در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
شاید کسی با شنیدن این کلمات به کولر فکر کند، آنیکی به لباسهای سبک و یکی دیگر، یعنی همان یکی دیگری که به پیشنهادهای آخر هفتهای ما عادت کرده است، با شنیدن این کلمات ذهنش یکراست میرود سراغ یک جای دنج خرم و خنک که زمینش از چمن تازه و خیس پوشیده شده باشد و فوارههای بلند حوضهایش سر به آسمان بساید، جایی مثل بوستان آب و آتش در بزرگراه شهید حقانی تهران، پس از چهارراه جهان کودک! این بوستان 24 هزار مترمربع مساحت دارد و گرچه از زمان تاسیس آن کمتر از سه سال میگذرد، اما در همین سالها خیلی از تهرانیها آن را در فهرست مکانهایی که حتما باید در هر بهار و تابستان به آنها سر بزنند، قرار دادهاند.
چرا اسم این بوستان را آب و آتش گذاشتهاند؟ دلیلش شاید این باشد که در طراحی آن، آب و آتش در هم آمیخته است.
در ورودیاش، ستونهایی کار گذاشته شده است که غروبها از آنها آتش زبانه میکشد و کمی جلوتر از این ستونها زمین پر از فوارههایی است که وقتی کار میافتند، آب را با فشار پودر میکنند و بیرون میریزند.
بوستان آب و آتش را بوستان حضرت ابراهیم(ع) هم میگویند و در برخی شبها نقالی هم در آمفیتئاترش زندگی این پیامبر را شرح میدهد.
بوستان، آلاچیقهایی برای خانوادهها دارد که میتوانند زیر آنها بنشینند و شام بخورند. برخی از این آلاچیقها فقط سکویی دارد که میشود روی آن زیرانداز بیندازید و بنشینید و برخی دیگر میز و صندلی هم دارد.
بوستان آب و آتش اسباب بازیها و سرگرمیهای عجیب و غریبی هم دارد مثل فرفره که باید قره قره آن را مثل کماندوها دست بگیرید و با آن روی سیمی نازک و سیاه سر بخورید یا برج فانوس که اگر از آن بالا بروید چشماندازی بسیار زیبا از پارک را خواهید دید.
علی یوشیزاده
در تپش این هفته، ماجرای فریب و تعرض در پوشش عرفانهای دروغین و رمالی را بررسی کردیم
گزارش «جامجم» درباره دستاوردهای زبان فارسی در گفتوگو با برخی از چهرههای ادب معاصر
معاون وزیر بهداشت: