در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
بازار ارتباط نزدیکی نیز با فرهنگ دارد. بازارهای تودرتو، طاقهای به هم پیوسته، حجرههایی که نشان از صمیمیت و سنت دارند، همه نماد فرهنگ این کشور هستند، همانگونه که آسمانخراشهای بلند و پاساژهای مدرن و پلههای برقی که طبقات مختلف را به یکدیگر پیوند میدهد، نماد فرهنگ مدرن امروز هستند.
هر جا که بروی، بازار یکی از نخستین جذابیتهاست، چراکه علاوه بر خرید، بازار دکوراسیونی از فرهنگ کشورهای مختلف است که آن را به نمایش میگذارند؛ نوع پوشاک، نوع خوردنیها، تفریحات و علاقهمندیها همه ازجمله دغدغههای مشترکی است که در بازار میتوانی پاسخی درخور و مناسب برای آن پیدا کنی.
بازار یک نماد است؛ نمادی از سبک زندگی، روابط انسانها و از دیرباز این نماد پابرجا بوده است و به همین دلیل بازارها متناسب با سبک زندگی افراد جامعه تغییر پیدا کردهاند، اما از بین نرفته و باقی ماندهاند.
بازارها هر چند نماد تعامل اقتصادی هستند، اما در بطن آن عمیقترین مفاهیم جامعهشناسی و مردمشناسی نهفته است و از همین رو همواره بازار در کنار مسجد، مدرسه و گرمابه به عنوان عناصر شهری مورد توجه بوده و از اهمیت آن هیچگاه کاسته نشده است و حتی مدرنیته و تکنولوژی نیز نتوانسته است خدشهای به آن ایجاد کند.
به عنوان مثال در شهرهای مدرن در عمل نماد گرمابه به عنوان یکی از نمادهای شهری از بینرفته است، اما در مدرنترین شهرها همچنان بازار با قوت زیاد پابرجا باقی مانده است، شکل آن اندکی تغییر پیدا کرده است، اما بهرغم ورود رقیب سرسختی به نام بازار دیجیتال و خرید و فروش الکترونیک، بازار همچنان در راس نمادهای شهری باقی مانده است و همچنان نیز بعید به نظر میرسد این نماد در طول زمان جایگاه خود را از دست ندهد، به دلیل این که در ذات بازار آنچه مهم و آن را جاوید و پایدار کرده است، تعاملهای انسانی است و تعاملهای اقتصادی در مرحله دوم قرار دارد و از آنجا که تعاملهای انسانی هیچگاه از بین نمیرود، بازار نیز دوام و بقای خود را حفظ خواهد کرد.
هنوز خیلی از سفرها با محوریت خرید شکل میگیرند و هرکدام از ما شاید بارها و بارها این حس را تجربه کرده باشیم، حسی که شاید در نهایت بتواند منجر به شکلگیری گردشگری خرید شود.
شهری به نام بازار
یکی از وجوه مشترک شهرهای بزرگ ایران بازارهای آن است، به شکلی که این روزها بازار تبدیل به یکی از جاذبههای مهم آن شهرها شده است.
بازارهای شهرهایی چون تبریز (که بازارش ثبت جهانی شده است)، قزوین، مشهد، اصفهان، شیراز، کرمان و.... یکی از مقاصد اصلی گردشگران داخلی و خارجی است.
از لحاظ اجتماعی ـ فرهنگی بازار مرکز بزرگ خبررسانی درون شهری بوده است. اطلاعات و اخبار از همه مراکز مذهبی (مانند مسجد جامع)، آموزشی (مدارس دینی)، اداری (دارالحکومه و دیوانها)، اقتصادی (راستهها، سراها و حجرهها) و دیگر مراکز، نخست وارد بازار اصلی میشد و از آنجا به همه نقاط شهری جریان مییافت.
