مصدومیت نتوانستم موفق شوم. اتفاقا همان سال، مالاخوفسکی لهستانی یک ماه قبل از المپیک مصدوم شد اما خودش می‌گفت ظرف یک ماه مصدومیتش را برطرف کرده‌اند و در نهایت در المپیک موفق به کسب مدال نقره شد.

این نشان می‌دهد علم پزشکی ورزشی ما آن قدر پیشرفت نکرده است که بتوانند مصدومیت ورزشکاران را خیلی خوب و زود برطرف کرده و آنها را به دنیای قهرمانی برگردانند. برای همین می‌بینیم ورزشکاران زیادی از ایران به دلیل آسیب‌دیدگی یا ناکام مانده یا مجبور به خداحافظی از دنیای قهرمانی شده‌اند. فعلا که همه چیز خوب است و همه فکر و ذکرم موفقیت در المپیک لندن است. من طی این سال‌ها از درس و تحصیلاتم گذشته‌ام. فقط هدفم موفقیت در المپیک لندن است؛ بنابراین بر تمرین و برنامه‌ریزی روی این بازی‌ها متمرکز شده‌ام.

نگفتی در اردوی آفریقای جنوبی آنالیزی هم از حریفان خود داشتی؟

چون در این اردو ورزشکاران از کشورهای مختلفی حاضرند، هرکس به نوعی مشغول تمرینات خویش است. من هم در آنجا سرم به تمرینات سنگین خودم گرم بود و فقط در حین استراحت فرصتی پیش می‌آمد که با آنها گپ و گفتی داشته باشم.

ورزشکاران دوومیدانی از اواخر اردیبهشت مسابقات زیادی را پیش‌رو دارند که به‌طور طبیعی در رقابت‌های مهم لیگ الماس فرصتی ایجاد خواهد شد تا مربیان، آنالیز لازم را از وضعیت قهرمانان مختلف داشته باشند.

و به‌طور طبیعی در حال حاضر شرایط فدراسیون دوومیدانی به‌گونه‌ای است که اسباب رضایت شما را فراهم می‌کند. چون قبل از آمدن افشین داوری به فدراسیون، فدراسیون قبلی مناسبات خوب و حسنه‌ای با شما نداشت و به نوعی راهتان جدا از یکدیگر بود.

در حال حاضر از شرایط خیلی راضی هستم، گرچه خیلی زودتر از اینها می‌شد این شرایط را بر دوومیدانی ایران حاکم کرد و فدراسیون را دچار تغییر و تحول نمود، اما خب به هر حال باید این دوره گذار طی می‌شد تا مسوولان ورزش به این نتیجه برسند.

حدادی: می‌خواهم تا المپیک 2020 در صحنه باشم به شرط این​که زود پیرم نکنند. چون در ایران اغلب ورزشکاران که به 30 سالگی می‌رسند به آنها می‌گویند زشت است در صحنه باقی بمانی و بهتر است خداحافظی کنی

آقای داوری بلد است چطور با ورزشکاران برخورد کند. اما در فدراسیون قبلی حق به حقدار نمی‌رسید و بنا بر توانایی ورزشکاران مختلف به آنها توجه نمی‌شد. فکر می‌کنم پس از رفتن آقای کریمی از فدراسیون، باید خیلی زود یک رئیس خوب را در راس فدراسیون قرار می‌دادند. الان شرایط خوب است و مهم‌ترین نکته امیدوارکننده آرامشی است که دوومیدانی‌کاران از آن برخوردارند.

خود من به عنوان ورزشکاری که یک طلای جوانان جهان، 4 طلای آسیا، 2 طلای بازی‌های آسیایی و یک مدال برنز جهان را در کارنامه دارد، احساس خوبی از وضعیت موجود دارم، گرچه این شرایط حتی می‌تواند ایده‌آل‌تر نیز باشد و همه می‌توانند در این زمینه کمک حال دوومیدانی ایران باشند. در حقیقت با این شرایط فکر می‌کنم دوومیدانی ایران ـ که هیچ‌گاه رنگ مدال المپیک را به خود ندیده است ـ می‌تواند در لندن تاریخ‌ساز شده و صاحب مدال شود.

طوری صحبت می‌کنی که انگار قرار نیست‌ یکی غیر از خودت صاحب مدال المپیک شود. این مساله به نوعی می‌تواند حاکی از اعتماد به نفس بالای شما باشد. این‌طور نیست؟

فکر می‌کنم اگر مصدوم نشوم مدال خوشرنگ المپیک دور از دستانم نیست. شاید عده‌ای بخواهند تعبیر‌های مختلفی از این حرف من داشته باشند، اما خودم بهتر از هر کسی می‌دانم که چه سختی‌هایی کشیده‌ام و با چه بی‌مهری‌هایی مواجه بودم، مخصوصا در سال گذشته که سخت‌ترین سال زندگی‌ام در دوره قهرمانی بود.

اوج این بی‌مهری‌ها نیز زمانی بود که شما بدون همکاری فدراسیون روبه‌روی خبرنگاران نشستید تا حرف دلتان را به گوش مردم و مسوولان ورزش برسانید. نمی‌خواهی اشاره کنی که دلیل این بی‌مهری‌ها چه بود؟

قصد بازگشت به گذشته را ندارم و نمی‌خواهم از برخی افرادی صحبت کنم که قصدشان خدمت به دوومیدانی ایران نبود. همان‌طور که گفتم هدف من کسب نتیجه ایده‌آل در المپیک است و اگر به این هدف برسم بخوبی جواب همه آن بی‌مهری‌ها را خواهم داد و آنها متوجه می‌شوند چه اشتباهاتی مرتکب شدند.

بی‌تردید وقتی یک ورزشکار ملی قصد شرکت در مسابقه‌ای مهم چون المپیک را دارد همه باید او را کمک کنند. این در حالی بود که خیلی‌ها دلشان نمی‌خواست من پیشرفت کنم. برای همین هیچ‌کس فکر نمی‌کرد در مسابقات جهانی دایگوی کره جنوبی مدال بگیرم.

به هر حال فکر می‌کنیم مدال دوومیدانی برای ورزش ایران آنقدر مهم باشد که خواسته شود برای آن هر نوع هزینه‌ای صورت گیرد. آن هم در شرایطی که اگر هوشیار عمل کنیم می‌توانیم در این رشته صاحب یک مدال تاریخی شویم. فکر نمی‌کنی شرط 100 میلیونی شما برای حضور در لیگ چندان به مذاق فدراسیونی‌ها خوش نیامد؟

شاید خیلی‌ها ندانند جایگاه دوومیدانی ایران کجاست، اما هرکس رقابت‌های جهانی یا المپیک این رشته را از نزدیک تماشا کند دیگر سراغ فوتبال نمی‌رود. این رشته آنقدر زیباست که در اغلب مسابقات مهم آن 100 هزار تماشاگر حضور می‌یابند و این جایگاه رشته دوومیدانی را می‌رساند. من نه برای خودم، بلکه برای آن‌که از حق و حقوق سایر ملی‌پوشان دوومیدانی دفاع کنم، مبلغ 100 میلیون تومان را به عنوان شرط عقد قرارداد با تیم‌های باشگاهی مطرح کردم و فکر نمی‌کنم مبلغ بالایی هم باشد. مشکل فدراسیون قبلی نیز با من مساله شخصی بود و مهم این است که من الان در آرامش تمرین می‌کنم و نمی‌خواهم به گذشته برگردم.

با گرفتن مدال برنز جهان، خیلی‌ها پیش‌بینی می‌کنند که احسان در لندن روی سکو می‌رود. خودت چه فکر می‌کنی، کدام مدال را نشانه رفته‌ای؟

من حرفم را در میدان مسابقه خواهم زد. برخی ورزشکاران ما که حتی شانس مدال طلا هم دارند از المپیک هراس دارند، چون فضای روانی قضیه آن‌قدر برایشان حساس می‌شود که نمی‌توانند در مسابقات موجودیت حقیقی خود را عرضه کنند. به هر حال من با نظر مربی‌ام باید کمتر مصاحبه کنم تا دچار استرس نشوم. باید همه دست به دست هم بدهیم و ورزشکاران را از هر جهت برای حضور در المپیک لندن همراهی کنیم.

به هر حال نگفتی که روی مدالت باید حساب کنیم یا نه؟

من در این چند‌وقت تمریناتم را قطع نکردم و اگر بخواهم بگویم مدال می‌گیرم، سخنی به گزافه نگفته‌ام و به نوعی حقم است. اما بعضی وقت‌ها آسیب‌دیدگی گریبان ورزشکار را می‌گیرد یا شرایط روز مسابقه، وضعیتی غیرقابل پیش‌بینی را جلوی پای ورزشکاران می‌گذارد. به هر حال همه چیز باید دست به دست هم بدهد.

من وقتی از مسکو به سمت کره جنوبی محل برگزاری رقابت‌های جهانی می‌رفتم این حس را داشتم که مدال می‌گیرم و خدا را شکر به آن نیز رسیدم. باید بگویم تمرینات خوبی را در روسیه پشت سر گذاشتم و در حالی که قبل از آن زیر 64 متر پرتاب داشتم به لطف این تمرینات توانستم در جهانی با پرتاب 66 متر و 8 سانتی‌متر برنز بگیرم.

خوشبختانه همکاری جدیدی را با مربی روسم آغاز کرده‌ام و مو به مو برنامه‌های او را دنبال می‌کنم تا در لندن همانی باشم که همگان انتظار دارند.

گویا با مدال جهانی، بار سنگینی را از روی دوش خود زمین گذاشته‌ای و به نوعی همه باورت کرده‌اند؟

بعد از این‌که در دایگوی کره جنوبی مدال گرفتم همه قهرمانان آمدند و به من تبریک گفتند. می‌دانید چرا؟ چون من در مسابقات جهانی 2007 اوزاکا باید براحتی مدال نقره می‌گرفتم، اما متاسفانه در جریان آن مسابقات دچار سرماخوردگی شده و هفتم شدم. در بازگشت به ایران و رفع سرماخوردگی بعد از چند روز 66 متر و 30 سانتی‌متر پرتاب داشتم، پرتابی که در جهانی اوازاکا می‌توانست یک مدال خوشرنگ را برایم به همراه داشته باشد که متاسفانه چنین نشد.

سال بعد نیز در المپیک پکن آسیب‌دیدگی سد راهم شد. در جهانی 2009 به دلیل جراحی دستم نتوانستم در بلژیک حاضر شوم، گوانگجو 2010 به طلای بازی‌های آسیایی رسیدم و بالاخره 2011 مدال گرفتم. به هر حال خدا را شکر می‌کنم که این طلسم شکسته شد. چون در رشته ما اگر روی دور مدال‌آوری بیفتید راه برای مدال‌آوری‌های بعدی باز می‌شود و مطمئنا کسی که رکوردش تاپ‌لیست جهانی باشد دیگر استرسی برای مسابقه ندارد. من همه حریفان المپیکی خود را در یکی دو سال اخیر به لحاظ رکوردی پشت سر گذاشته‌ام و استرس رسیدن به آنها را ندارم، فقط باید در بهترین شرایط به لندن بروم و امیدوارم روز مسابقه‌ام در المپیک روز من باشد.

یک نکته که در رابط با تو حائزاهمیت است این‌که حریفان جهانی و المپیکی‌ات پا به سن گذاشته هستند و با توجه به شرایط سنی، این امکان برایت هست که آنها را در مسابقات جا بگذاری. معتقدم در پکن جدا از آسیب‌دیدگی، یک مقدار تحت تاثیر جو مسابقات قرار گرفتی. جدا از همه اینها این توانایی را در خود می‌بینی که دیسک را بالای 70 متر پرتاب کنی؟

در پکن جوگیر نشدم، اما خب سن و سال و تجربه قهرمانانی چون الکنا و کانتر از من بالاتر بود و من نیز آسیب دیده بودم. به هر حال یک‌سری از ورزشکاران هستند که دیگر جای پیشرفتی در پرتاب دیسک ندارند و به سقف توانایی خود رسیده‌اند، اما من این توانایی را در خودم می‌بینم که بالای 70 متر پرتاب کنم.

اما قبول کن که بعضی فرصت‌ها در ورزش بدون برگشت هستند و باید بتوانی از آنها خوب استفاده کنی، مثل المپیک پکن که از دست رفت. از آنجا که ورزشکار خوش‌روحیه‌ای هستی، در کوران رقابت باقی مانده‌ای تا در المپیک حرف‌های بعدی ات را بزنی.

حدادی: یقینا اگر مصدوم نمی‌شدم در المپیک پکن بالای 70 متر پرتاب داشتم یعنی رکوردی که تا حالا هیچ‌کس در بازی​های المپیک به آن دست نیافته است. انگار قسمت بود که مصدومیت کتف اجازه چنین کاری را به من ندهد

من از لحاظ روحی هیچ وقت مشکلی ندارم. قبل از پکن وقتی مسوولان ورزش بر سر یکی از جلسات تمرینی‌ام حاضر شدند به آقای علی‌آبادی گفتم از ناحیه کتف مصدوم هستم و نمی‌توانم در المپیک شرکت کنم. وضعیتم به‌گونه‌ای بود که حتی نمی‌توانستم رانندگی کنم و خیلی درد داشتم. اما آن‌ موقع برداشت‌های دیگری از این حرف من شد و راهی جز شرکت در بازی‌ها نداشتم. اما همه اینها تجربه است و می‌خواهم از آنها برای حضور در لندن استفاده کنم. مطمئنا ورزشکاری که آماده باشد اوج کارش را در مهم‌ترین مسابقه زندگی‌اش به نمایش می‌گذارد.

اگر در رشته ما یک کار را اشتباه انجام دهید حتی یک تکنیک کوچک هم روی رکوردها تاثیر می‌گذارد. به هر حال به آینده امیدوارم و دوست دارم دل مردم کشورم را با مدال المپیک خوشحال کنم. اگر در دوومیدانی مدال بگیریم به چهارمین رشته مدال‌آور کشور تبدیل می‌شویم که در المپیک صاحب مدال شده است. اگر این اتفاق بیفتد خیلی اتفاق خوبی برای ورزش ایران خواهد بود. آن هم در میدانی که در مرکز توجه قرار دارد، فقط این را بگویم که در حال حاضر بلیت فینال دو 100 متر المپیک، 3 میلیون و 500 هزار تومان قیمت دارد و این جذابیت کار را نشان می‌دهد.

برنامه‌ریزی کرده‌ای که تا المپیک لندن در چه مسابقاتی حاضر شوی؟

من در این زمینه تابع مربی‌ام هستم و ایشان تصمیم می‌گیرد که در چه مسابقاتی شرکت کنم و چه موقع زمان استراحتم است. فقط می‌دانم 2 ماه قبل از المپیک در هیچ مسابقه‌ای شرکت نمی‌کنم.

و به‌طور طبیعی امسال می‌خواهی در لیگ الماس نتیجه خوبی از خود بر جای بگذاری؟

چون در این رقابت‌ها که در کشورهای مختلف برگزار می‌شود پول خوبی می‌دهند 8 نفر اول دنیا به نام دعوت می‌شوند. البته بیشتر ورزشکاران دوومیدانی منبع درآمدی‌شان از این مسابقات است و در نتیجه سعی می‌کنند بهترین پرتاب‌ها را داشته باشند.من هم از این مساله استثنا نیستم.

روی کدامیک از قهرمانان در المپیک لندن حساب جداگانه‌ای باز کرده‌ای؟

من همه حریفانم را جدی می‌گیرم و روی همه آنها حساب می‌کنم و اصولا نباید هیچ حریفی را دست کم گرفت. یکی دو سال آنها را دست‌کم گرفتم و نتیجه این شد که نفر هشتم من را گرفت. به‌طور مسلم در المپیک همه به‌دنبال مدال هستند و هیچ‌کس صرف حضور گام به میدان نمی‌گذارد.

از 11 هزار ورزشکار شرکت‌کننده در المپیک 2 هزار نفر دوومیدانی‌کار هستند و برای کسب 144 مدال رقابت می‌کنند. در جمع‌بندی من 8 نفر در پرتاب دیسک شانس کسب مدال هستند.

کانتر قهرمان المپیک پکن، الکنا قهرمان المپیک و جهان از لیتوانی، مالوخوفسکی نایب قهرمان المپیک از لهستان، هارتینگ قهرمان جهان از آلمان، 2 پرتابگر روس و 2 آمریکایی و مجارستانی. به‌طور مسلم هرکس بهتر باشد بهترین مدال را می‌گیرد.

در حالی که ابتدا اعلام شد پرچمدار ایران در المپیک خواهی بود، اما بلافاصله چند روز بعد اعلام شد که هنوز پرچمدار مشخص نشده است. در این زمینه صحبتی با شما شده؟

خوشحال می‌شوم اگر چنین افتخار بزرگی نصیبم شود. البته ورزشکاران بهتری از من هستند که می‌توانند پرچمدار باشند، اما اگر در نهایت من برگزیده شوم، در فاصله 2 هفته به آغاز بازی‌ها به انگلیس خواهم رفت تا علاوه بر شرکت در مسابقات دایموند لیگ، پرچمدار ورزش کشورم در مراسم افتتاحیه باشم. بعد از مراسم نیز بلافاصله راهی آلمان می‌شوم تا تمریناتم را تا شروع مسابقات در این کشور انجام دهم.

راستی با این وضعیت فکر می‌کنی تا چه زمانی در عرصه رقابت‌های قهرمانی حضور داشته باشی؟

می‌خواهم تا المپیک 2020 در صحنه باشم، یعنی تا 35 سالگی؛ سنی که یک ورزشکار در اوج تجربه و پختگی خود قرار دارد. البته همه اینها بستگی دارد به این‌که زود پیرم نکنند. چون در ایران اغلب ورزشکاران که به 30 سالگی می‌رسند به آنها می‌گویند زشت است در صحنه باقی بمانی و بهتر است خداحافظی کنی.

عباس صمیمی در 29 سالگی مجبور به خداحافظی شد، ولی من پرروتر از این حرف‌ها هستم و می‌خواهم تا 35سالگی در عرصه رقابت باقی بمانم. به صمیمی هم گفتم خیلی زود کنار رفتی. ایراد این است که خدا نکند در ورزش ما ورزشکاری که 6 ماه کوچک‌تر است شما را بگیرد، بلافاصله برچسب پیر شدن را به آدم می‌زنند و به نوعی مجبورت می‌کنند که کنار بکشی. به هر حال من می‌خواهم تا المپیک 2020 در صحنه باشم و با رکورد مدال آوری هادی ساعی در عرصه بازی‌های المپیک برابری کنم.

اما در رابطه با شما که چنین مساله‌ای مطرح نیست و به نوعی ابایی از این نداری که چند حریف خوب همیشه در کنارت باشند و رقابت کنند؟

درست می‌گویید، چون من واقعا روحیه رقابت‌طلبی دارم و همیشه دوست دارم یکی برایم کری بخواند یا مسوولان بگویند تمام شده‌ای. این چیز‌ها به من انگیزه خیلی خوبی می‌دهد. مدال جهانی کره جنوبی را نیز حسی گرفتم چون این مدال باعث شد حرف‌هایم را خیلی راحت بزنم و بازتاب خوبی داشت و مردم خیلی به من محبت کردند.

شرایط امروز دوومیدانی ایران را چگونه ارزیابی می‌کنی؟ آیا شرایط به‌گونه‌ای است که ما چند احسان حدادی دیگر داشته باشیم؟

مهم‌ترین عاملی که اجازه نداده در دوومیدانی مثل رشته‌های دیگر پیشرفت کنیم در درجه اول این بوده که خود ورزشکاران نخواسته‌اند. معتقدم در درجه نخست خود ورزشکار باید طالب پیشرفت بوده و در این مسیر نیز اعتماد به نفس‌اش بالا باشد.

خوب به یاد دارم زمانی در آکادمی ملی المپیک تمرین می‌کردیم و چند ورزشکار دارای مدال آسیایی در کنار ما حاضر بودند. وقتی حرف پیش آمد من گفتم می‌خواهم مدال جهانی بگیرم، آنها 2 ساعت به من خندیدند و گفتند این بچه چه می‌گوید! فوق‌اش مثل ما می‌توانی به مدال آسیایی برسی.

من وقتی آمدم دوومیدانی 16 ساله بودم و آرزویم قهرمانی جهان بود و به لطف خدا تا اینجا رو به جلو حرکت کرده‌ام. بنابراین معتقدم ورزشکاری که می‌خواهد در این رشته پیشرفت کند و موفق شود باید اهداف بزرگی را برای خود تعریف کرده و به حداقل‌ها قانع نشود. دومین دلیل نیز به بی​ثباتی مدیریت برمی‌گردد که دوومیدانی نیز از آن بی​بهره نبوده است.

در دوره کفاشیان، جلالی و کریمی، دوومیدانی ایران خوب پیشرفت کرد اما بعد از کنار رفتن مصطفی کریمی، دوومیدانی ایران با مدیریت ضعیف10 سال عقب افتاد. خوشبختانه آقای افشین داوری به علت مدیریت و تجربه بالا در عرصه ورزش می‌تواند هدایتگر خوبی برای دوومیدانی باشد. او از روزی که آمده آرامش را برای این رشته حکمفرما کرده است. ورزشکار جماعت هم همین را می‌خواهد و فکر می‌کنم وی در کارش موفق شود.

استعداد در ایران هم زیاد است، می‌توانم بگویم 2 هزار تا احسان حدادی داریم و به دلیل 4 فصل بودن کشور می‌توانیم از امکانات خدادادی بهترین بهره را برای کشف استعدادها داشته باشیم. در رشته پرتاب‌ها هم استعدادهای ژنتیک خوبی در سطح کشور داریم و اگر استعدادیابی شود می‌توان ورزشکاران خوبی را از میان آنها پرورش داد.

حجت‌اله اکبرآبادی ‌/‌ گروه ورزش

newsQrCode
ارسال نظرات در انتظار بررسی: ۰ انتشار یافته: ۰

نیازمندی ها