اخبار مهم را منادیان و جارچیان در بازارها به اطلاع مردم میرساندند. آذینبندی رسمی بازارها و باز بودن آنها و نیز بازی و نمایش به مناسبت وقایع شادکننده و جشنهای مذهبی و ملی و مراسم پذیرایی از مهمانان خارجی و بزرگان مشایخ همیشه معمول بوده و بر رونق بازار میافزوده است.
بازارها همچنین مهمترین محور و شاهراه ارتباطی در شهرهای قدیم بود و بیشترین آمدوشد شهروندان در آن صورت میگرفت.
به عبارت دیگر مهمترین کانال ارتباطی شهرها بود که نهتنها مردم کالاها و سرمایههای خود را در آن به جریان میانداختند، بلکه اطلاعات و اخبار نیز از این طریق به اطلاع شهروندان میرسید.
هنگامی که شخص یا افرادی که مورد توجه مردم بودند به شهری وارد میشدند ورود آنها غالبا از سمت دروازه بازار بود.
در هنگام جشنهای ملی و مذهبی فضای بازارها تغییر میکرد و برای برپایی جشن آماده میشد، بازارها غالبا در هنگام عزاداری یا ایام سوگواری تعطیل میشد.
به همین دلیل است که بازار نماد همبستگی و یکپارچگی شهر محسوب میشد؛ اتفاقی که کم و بیش تا عصر حاضر ادامه دارد و همچنان نماد همبستگی مردم یک شهر محسوب میشود.
فارغ از جنبههای اقتصادی و اجتماعی این محل از لحاظ معماری هم ویژگیهای منحصربهفرد خود را دارد. این مکانها که غالبا سرپوشیده بود براساس بافت شهریشان معماری ویژه خود را داشت.
به همین دلیل است که با وجود وجوه مشترک بسیار، تفاوتهای شگفتی نیز در آنها به چشم میخورد. به عنوان مثال بازار تبریز از لحاظ معماری تفاوتهای جالب توجهی با بازار کاشان دارد. شگفتیهای معماری بازار شیراز همتراز زیباییهای بازار اراک است اما تفاوتهایش هم جالب توجه است.
بازارها از آنجا که محل رفت و آمد تعداد زیادی از اهالی شهرها بودند (چرا که محل اصلی داد و ستد و فعالیتهای اقتصادی بود) و البته از آنجا که در میانه شهرها قرار داشت امکانات بسیاری را هم در دل خود داشت.
از آنجا که تعداد زیادی از اهالی شهرها زمان بسیاری از روز را در بازارها میگذراندند بسیاری از امکانات رفاهی برای زندگی این افراد در بازارها شکل گرفت.
مسجدها، امامزادهها، کتابخانهها و حتی حمامهایی که در دل بازارها قرار گرفت برای پاسخ به این نیاز اهالی است؛ وجوهی که شکل مدرن شده بازارها یعنی پاساژها فاقد آن است؛ چرا که بیشتر محل گذر افراد است و تعداد کمی از افراد در این پاساژها به صورت مدتداری حضور دارند.
بسیاری از بازارها ماهیتشان براساس مشاغلی شکل گرفت که در آن بازر وجود داشت، به عنوان مثال بازار مسگرها تعداد بیشتری مسگر را در خود جای داده بود نسبت به بزاز و به همین شکل بازار طلافروشان، بزازها و... نامگذاری شد و شکل گرفت.
هر چند این روزها تنها این نام روی بازارها مانده است و با از بین رفتن این مشاغل این محلها نیز تبدیل به مغازههای دیگری شد.
اما گسترش بازارها در دوره معاصر درست مثل خانهها از لحاظ معماری دستخوش تغییر فراوانی شده است.
بازارهای یک طبقه در عصر مدرن از سطح به ارتفاع گسترش پیدا کردند و جای بازارهای سرپوشیده همیشگی پاساژهای چندین طبقه شکل گرفت؛ درست مثل خانههای حیاطدار و بزرگی که تبدیل به آپارتمانهای چندین طبقه شد.
مریم چهاربالش
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: